هیمآ...♡
اقا اگه موزه آبگینه و سفالینه نرفتین، حتماااا بریدددد گاااااد واقعا خیییلی قشنگ بود🥺 مثلا یا گردنبند
بخشی از قشنگی هاش :)
اینا همه شون ظرفای کوچولو کوچولویی بودن که ازشون یا به عنوان ظرف لوازم ارایش یا نگه داری عطر استفاده میکردن🥺✨
میدونید
وقتی به این فکر میکنم که زیاد به تموم شدنِ دورانِ تحصیلم تو مدرسه نمونده، یکی از چیزایی که میاد تو ذهنم اینه که: من نمیخوام از این ادما دور باشم...!
از این معلما
از این کادرِ جوون و خفن
از اینهمه رفاقت
از اینهمه دلسوزی که برامون میکنن
از اینمهه خنده
اینهمه روزای سخت و اسون
درسته که من زودرنجم خیلی وقتا ممکنه از حرفاشون، رفتار هاشون، اتفاقایی که میفته و خلاصه این چیزا ناراحت بشم... ولی تهش دلخوری مو گوشه دلم نگه میدارم و به زندگی کردن کنار شون ادامه میدم :)