سـاواء𐙚
ماهی تویی و آب،من و تنگ:روزگار .
فواره وار، سربه هوایی و سربه زیر،
چون تلخی شراب، دل آزار و دلپذیر؛
ماهی تویی و آب،من و تنگ: روزگار!
من در حصار تنگ و تو در مشت من اسیر؛
مرداب زندگی همه را غرق می كند،
ای عشق همّتی كن و دست مرا بگیر؛
ای مرگ می رسی به من اما چقدر زود،
ای عشق می رسم به تو اما چقدر دیر؛
شیرینی فراق کم از شور وصل نیست،
گر عشق مقصد است خوشا لذت مسیر؛
چشم انتظار حادثه ای ناگهان مباش،
با مرگ زندگی كن و با زندگی بمیر :)))
-جنابِفاضلِجااان.
هدایت شده از واگویههایِیکاردیبهشتی .
آنها4_5803170518261567925(1).mp3
زمان:
حجم:
11.4M