فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
هو
✨
شعله های آتش که سالک در بدایت [مکاشفاتش] می بیند ، علامت عبور سالک باشد بر عنصر آتشی وجود خود.
مصنفات فارسی ، رساله نوریه ، صفحه ۳۰۵
شیخ علاءالدوله سمنانی
https://t.me/Analhaghhoo
هو
بویزید گفت به دوازده سال آهنگر نفس خویش بودم و پنج سال آینهٔ دل خویش بودم و یک سال اندر آینه مینگریستم، زنّاری دیدم بر میان خویش ظاهر دوازده سال در آن بودم تا ببریدم پس بنگریستم دیگر بار در باطن خویش زنّاری دیدم، پنج سال اندر آن کردم تا چگونه ببُرم پس مرا کشف افتاد، به خلق نگریستم همه را مرده دیدم، چهار تکبیر بر ایشان کردم.
و از سری سقطی همیآید که گفت: یا جوانان کار به جوانی کنید پیش تا به پیری رسید که ضعیف شوید چنین که من و اندرین وقت هیچ جوان طاقت عبادت وی نداشتی.
ابوالحسن خراز راست گفت این کار بر سه چیز بنا کردهاند: نا خوردن الا به وقت فاقت و ناخفتن مگر به وقت غلبهٔ خواب و سخن ناگفتن مگر به وقت ضرورت.
📚 رساله قشیریه
@salvatia
هو
*پند تاریخ*
*گودرت (قدرت ) : یکی از مطهرات*
چنین آورده اند که ، صدرالممالک اردبیلی شخصی عارف مسلک بود. به همین سبب بعضی از روحانیون همیشه به دلیل مشرب عرفانیاش او را لعن و طرد و نفرین میکردند. تا آنکه محمدشاه قاجار، لقب صدرالممالکی به او داد و او را در رأس علمای آذربایجان قرار داد. از همان لحظه، برخی از علمای لعن کننده، به تعظیم و تکریم وی پرداختند و در تقرّب به او نه تنها دستش را می بوسیدند، بلکه ته لیوان آبخوری او و باقیمانده غذای بشقاب او را به قصد شفا، از یکدیگر می ربودند.
نقل است؛ روزی که همه علما حضور داشتند، ایشان بالای منبر رفت و از حاضران پرسید:
آقایان علماء! بفرمایید: مطهرات(پاک کننده ها) درفقه اسلام چند تاست؟ آنان همه را بر شمردند: آب، زمین، آفتاب، استحاله، انتقال، اسلام، تبعیت، ...
اما ایشان قبول نکرده و گفت: نه! یکی را کم گفتید!
چندبار دیگر هم همین سوال را تکرار کرد و علماء، همان جواب قبلی را دادند ولی ایشان قبول نمی کرد و می گفت: نه! یکی را کم گفتید!
سرانجام خودش با همان لهجه شیرین تركی گفت:
و آن که شما نگفتید، گودرت (قدرت) است! من تا دیروز که آدمی عادی بوده و صاحب مقامی نبودم، شما مرا صوفی و عارف و نجس می دانستید، اما حالا که به حکم محمد شاه، حاجی صدر الممالک شده ام، پاک و مطهَّر شده ام! پس نتیجه می گیریم که «گودرت» هم از مطهرات است!
هو
گویند زاهدی بود از جمله بزرگان بسطام، صاحب تبع و صاحب قبول. و از حلقه بایزید غایب نبودی. روزی گفت: ای شیخ! سی سال است که روز روزه دارم و شب بیدار باشم و خود را از این علم که تو می گویی اثری نمی یابم. ولی تصدیق میکنم و دوست می دارم.
شیخ گفت:اگر سیصد سال به روز روزه باشی و نماز کنی یک ذره بوی این حدیث نیابی.
گفت:چرا؟
گفت :از بهر آنکه تو گرفتار و محجوب نفس خویشی.
گفت:دوایی هست؟
شیخ گفت :برمن هست و بگویم،اما تو قبول نکنی.
گفت :قبول کنم که سالها طالبم.
شیخ گفت :این سر برو و موی سر و محاسن باز کن و این جامه که داری برون کن و ازاری از گلیم در میان بند و بر سر آن محله که تو را بهتر شناسند بنشین و توبره ای پر جوز کن و پیش خود بنه و کودکان جمع کن و بگو هر که مرا سیلی زند یک جوز بدهم، و هرکه دو سیلی بزند دو جوز دهم.در شهری می گرد تا کودکان سیلی بر گردنت می زنند که علاج تو این است.
مرد گفت : سبحان الله، لا اله الا الله!
شیخ گفت :اگر کافری این کلمه را بگوید مومن شود. تو بدین کلمه مشرک شدی.
گفت:چرا؟
شیخ گفت :از آنکه تو در این کلمه تعظیم خود گفتی نه تعظیم حق.
مرد گفت :من این نتوانم کرد.دیگری را فرمای.
شیخ گفت :علاج تو این است و من گفتم که نکنی!
هدایت شده از بحرالمعارف🌺🍃
﷽
طاعات وعبادات مأموره از برای عبد، تمامی عبادات بدنیّه است ، وطاعتی که به قلب ، سالک تواند بی مزاحمت بدن به عمل آورد، منحصر به ذکر الهی است. پس ذکر الهی هم طاعت بدنیّه است وهم طاعت قلبیّه است برخلاف سایر طاعات که اختصاص به بدن دارد، چون صلٰوة وصوم وحج وزکات ، وذکر نیز شامل است جمیع مراتب باطنیّه اورا ، که ذکر زبان وذکر قلب وذکر روح وذکر عقل وذکر سرّ وخفا می باشد.
قوائم الانوار وطوالع الاسرار ،ص ۱۸۴
روش سیروسلوک قطب الاقطاب العارفین
میرزا ابوالقاسم راز شیرازی (میرزا بابا ذهبی) ره
@Wahidololia
هو
سنت مشایخ نیست که در هرکس آن کمال مشاهده نکند او را از در برانند ، بلکه بسیار کَس را تربیت بکنند تا یکی به کمال رسد و شیخ همچون صَیادست که دام می نهد لازم نیست که همه شاه باز در دام اُفتد و گر به دست صیاد بودی همه شاه باز گرفتی. اما این سعادت از روزن تقدیر می تابد.
شیخ علاءالدوله سمنانی
چهل مجلس ، صفحه ۱۶۴
@hou786
هو
✅✍یکی از مداحان اهل بیت گوید:روزي آقاي انصاري مرا در خیابان دید مقداري پول به من داد و فرمود:«یک مجلس روضه بخوان اما قربة الی االله»یکی از همدانی هاي مقیم نجف روزي به ایشان عرض کرد: آقا چرا از مجالس کنارهگیري میکنید شاید این کناره گیري شما موجب شود که در مورد شما حرفهایی بزنند، ایشان فرمود: « مجالس آلوده است در این مجالس از علماء دین و بزرگان غیبت میشود و نهی از منکر هم نمیشنوند بنابراین هر چه میخواهند بگویند من در هرمجلسی شرکت نمیکنم».آیت االله انصاري همدانی تقید شدیدي به شرع داشت به همین خاطر «آیةالکرسی» را با خط زیباي شاگرد خود آقای همایونی دیوار اتاق خویش در گرداگرد اتاق نوشته بود وقتی از ایشان پرسیدند در جواب فرمود:«در روایت است که هرگاه خانهاي بلندتر از هفت ذرع ساخته شود براي دور نمودن شیطان از آن، آیه الکرسی بر آن نوشته شود»
❌️انتشار بدون ذکر منبع حرام است❌️
https://t.me/rozanehayi_az_alame_gheyb
هدایت شده از ندای سعادت
🔻نتيجه تعلم خالى از تواضع
🔸صرف علم آموزى، بدون تواضع و فروتنى، تنها فن و صنعت و ايجاد نقش و صورتى در ذهن است كه جز بر خودبينى، غرور و نادانى شاگرد نمىافزايد و در نهايت جز به دنيا دوستى و محبت مظاهر دنيا، به سرنوشت ديگرى نمىانجامد.
🔸چنين شاگردى به عرض اندام در برابر استاد، دوستان و همدرسانش تمايل پيدا نموده و مردم را به خود دعوت مىكند تا آنجا كه غرورى خيالى، او را فراگرفته و طالب رياستى دروغين مىشود و براى رسيدن به جاه و مقام و برترى بر همسنگانش تلاش مىكند.
📚سرّالاسراء (سیری به سوی انسانیت)، ج 1، ص 425 (انتشارات آفتاب فطرت)
🆔@Nedayesaadat
🌐Ketabrah24.ir
هدایت شده از یادنامه، حاج محمد اسماعیل دولابی
📓 نهج البلاغه
امام علی علیه السلام: یَا ابْنَ آدَمَ! مَا کَسَبْتَ فَوْقَ قُوتِکَ، فَأَنْتَ فِیهِ خَازنٌ لِغَیْرک.
ای فرزند آدم! آنچه را که بیش از نیاز خود فراهم کنی، برای دیگران اندوختهای.
▫️حکمت ۱۹۲
@medolabi
هو
تسلیم پیر
شاگردان شیخ محمدجواد انصاری می دانستند که با تأدب در برابر ایشان بهره ها می برند و حرف گوش نکردن هایشان هم هزینه دارد
یکی از شاگردان ( آقای اسلامیه ) چنین نقل می کند:
« یک بار که در خدمت آقای انصاری بودیم، آقا با وجود اینکه خودشان ساعت داشتند از آقای فاطمی سؤال کردند ساعت چند است؟
ایشان ساعتش را از جیبش بیرون آورد و دو دستی تقدیم کرد. آقا لبخندی زدند و گفتند: ساعتت را بگذار در جیبت.
آقای فاطمی می گفت: از آن به بعد یک سری مشکلاتی که در راهم داشتم حل شد، چون من با جان و دل ساعتم را تقدیم آقا کرده بودم.
***.
یک بار هم که شهید دستغیب می خواستند از همدان برگردند شیراز ، آقای انصاری خیلی به ایشان اصرار می کنند که بمانند اما ایشان اصرار داشتند که برگردند و نماز جماعتشان ترک نشود.
صبح روزی که قرار بود برگردند، شهید دستغیب به حمام می روند و زمین می خورند و دستشان می شکند و بعد حدود یک ماه همانجا می مانند.»
چون گرفتی پیر هان تسلیم شو ...
هو
به هوش باش که
هنگام باد استغنا
هزار خرمن طاعت
به نیم جو ننهند
غلام همت دردی کشان یک رنگم
نه آن گروه که ازرق لباس و دل سیهند
حافظ
هو
از حیله و دسیسه نترس،
اگر کسانی دامی برایت بگسترانند، تا صدمه ای به تو بزنند،
خدا هم برای آنان دام می گستراند.
چاه کن، اول خودش ته چاه است…
این نظام بر جزا استوار است.
نه یک ذره خیر، بی جزا می ماند، نه یک ذره شر…
تا او نخواهد، برگی از درخت نمی افتد،
فقط به این ایمان بیاور…
ملت عشق
#الیف_شافاک