eitaa logo
هیمآ...♡
137 دنبال‌کننده
6.1هزار عکس
1.2هزار ویدیو
19 فایل
شاید نویسنده... باید به خودمون برگردیم، اون منتظرمونه! و بیا بیدار شیم، تا بیشتر از این، غرقِ خواب نشدیم...! اینجا خود واقعی‌ت باش، اون قشنگتره :) (پیام سنجاق شده رو بخونید لطفا) https://abzarek.ir/service-p/msg/4297348 حرف؟
مشاهده در ایتا
دانلود
تا اینکه رسید به اونجایی که باید جدا می‌شدیم ಥ‿ಥ برگشت گفت ببین این پله هارو میری پایین سوار قطاری که اومد میشی... بعد من یه نگاه به پله کردم یه نگاه به جمعیت زیاد یه نگاه به محیط بسته! برگشتم گفتم ینی چیییی؟ گفت خیلی ساده ست بابا نترس. و من همچنان با ترس و ابهام نگاش میکردم که گفت: میخوای باهات بیام؟ بیا ببرمت سوار شو بعد خودم میام بالا میرم... :)))
منو آورد پایین، و من همچنان داشتم به اون جمعیت نگاه میکردم و فکر میکردم خدایی اینهمه ادم چرا باید اللن تو این مسیر باشن، کف یهو زهرا برگشت گف: میدونی دارم به چی فکر میکنم؟ به اینکه خونه خواهر منم تو همین مسیره و مامانم الان اونجاس. میخوای باهات بیام؟ تفاوت مسیر مون ففط یه ایستگاهه، یه ایستگاه باید تنها باشی. و سریع گوشیشو درآورد زنگ زد به مامانش گفت مامان میشه من بیام اونجا؟ به دلایلی که بعدا بهت توضیح میدم(مدیونید فکر کنین منظورش ترس من بود و تنهاییم بود😂) الان میخوام بیام اونجا. و همین! کلا مسیرش رو عوض کرد و اومد پیش من، کل مسیرم هی حرف میزد و می‌گفت می‌خندید که حواسم از مجیط پرت شه... :)
مثلا وجود همچین آدمی رو که مهربونای اینجوریش قبلا هم بهم ثابت شده رو تو زندگیم نعمت میدونم :))
میگه که عشق در شوق سلامی‌ست سر ساعت هشت :)
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا💛
عشقتو خدایی کن، حلال کن، پاک کن... اونوقت جز لذت و تکامل چیزی حس نمیکنی و جای برای ترس نمیمونه :)❤️
سلام فرزندم خوبی؟🌿 اینو صبح دیدم همون موقع هم برات دعا کردم، چیشد؟ خوب بود؟
چشم🌱
اگر خطا نکنم، عطر، عطر یار من است کدام دسته گل امروز بر مزار من است گلی که آمده بر خاک من نمی داند هزار غنچه خشکیده در کنار من است گل محمدی من، مپرس حال مرا به غم دچار چنانم که غم دچار من است توقرص ماهی و من برکه ای که می خشکد خود این خلاصه غم‌های روزگار من است بگیر دست مرا تا ز خاک برخیزم اگرچه سوخته ام، نوبت بهار من است | @fazelnazarigram 📚 از کتاب
https://eitaa.com/mjholat/4136 مه لقا خانم مامان نقش مامان‌بزرگ داشت توی سریال نون خ، تو فصل دو مثلا فوت کرد بعد تو روستا هرچی میشد یکی برمی‌گشت میگفت کی مثلا فلان کارو میکرد؟ همه باهم میگفتن: مه لقا خااانِم
972.7K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
توجه شما رو به بیابون و خرابه های شهرک سینمایی جلب میکنم:
کی کله ظهر پنجشنبه تابستون پا میشه با مسئول اموزشی مدرسه و خواهر مسئول اموزشیش میاد شهرک سینمایی واسه عکاسی؟ من من من من