من دوستی داشتم که مجرد بود و مسلما بچهای نداشت. به لحاظ ظاهری و وضع زندگی تفاوتهای زیادی داشتیم اما در باطن ویژگیهایی ما را به هم بافته بود. این را بعدا که دیگر نبود فهمیدم. اینکه او چه داشت که هنوز هم جایش پُر نشده و کسی روی صندلیاش ننشسته؟ ما مگر چطور ارتباطی داشتیم که این حفره هر روز گودتر میشود؟ چرا مادرهایی که بیشتر شبیه خودم بودند را انتخاب نکردم؟ بعد از روزها، حالا که سالگرد دیگری از مادری را رد کردهام، جواب را پیدا کردم. ما هر دو میخواستیم که جانسخت باشیم! که برای هدف و آرزوهایمان له و لورده شویم. او بیمار بود و من مادر. هر دو محدودیتهایی داشتیم که گاها ما را خیلی نزدیک میکرد. دوست نداشتیم کسی از ما بپرسد که " چطور میرسی؟" و " چطور میتونی؟". دور سوال پرسیدن و کنجکاوی بیهوده را خط کشیده بودیم. ما به هم رحم نداشتیم. بچهام مریض بود یا او حالش بد بود، در هرصورت باید به برنامهی هفتگیمان میرسیدیم. توی کتاب خواندن مسابقه میگذاشتیم. دلم را میسوزاند که " امروز ۵۰۰ صفحه خوندم! ". بچهها را که میخواباندم حرصش را در میآوردم که " من کتابو تموم کردم بچه! " مرا به رقابت و جنگ میطلبید و من عاشق مبارزه بودم. او کاری میکرد که بیماری برای خودش و مادری برای من، محدودیت نباشد. ترحم، دلسوزی، تعریف و تمجید در کار ما ممنوع بود. برای همین در دلم یک حسرت بزرگ مانده که چرا آن روزهای آخر به او نگفتم که " تو قویترین آدمی هستی که میشناسم! " در نگاه مادرها من زنی طفلکی و بدبخت بودم که چند بچه قد و نیمقد دارد و باید کنج خانه بپوسد. حق ندارد کار کند و علاقمندیاش را دنبال کند. اگر چنین کند به بچهها ظلم کرده. او باید در یک حباب بماند و همه چیز را از دور نگاه کند و حسرت بکشد تا بچهها بزرگ شوند. پیش رفیقم اما من یک زن قدرتمند بودم که میتواند در کنار بچهها از پس هرچیزی بربیاید. رفیقم آنقدر سختی کشیده بود که من جرات نمیکردم از سرماخوردگی بچهها و نرسیدن حرفی بزنم. البته اگر هم چیزی میگفتم همیشه آغوش و همدلیاش به راه بود. من کنار او، دختری بودم که سالها قبل چال کرده و بالا سرش اشکها ریخته بودم. او آن دختر را بیرون کشید از خاک و مرا از ناله و حسرتهای رایج مادرها نجات داد! گاهی فکر میکنم من چقدر خوشبخت بودم که او را در سختترین روزهای مادریام داشتم. او مادر نبود اما جانسخت بود! و مادری مقادیر زیادی جانسختی میخواست.
اینها را گفتم که به بهانهی سالگرد مادریام هدیهای به نومادرها بدهم. اینکه خودتان را بچسبانید به جانسختها. بزنید توی دهان حسرتها، محدودیتها، خستگیها و نرسیدنها. از آدمهایی که میخواهند شما به بهانه مادری در حباب باشید، دوری کنید! خیلی سخت است اما شدنی!
https://daigo.ir/secret/41456395944
#رفیق
#مادری
#جانسخت
@hofreee
ایشون؟
_ ایشون خانم مریم منوچهری هستن! نویسنده کتاب آغشته به بوی ادویهها و ...
ایشون؟
_ ایشون اخیرا کتاب جدید بیرون دادن!
تو همین حکومت ظالم و زنستیز یعنی؟
_ متاسفانه بله!
کجا؟
_ باورت نشد؟ میگم تو همین مملکت!
با اجازه وزارت ارشاد همین مملکت!
کتاباشون؟
_ به راحتی قابل دسترس همهی افراده. در تمام سایتها و نرمافزارهایی که زیر نظر وزارت محترم ارشاد هستن!
ایشون دارن از نوع پوشششون در کجا حرف میزنن؟
_در جمهوری اسلامی ایران!
لسآنجلس نهها!
همیییینجا!
آیا کسی بیداره؟
_ نمیدونم!
تنها کاری که ما میتونیم بکنیم تحریم کتابهای امثال این خانومه!
آیا کشورهای دیگه هم با نویسندههایی که قوانینشون رو زیر پا له میکنن و مورد تمسخر قرار میدن اینقدر گوگولی رفتار میکنن؟
ممنون از بهشتِ ایرانِ عزیز :)
https://daigo.ir/secret/41456395944
#همین
@hofreee
از تیرماه میخواستم کانالو انتقال بدم به " بله" اما نمیشد. اونجا بهتر میشه تعامل کرد. توی ایتا همه چی یکطرفهست. اگر دوست داشتین بازم همراهم باشین خوشحال میشم :)
🆔 شناسه:
https://ble.ir/hofreee
@hofreee
روی جلد کتاب آمده روایتهایی از زندگی پدر موشکی ایران. پشت جلد هم عنوان شده که " این کتاب از آن کتابهای حوصلهسربر نیست. تکههای کوتاه دارد با عنوانهای جذاب. قرار است از کنار هم خواندن تکهها یک تصویر باشکوه درست شود. تصویری از مردی با آرزوهای دوربرد " خب با عنوانهای جذاب همراه هستم ( البته حاوی اغراقست) اما با تصویر باشکوه اصلا! واقعا من به چنین دیدی نرسیدم! اگر شهید مقدم را دورادور نمیشناختم عمق کاری که کردهاند را در نمییافتم. چرا باید از شهیدی به این بزرگی فقط در ۸۳ صفحه بگوییم؟ عجله و شتاب یا این همه کمگویی برای چیست؟ اکثر قسمتهای متن گزارشی و هولهولکی و شعاریست! اسطورهسازی یک شهید دیگر! شهید مقدم اهل کارهای روی زمین مانده بود و خوشمشرب و ولایی و نمازاولوقتخوان! مثل اکثر شهدای بزرگ (با این تفاوت که پدر موشکی ایران هستند که البته نویسنده از پس این تمایز برنیامده). بعد از خواندن کتاب فقط همین چند ویژگی دستتان را میگیرد! بعد هم به همان سرعت تمام میشود! شاید جوانی را مجبور کند نزدیکترین نماز پیشرو را سروقت بخواند اما به نماز بعدی نمیرسد! باز هم تاثیرات بادی که سریع میوزند و میروند. حتی نمیگذارند اندکی در فضا عطر خوشش بماند! راستی آیا شهید خانوادهای نداشت؟ همسر و بچهها کجایند؟ نیاز نبود مخاطب آن بُعد را هم ببیند که فکر نکند شهید فقط و فقط به فکر کار بود؟
و روایت؟ آن هم با زاویه سوم شخص؟ مگر میشود؟ مگر نه اینکه روایت متنی است از مواجهه فرد با اتفاقی و کنش و واکنشهایش در فرم قابل قبولی؟ مگر نه اینکه روایت باید پنجره یا نگاه جدیدی برای ما باز کند؟ ما به بعضی از این متنها شاید بتوانیم یادداشت یا باارفاق خاطره بگوییم اما روایت عجیب است بشود! کاش انتشارات محترم در انتخاب کلمات روی طرح جلدش دقت کند! و کاش اسم پدر موشکی ایران هم گوشهای از روی جلد بیاورید تا مخاطبی که از هیچ چیزی خبر ندارد گرگیجه نگیرد که کتاب برای کیست؟ اما از خوب بودن عنوان و طرح جلد کتاب نمیشود نگفت!
کتاب خیلی کار دارد! هر مرحله از زندگی این مرد پُر از حرف است که بسیار سطحی و سریع از آنها عبور شده! خداروشکر نویسنده در کتاب خط مقدم دینشان را به شهید ادا کردند وگرنه که واقعا حیف بود سوخت کردن چنین انسانی. البته کتاب خط مقدم را هنوز نخواندهام. امید است که بهتر باشد!
https://daigo.ir/secret/41456395944
#مردیباآرزوهایدوربرد
#کتاب
@hofreee
یعنی چی؟ برای نوجوانه یعنی؟
دیگه بدتر😅
یعنی نباید روی جلد نوشته بشه یا شناسنامه کتاب یا حتی در معرفی کتاب در سایت انتشارات؟ من قبل نوشتن راجع به کتاب خیلی جاها سر میزنم واقعا حتی یکجا ندیدم که برای بزرگسالان نباشه🤔 منبع شما کجاست؟
و واقعا فرم نامناسب کتاب برای یک نوجوان امروزی بسیار بدتره و توجیه قابل قبولی نیست! همینه که بچههامون قهرمانهای فانتزی و ساختگی و شرورِ نویسندههای اروپایی و امریکایی رو میخونن و عاشقشون میشن🙃
https://daigo.ir/secret/41456395944
@hofreee
خب ببینید یادداشت من برای این کتابه و نقدهام به اثره نه شخص نویسنده و مجموعه کارهاشون.
به نظرم تعریف و تمجید غیرواقعبینانهی آثار متعهد نه تنها کمکی به جبهه انقلاب نمیکنه که باعث تضعیفش هم میشه!
و رجوع به این پیام🙃👇
https://eitaa.com/hofreee/734
https://daigo.ir/secret/41456395944
@hofreee
دو نکته:
۱/ چه اصراری داریم که سریع بعد از اتفاقی راجع بهش بنویسیم؟ این سبقت و سرعت برای نوشتن کتابهای معمولی از کجا میاد؟ وقتی فقط چند تا مثل خودمون بخونن تاثیرش بیشتره یا اینکه چند نفر که اصلا تو این سمتا نیستن؟
راجع به این قضیه اینجا بیشتر گفتم👇
https://eitaa.com/hofreee/777
۲/ حجم کتاب و سطح انتظار پایین ربطی به هم ندارند. چون کتاب کوتاهه توقعتون رو پایین نیارید! میتونم بهتون کتابهای کوتاهی معرفی کنم که خیلی تاثیرگذارند!
من نمیگم ننویسیم. میگم خوب و عالی کار کنیم! مگه همین شهید مقدم به کم راضی بود؟ اگه به کم راضی بودن معلوم نبود اوضاع موشکی ما چی باشه! پس تو فضای ادبیات هم از نویسنده متعهد باید همینو خواست!
⚠️ حالا برای مخاطبی که حال نداره طولانی بخونه چه کنیم؟
لزومی نداره یه بازهی زمانی طولانی از زندگی شهیدو درنظر بگیریم. یه برش خیلی کوتاه رو با جزئیات و ساختار خوب میشه نوشت. هم اثرش بیشتره هم مخاطب بیشتر کیف میکنه و تشنه شناخت شهید میشه هم ممکنه یک نفر دیگه که از شعار و کلیشه و سطحینگری خستهست اشتیاق به خوندن پیدا کنه! هم کوتاهه واسه اونایی که حوصله ندارن!
مسئله اینه که ما عجولیم و ساختار خوب رو فدای محتوا میکنیم!
پ.ن: اولینباره دارم به بازخوردها اینجا پاسخ میدم. نمیدونم واستون مفیده یا حوصلهسربر؟🙃 ادامه بدیم؟
https://daigo.ir/secret/41456395944
@hofreee
پسرا امروز تو مهد آموزش شستن جوراباشون رو داشتن😂
زیبا نیست؟🦦
https://daigo.ir/secret/41456395944
#درفوایدمهدخوب
@hofreee
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شما این روزا میتونید ببینید که چطور با تکیه بر قدرت خدا و البته وطنپرستی، میشه رو قلهی جهان ایستاد! میشه از همه قویتر بود!
این هم مثال برای اونهایی که میگن " خدا کمک میکنه؟ کو؟ کجاست؟ وطنپرستی چه به دردم میخوره؟ "
ایمانِ قلبی با عمل متعهدانه، پیروزی میاره.
#کشتی
#بچههایمکتبحیدر
#زمانهبرسرجنگاستیاعلیمددی
#تیمدرست
@hofreee
Toygar IşıklıHayat Gibi (Enstrumantal versiyon) Toygar Işıklı.mp3
زمان:
حجم:
4.8M
ترکها هر چقدر فیلم و سریالهای مبتذل و بیمحتوایی میسازن اما موسیقیشون خیلی خوبه!
باور کنید شمام حداقل عاشق یکی از این آهنگ بیکلاماشون هستید فقط هنوز نمیدونید که واسه فلان سریال مبتذله😅😂
حتی آهنگهای پسزمینهای که در همایشهای ملی مذهبی پخش میشه😂
قطعهی معروف تویگار اشیکلی، آهنگساز ترک. باکلامش هم قشنگه :)
#بیکلام
@hofreee