بسته در زنجیر خِجْلت دست و پاییم یا حسین/
نیست غیر از تو کسی مشکلگشایم یا حسین..
احتمالا ما بین یکی از
سخنرانی های آقای پناهی بود:
قبل از اینکه متقابلا به توهین کننده با توهین جواب بدید،،،یك لحظه به این فکرکنید که شاید شما لایق اون چیزی که بهشما نسبت داده شده هستید اما خودتون خبر ندارید.[پس صبر کنید و جواب ندید.بِگْذارید به عهدهٔ خدا.]
هدایت شده از - مُختَلِفَة -
شهید، شهید میشود
ما مُردهها هم، خواهیم مُرد
هرطور که زندگی کنیم
همانطور میرویم !
کاش شهیدانه زندگی کنیم..
بین زندگینامه های معصومین و از سرچ های گوگل، دنبال امامی میگشتم که برای معشوقش دلتنگی کشیده باشه.که این حدیث از جلوی چشمام رد شد:
کنا کزوج حمامة فی أیکة
متمتعین بصحة و شباب
ما مثل دو کبوتر در چمنزار بودیم..
دیدم عاشقیای روی دست مولا علی
نبوده و نیست. چه قبل از ازدواج و
علاقهٔ پنهانی حضرت امیر،چه زندگی
سراسر محبت و عشق آقا و خانم.به جز تاریخ، چاهِ میونِ نخلستون هم شاهددلتنگی و علاقهٔ امیر المومنین به دردانهٔ خلقته. اما چیزی که باعث شد بگردم و با این برههٔ عاشقانهٔ تاریخ مواجه شم،دلتنگی بود. زمزمه کردم: از غم،به خدایِ
قلبِ دلتنگ علی پناه میبرم..
رَکیذ*
گفتی که غمت مدام باشد؟ ٬٬ باشد جز وصل توهم حرام باشد؟ ٬٬ باشد خواهم به تو رخ به رخ سلامی بدهم.. گر
محبت جد شماست که ما رو عاقبت بخیر کرده؛ یقیناً و به گفتهٔ پدران شما،، عشق به حسین علیه السلام متفاوته و جوش و خروش زیاد داره.. اما دلم میسوزه؛ برای خودم،که ای کاش نصف دلتنگی هام برای کربلاء رو برای شما هم داشتم..
کاش درکتون میکردم، کاش لیاقت دوست داشتن خالصانهٔ شما رو داشتم.