واحیرتا !
فلک در کدام از ساعتش
قصد کرده خیال را تقدیرمان کند
که به این حالتِناراحت
دلمان زانوهایش را میفشارد
و تنگ میشود ؟ (:
هیـرش】
؛)
وای از وقتی که رؤیایی
در ذهنِانسان به
پروندهیِمحالات سپرده شود !
آنگاه دل ، پیر و مایوس و مچاله
میشود
و ناخودآگاهِعاشق به انتظارِاخبارِفراق
عادت میکند !
و امان از عادت به نبودن و نشدن و
ندیدن !
که عادت ، همان دستیست
که روح را به خلاء و خلسهایبیمثال
وارد میکند ..