eitaa logo
هیمآ...♡
139 دنبال‌کننده
6.1هزار عکس
1.2هزار ویدیو
19 فایل
شاید نویسنده... باید به خودمون برگردیم، اون منتظرمونه! و بیا بیدار شیم، تا بیشتر از این، غرقِ خواب نشدیم...! اینجا خود واقعی‌ت باش، اون قشنگتره :) (پیام سنجاق شده رو بخونید لطفا) https://abzarek.ir/service-p/msg/4297348 حرف؟
مشاهده در ایتا
دانلود
هیمآ...♡
با روشِ "بارش فکری" الان میگم.
فرض کن میخوای در مورد یه موضوع بنویسی یا ایده پردازی کنی. مثلا در مورد یه شب زمستونی. یه کاغذ بردار و اون موضوع رو وسطش بنویس. بعد اولین چیزی که با شنیدن اون موضوع به ذهنت میاد رو کنارش بنویس، و همینجوری انقدر ادامه بده که تقریبا کل کاغذ با حداقل نصف کاغذ پر بشه. وقتی به اخرین چیزایی که به ذهنت اومده نگاه کنی ذهنت خیلی بازتر میشه و راحت تر میتونی برای چیزی ایده پردازی کنی. معمولا توی ایده پردازی اولین چیزی که به ذهن ادم میاد چیزیه که به ذهن همه مردم میتونه بیاد و طبیعتا ایده خوبی نیست. پس اگر میخوای ایده پردازی ناب و متفاوتی داشته باشی همیشه اولین چیز رو بذار کنار و با همین روش بارش فکری به ایده های بیشتر برس.
هیمآ...♡
فرض کن میخوای در مورد یه موضوع بنویسی یا ایده پردازی کنی. مثلا در مورد یه شب زمستونی. یه کاغذ بردار
اصلا ذهنتو بسته نگه ندار، اسمش روشه: بارش فکری بذار بی ربی و با ربط، هرچی که هست توی ذهنت تخلیه بشه و بعد بهشون که. نگاه کنی خیلی راحت میتونی ازشون برای ایده پردازی استفاده کنی.
اگه روش نوشتنش روی کاغذ رو متوجه نشدی بگو که یه نمونه شو بنویسم برات بذارم که کامل بفهمی❤️
شعر میخوام شعررر
چمدان دست گرفتم که بگویی نروم... تو چرا سنگ شدی، راه نشانم دادی؟
تو چه دانی که پسِ هر نگه ساده من... چه جنونی، چه نیازی، چه غمی‌ست...
من نباشم چه کسی جای مرا می‌گیرد؟ گاهی از تلخی این شعر دلم می‌گیرد :)
سرگشته محضیم و در این وادی حیرت عاقل تر از آنیم که دیوانه نباشیم...
درد دارد نفسم بندِ تو باشد اما...! نفست وصل به غیر و نگه‌ات جای دگر...
گرچه چشمان تو جز از پی زیبایی نیست دل بکن! آینه اینقدر تماشایی نیست...! حاصل خیره در آیینه شدن ها آیا؟ دو برابر شدنِ غصه تنهایی نیست...؟
می‌بینمت از دور و زیاد است همین هم این سوخته‌دل ساخته با کمتر از این هم صدبار صدایت زدم اما نشنیدی یک چشم بگردان به من گوشه‌نشین هم عشقی که زمینی نشود فایده‌اش چیست؟ ای ماه بینداز نگاهی به زمین هم گفتی که ز خود بگذر و دیدی که گذشتم از روح و روان هم، تن و جان هم، دل و دین هم از پیچ و خم رود گذشتیم و رسیدیم از چشمه‌ی تردید به دریای یقین هم ای زاهد اگر منکر عشقی به جهنم ! ما با تو نیاییم به فردوس برین هم
شادم تصور میکنی وقتی ندانی لبخند های شادی و غم فرق دارند...!