یکی از بچه های سال بالایی مون یکی دو روز پیش بله برونش بود🥺
بعد امروز سه چهارتایی ریختیم سرش با کلی اصرار یکی از عکسای خدتش و دامادو یه لحظه نشون مون داد، گااااد خیلی خییییلی کیوت بودننننن
خییییییلیییی
اصننننن آهههه ಥ‿ಥ
اولش که فقط عکس خودشو نشون داد، میگقت روم نمیشه دامادو نشون بدم، ولی خودشم عین ماه شده بود، تو اون لباسِ سفیدِ بلند🥺