بعد روسری هامونم مسخره طور سرمون کردیممم
دیگه جاتون خالی یه مجلسی راه انداخته بودیم بیا و ببین😂
بعد حالا فکر کنین همه مون تو نقش مون فرو رفته بودیم یهو معلم درو باز کرد اومد تو🤦♀😂😂
قشنگ همه تو هم پیچیدیم هرکی یه سمت میدویید که بشینه سر جاش
بعد من با اون حالت و دف به دست خودمو انداختم رو یه صندلی حالا خندمم گرفته بود مگه بند میومد؟ 😂
همینجوری دستمو گرفته بودم جلو صورتم داشتم هر هر میخندیدم
خب عاملِ اصلی هم خودم بودم دیگه😂 من ایده رو داده بودم
این معلمم که درو باز کرد قشنگ موقعیت مون یه جوری بود که معلوم بود فتنه اصلی از کی بلند میشه😂😂
بعد من همینجوری رو صندلی سرم پایین بود داشتم میخندیدم که با یه جمله معلم به مرز مرگ رفتم از خنده😂
سرم پایین بود دیدم اومد سمتم دستشو گذاشت رو شونم با همون لحن خواننده ی اصلی گفت: سلاااام فرماندهههه!
ینی ببینید اون لحظه پاااشیدم از خنده🤣
https://eitaa.com/himayejan/5605
وای😂🤦♀
خب شما میتونین زرنگ باشین و قبل از اینکه گیر بیفتین عملیات رو به اتمام برسونید😁😂
https://eitaa.com/himayejan/5605
ارههه😂
بعد اخه میدونی بچه های ما کلا اینجوری هستن، ینی منتظرن یکی یه ایده خز یا مسخره بده اونا سریع عملی کنن😂 که خب این بار این مسئولیت خطير رو من به عهده داشتم🙂😂