رَکیذ*
*
نخلُ نجف،کوفهٔ بی وفا و چاه؛مسجد أمیرالمؤمنین و مزار میثم تمار.بوی افطار غریبانه و سادهٔ علی؛بویِ آفتاب گرمِ عراق،بوی نان و خرمایِ خانهٔ علی..
بویِ غریبی بابا؛بابایی که مردم زمانه نشناختنش.
رَکیذ*
تقدیم به چنل ِ| رَکیذ | 🪴 .
ما نیزه نیستیم، ما تو رو دوس داریم..
آخ آخ..
بسته در زنجیر خِجْلت دست و پاییم یا حسین/
نیست غیر از تو کسی مشکلگشایم یا حسین..
احتمالا ما بین یکی از
سخنرانی های آقای پناهی بود:
قبل از اینکه متقابلا به توهین کننده با توهین جواب بدید،،،یك لحظه به این فکرکنید که شاید شما لایق اون چیزی که بهشما نسبت داده شده هستید اما خودتون خبر ندارید.[پس صبر کنید و جواب ندید.بِگْذارید به عهدهٔ خدا.]
هدایت شده از - مُختَلِفَة -
شهید، شهید میشود
ما مُردهها هم، خواهیم مُرد
هرطور که زندگی کنیم
همانطور میرویم !
کاش شهیدانه زندگی کنیم..