فکر کنم کشیدن کلاه سویشرتم رو سر و صورتم و دوییدن وسط حیاط و داد زدنِ "من شاه گوسفندممم" برای بردن آبرومون کافی باشه💘
𝖬𝖺𝗋𝗌𝗁𝖺𝗅𝗅
فکر کنم کشیدن کلاه سویشرتم رو سر و صورتم و دوییدن وسط حیاط و داد زدنِ "من شاه گوسفندممم" برای بردن آ
وسط حیات آبروتون نمیره ولی:(
" به تو ، در میان این روزهای سخت .
میدانم دنیا این روزها آرام نیست ؛
اما میان همهی صداهای ترس ،
فکرِ تو تنها چیزیست که دلم را آرام میکند .
جنگ شاید شهرها را بلرزاند ؛
اما نمیتواند عشق ما را خاموش کند .
من به روزی فکر میکنم که ...
بیدغدغه کنار هم میخندیم .
و از این روزها فقط خاطرهای دور میماند .
اگر ترسیدی ،
یادت باشد قلب من پناه توست .
این روزها میگذرند ؛
اما من و تو میمانیم ."
- نامهی ویلیام به جودی ، جولای ۱۹۹۳
از بین تمام نامههای ادیبها و شخصیتهای تاریخی که منتقل شدن به دفتر جغدیم، امیدوار بودم هیچوقت اینیکی رو درک نکنیم.