ℍ𝕠𝕜𝕞 𝕞𝕒𝕣𝕘 🖤🩸
خودت خواستیااااا با ادمینا و ممبرا میریزیم رو سرتااااا🔪🔪🔪🔪🔪🔪🔪🔪🔪🔪🔪🔪🔪🔪🔪🔪🔪🔪🔪🔪🔪🔪🔪🔪🔪🔪🔪🔪🔪
از الان بگم من با الی هستم برای بار دومم🤣🩵
🖤....*......<𝐇𝐨𝐤𝐦 𝐌𝐚𝐫𝐠𝐞>....*.....🩸
. . . 𝑷𝒂𝒓𝒕 ⁹⁷ . . .
(( حامی تا چند دقیقه همانطور به صفحه گوشی خیره شده بود ، هنوز هم حرف های آهو را باور نمیکرد ...
آرمین وارد اتاق شد ، روی تخت کنار حامی نشست ... ))
+ چی شده داداش ؟ چرا ماتت برده ؟
(( حامی جوابی نداد ، آرمین آرام دستش را روی شانه حامی گذاشت ، حامی از جا پرید ، وقتی آرمین را دید ... ))
- آرمین ، تویی ؟!
+ انتظار داشتی کی باشه ؟
- هیچی
(( حامی سرش را بین دستانش گرفت و چشمانش را بست . آرمین با نگرانی به حامی خیره شده بود ... ))
+ حامی ، چی شده ؟ نمیخوای واسه من تعریف کنی ؟
- آرمین ؟
+ بله ؟
- من چرا انقد بدبختم ؟
+ چیشده مگه ؟
(( حامی همه چیز را برای آرمین تعریف کرد ، از آن موقع که فهمیده بود دانیال پسرخاله تا موقعی که آهو را دزدیده بود و به داخل آن انبار قدیمی برده بود ، از آهو گفت ، از اینکه چقدر مهربان بود بدون قضاوت به حرف های حامی گوش داده بود ...
از تلاش هایش برا اینکه حامی را دستگیر نکنند ، با اینکه میدانست حامیم یک مجرم است ...
و حالا ، از کاری که کرده بود برای اینکه حامی را آزاد کند ...
وقتی حرف های حامی تمام شد ، آرمین هم به فکر فرو رفت ، بعد از چند دقیقه... ))
+ حامی ؟ حالا میخوای چیکار کنی ؟
- خودمم نمیدونم ، آهو قسمم داده هیچ کاری نکنم ،ولی خب منم نمیتونم بیخیال بشم !
+ اومم !
- ولی دمش گرم ! معلومه خیلی دوستت داره ...
+ از کجا فهمیدی ؟
- خیلی واضحه ! هر دختر دیگه ای بود میگفت گ..ور پدرش ، میرم با یکی دیگه ، اما این دختره بخاطر تو حاضر شده با کسی که دوستش نداره ازدواج کنه که تورو آزاد کنه ...
+ نمیدونم ، خودمم گیج شدم ...
ولی نمیتونم بزارم این اتفاق بیوفته ، من بدون آهو میمیرم ...
اونم بدون من دق میکنه . مطمئنم...
- نمیدونم ، ولی هر تصمیمی بگیری من پشتتم...
. . .
(( بعد از قطع شدن تماس ، آهو گوشی را به گوشه ای پرتاب کرد و سرش را داخل بالش کرد و شروع به زار زدن کرد ، جیغ کشید و داخل بالش مشت میزد ، صدای حامی که در آخرین لحظه صدایش کرد و به او التماس کرد ، عذابش میداد ، قلبش تیر میکشید ، کاش همین امشب کارش تمام میشد ... ))
ادآمه دآرد.
ℍ𝕠𝕜𝕞 𝕞𝕒𝕣𝕘 🖤🩸
🖤....*......<𝐇𝐨𝐤𝐦 𝐌𝐚𝐫𝐠𝐞>....*.....🩸 . . . 𝑷𝒂𝒓𝒕 ⁹⁷ . . . (( حامی تا چند دقیقه همانطور ب
الی خیلی یزیدی😭
خیلی شمریییییی😭
یزید انقد یزید نبود که تو یزیدییییییییی