راویازسرزمیننینوا
قاسمابنالحسنراکهدیدنوشت:
[وَخَرَجَ غُلامُوکَاَنّوَجهَهُشِقَّةُقَمَرِ]
نوجوانیازخیمههابیرونآمد؛
کهصورتشبهسانِپارهیماهبود(:
هروقتخواستیدروضهیِ
علیاکبربخوانید،نگویید
میخواهیمروضهعلیاکبر
بخوانیم،بگوییدمیخواهیم
روضهجانکندنِحسینرابخوانیم.
+شیخجعفرشوشتریفرمودن!