رو سنگ قبر یك پیر غلامِ
نجیب زاده نوشته بود:
بنویسید به روی لَحـــــــَــــدَم
من فقط عشق حسین ابن علی را بلدم/
ننویسید که او خادم بدعهدی بود/
بنویسید که او منتظر مهدی بود..
جگر سوزه این قضیه ولی
فرقش اینه اون موقع که فرمودی
من شما رو نمیشناسم ولی دوستون دارم
حالا هم از تك تکمون خبر داری هم از
علاقمون..
رَکیذ*
جگر سوزه این قضیه ولی فرقش اینه اون موقع که فرمودی من شما رو نمیشناسم ولی دوستون دارم حالا هم از
تولد آقامون مبارك.. /از اون بالاها
لا یَکمُلُ إیمانُ العبدِ حتی یَظُنُّ الناسَ أنَّه مَجنون.
ایمان بنده کامل نمیشود تا زمانی که عموم مردم گمان کنند او دیوانه است.
رَکیذ*
لا یَکمُلُ إیمانُ العبدِ حتی یَظُنُّ الناسَ أنَّه مَجنون. ایمان بنده کامل نمیشود تا زمانی که عموم م
دیوانگیِ ما به کسی ربط ندارد/
تصمیم در این باره فقط کارِ حسین است.
رَکیذ*
گل من اشك و بلبل روضه خوان است/ بهار و باغ و بستانم حسین است.
گُنَه کارم گنه کارم گنه کار/
امید و عفو و غفرانم حسین است..
رَکیذ*
سیَه روی و تیره مثل کتری های آتیشیِ مسیر مشایه،،امـــا خوشبخت و عاقبت به کام..
سوختن وقتی به پای عشق أبی عبدلله
باشه خوشه هاا.. قوری سماورای
آقا میدونن/کربلاء نرفته هام همین طور!
هدایت شده از کفیلابوفاضل ./
بسـوزانهرطـریقیمیپسندی
کـهآتـشازتــووخاکسترازمن ..