آیة الله سید رضی شیرازی دربارهٔ جدش
ی داستان تعریف میکنه.(
انگار ی شب درِ خونهٔ سید میرزا رو میزنن
و وقتی سید در رو باز میکنه با یکی از زنهای بدکارهٔ محل رو به رو میشه که به قصدکار و حاجتی اومده و دست به دامن سید شده. سید به محض باز کردن در، متعجب میشه و عقب عقب میره و از زن رو برمیگردونه. زن بد کاره که متوجه این حال میرزا سید میشه ی تك بیتی با این مضمونمیخونه:
میگن سید چنان تحت تأتیر این بیت حکیمانه قرار میگیره که برای زن دعای عاقبت بخیری میکنه. زن هم انگار همون یك دعا براش کافی بوده باشه، به حال توبهمیوفته و کمالاتی پیدا میکنه که بیا و ببین.. خلاصه که تا جایی پیش میره که خودِ سیدمیرزا خیلی از افراد رو برای رفع حاجت سنگین میفرستاده که این خانم براش دعا کنه.
رَکیذ*
نادیده مکن ما را، چون دیدهیِ مایی تو.
حالا این بیت رو با ذوق خودتون با داستان بالا مرتبط کنید..
اگرم گناهای گذشتتون رو وسیله کردن برای تحقیرُ اذیت کردن و پرسیدن به چیت افتخار میکنی بگو: پشت خرابه های دلم این گنبد از دور دست پیداست..
معرفت.🤍
ممنونم واقعا
(قبلا هم ی رکیذ دیده بودم،
ولی ان شاءالله منظور اینجاست)
زیارت روزیِ هر ماه و هر سالتون.
https://eitaa.com/Panaah_59/44180
رَکیذ*
این سرشت ماست؛از خاکیم،خاك کربلاء/ سرنوشت ماست پس أنا إلیه راجعون..
صرف یك دل دادنوعرضارادت شرطنیست/
باید امضا کرد این دلنامه را با دست خون.
١٠٥٥ کیلومتر
فاصله با بوی سیب و کربُ بلا..)
این عددِ ظاهر عالمه،توی متنِ عالم
معلوم نیست چقدر باهاتون فاصله دارم.