گزارشبهروایتتصویر📸
#مادرممظلومهبودویاورمظلومها💔
حال دختر پیامبررو به وخامت بود.اولی به همراه دومی وضعیت را به ضرر خود دیدند
وقصد عیادت از ایشان را کردند تا با این کار، خود رابی تقصیر جلوه دهند، و مسئله غصب خلافت وهجوم به خانهیعلی را؛
معمولی جلوه دهند!و به حکومت خود رنگ مشرعیت بدهند...
با مخالفت حضرت زهرا مواجه شدند. مجبور شدند امیرالمومنین را واسطه کنند!. حضرت موضوع را با فاطمهی زهرا(سلاماللهعلیها) در میان گذاشت.بهمولافرمود: علی جان؛ خانه خانهی توست، من هم به منزلهی کنیز و خدمتگزار در خانه ات هستم...! هر طور صلاح میدانی عمل کن.(مطیع مطلق امام بود)
داخل شدند. حضرت صورت خودرا ازآنها برگرداند.فرمود: با شماحرف نمیزنم، فقط بگویید: آیااین سخن را از پدرم پیامبر شنیده اید؟! که فرمود:"فاطمه پاره ی تن من است. هرکس او را بیازارد مرا آزرده است و هر که او را خشنود کند مرا خشنود کرده". هر دو تایید کردند که بله شنیده ایم! و بعد حضرت زهرا(سلاماللهعلیها) فرمود: خدا و فرشتگان شاهدند که شما مرا خشمگین کردید، و اگر پدرم را ملاقات کنم ابتدا از شما دو نفر در محضرش شکایت میکنم...
اولی به خود آمد و گریه کرد!
دومی با آرنج به او زد و گفت: مرد بزرگ؛ تو خلیفه هستی و او در بستر مرگ است و هزیان میگوید! چرا با حرف های یک زن خودت را باخته ای؟!
و بعد حضرت زهرا(سلاماللهعلیها) به دومی فرمود: من بعداز هر نمازی که میخوانم تو را نفرین میکنم...
|بحارالانوار،ج۴۳،ص۱۹۸
مراسمعزاداریبانویدوعالمحضرتفاطمهزهراسلاماللهعلیها/فاطمیه۱۴۴۵
#شهیدهیراهامامت
#فاطمیه۱۴۴۵
🖤https://eitaa.com/hodas69