سـاواء𐙚
مبینا امشب داشت بهم میگفت این کار تو حماقته نه مهربونی چون داری فقط خودتو فدا میکنی؛ راست میگفت خب.
متوجه شدم که ترجیح میدم تو زندگیم یه احمق باشم.
گفتم ساندویچ که غذای پر کالریایه رو نمیخورم، به جاش کوبیده خوردم و سالاد سزار=)))
میدونم قراره بعدا دلم واسه این لش کردنای بعد بازیِ دم صبحی، در حالی که داریم با هم آهنگ پلی شده از تلویزیون رو میخونیم و هر کدوم به یه نقطه زل زدیم، تنگ بشه.