اهم
هیما تون یه کاری کرده...😬
که خب خیلی اول راهشه و ناشیه هنوز!
ولی خیلی امید داره به تهش :)
هیمآ...♡
دختراا... یکی از دوستا و اشناهام، که هنرمنده، یه پیج زده و میخواد شروع کنه به فعالیت و اینا... ازم خ
این پیجه رو یادتونه؟
من گرفتمش😬🙂😂
یعنی دیگه پیج دست منه... و قراره من توش فعالیت کنم... و اگر خدا بخواد کارای هنرمو بذارم...
اونجا قراره اروم اروم بیشتر دور هم باشیم باهم اشنا شیم...
نمیدونم چرا گفتم بهتون.
حقیقتا نمیدونم چرا؟ 😐🤦♀😂
ولی خب شاید بخواید یه جای دیگه هم هیما رو ببینید... :)
نمیدونم... اگر دوست داشتید اونجام کنارم باشید دخترا... :)♥️
چجوری قراره از یک مرداد مدرسه مون دوباره شروع شه؟
خدایا من هنوز تو هفته اول تعطیلی گیر کردمم
قطعا به یاد تک تک تون خواهم بود...
از درگیری های یک نوجوون بگیر که اولین همراهم بود اینجا، تا تراوش و قلم قشنگش، حوا و دلنوشته های فوقالعادهش...
حتی کسایی که یه روز اینجا پیشم بودن و حالا رفتن...
از خویش نویس گرفته تا تیکال و بوسیدن روی ماه و فیالحال...
جانا و روایتگر فروغ...
یاس عزیزم...
و تک تک شما دخترام.
که اینجایید و با صبوری حرفا و گاهی چرت و پرتامو میخونید.
که خسته نمیشید از دستم... :)
که بهم اعتماد میکنید و گاهی ازم مشورت میخواید...
اینجایید و گوش شنوای حرفایی از من شدید که شاید هیچکس دیگه ای تو زندگیم بهشون گوش نمیکرد...
حالا یه جوری فضا احساسی شد انگار همین الان دارم میرم🤦♀😂
تا هفته دیگه کی مردست کی زنده...؟ :)