هیمآ...♡
-به شخصه خیلی سردر گمم و جایگاه آدما تو زندگیم گم شده ... اما به نظرم اون فرد مادرمه :) چون هر چیم
فقط خانوادهم پام میمونن :)
یادمه یه روز پیش همین معلم فرهنگی مون که خداروشکر معرف حضور تون هست بودم، بعد یهو برگشت بهم گفت: تو چرا انقدر خانواده دوستی؟
از سوال یهوییش جا خوردم، گفتم: من؟!
گفت اره دوست دارم بدونم راز موفقیت مامان و بابات چیه که تو خانواده دوست شدی
گفتم از کجا همچین حرفی رو میزنین؟
گف خیلی وقتا شده، دقت کردم تو بین با رفیقات بودن و با خانوادهت بودن، خانواده تو انتخاب میکنی
مث همسن و سالات انقدر درگیر رفیقات نیستی
قشنگ یه لبخند زدم گفتم: مامان بابام کاری نکردن، یعنی نه اینکه کاری نکرده باشن! قطعا کاری کردن که وابسته شونم ولی این موضوع بیشتر یه تجربه ست برام...
من یکی دو سال پیش خیلی اینجوری بودم... همه زندگیم تقریبا رفیقام بودن، چه کارا که نکردم، چه بحثا که به خاطر شون با خانواده ام نکردم...
ولی بعد که گذشت، توی همین یکسال گذشته قشنگ دیدم که تهش هیچ کدوم شون برام نمیونن...
تهش فقط خانوادهم برام میمونن... همون خانواده ای که به خاطر رفیقام باهاشون بحث کردم
تهش اونان که با همه گند اخلاقیام و اذیت کردنام پامَن...
خب منم دیگه بیشتر ترجیحم اونان... :)
هدایت شده از [جانا|Jana]
سلام جانا خوبی؟
چخبر عزیزم
---------
سلام الحمدالله ...
خبر خاصی نیست ، تابستان در حال اتمام و
مهر عزیز داره میاد
هیمآ...♡
سلام جانا خوبی؟ چخبر عزیزم --------- سلام الحمدالله ... خبر خاصی نیست ، تابستان در حال اتمام و م
مهر عزیز داره میاد ووو
اشاره خاصی نمیکنم!
تولد یه بنده خدایی هم داره با مهر میادوووو... 😌😂😂