من هر شبی که یه فرداش یه ژوژمان دارم، درحالی که بین امواج کارهای موندم دست و پا میزنم: من غلط کنم دفعه دیگه کارامن بذارم شب اخر! کلِ ترم کارامو میکنم که اخرش اینجوری نشه.
همچنان من، عصرِ روزِ قبلِ ژوژمان بعدی: خب داره شب میشه و فردا ژوژمانه، وقتشه دست به کار شم...!🤦♀
هیمآ...♡
گفتم شاید براتون سوال باشه شب های ژوژمان چطوری سپری میشن:
این تازه یکم مرتب شده ها!
تصور کنید یه سینی گردِ با کلی رنگ و ابِ رنگی و دستمال کثیفم اون وسط بود😐🤦♀😂
هدایت شده از |درندگان|
یه زحمت بکشید یه صلواتی دعایی چیزی کنید یه مشکلی هست یه گرفتگی هست حل بشه 🌿
تو این بی اعصابی فقط کلاس زبانو کم داشتم که خب به حول و قوه الهی اونم سر و کلهش پیدا شد
هیمآ...♡
اقای شجاعی همیشه میگه نشونه مومن اینه که شادی و ارامش داره.
خطاب به خودم: پس کو اون آدمی که میگفتی سادی و آرامش داره؟ پس الان ارامشت کو؟ مومن نیستی نه؟