امروز اولش که شروع کردم صحبت کردن، حقیقتا دستام میلرزید، صدامم همینطور فک کنم. صحبت اولم که تموم شد نشستم و کلیپیه بچه ها باید میدیدن رو پلی کردم.
کلیپ نزدیک سه دیقه بود و این یعنی من فقط سه دیقه فرصت داشتم تا خودمو اروم کنم.
یهو یاد تو افتادم. دست چپمو اروم بلند کردم و بردم زیر روسریم، گذاشتمش رو قفسه سینهم و آروم عکستو که قاب گردنمه لمس کردم. پلاکی که عکس تو روشِ رو از روی لباس گرفتم تو مشتم و خودتم میدونی که یه لحظه با دلم دیدیمت! دیدم که وایسادی و داری بهم لبخند میزنی :)
اصن فک کنم تو بودی که تو مغزم زمزمه کردی: رب اشرح لی صدری بخون اروم شی...
عکستو لمس کردم، اروم شدم، دیدمت، به حرفت گوش کردم و ذکر رو گفتم... و همین شد که به دل همه نشست :)
تو عزیزِدل منی خب؟ تو هدیه خدایی واسه آروم کردنم، خب؟
ممنون که بودی و هستی❤️
#داداشم
اوکی امروز یه روز خیلی جدید و متفاوت و مهمه.
لطفا لطفا برای اینکه توش موفق باشم برام دعا کنید مهربون دخترا♥️
هیمآ...♡
یادآوری روزانه: تا زمانی که توقف نمیکنی، مهم نیست چقدر اروم حرکت میکنی❤️
همون آهسته ولی پیوسته برو خودمونه😂
هیمآ...♡
بیاین اون یکی شو آوردممم
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ادیت ویدئو+زینب با بازی خفنش+اهنگ ویدئو: قفلییییی++++++