یک حالی یهدفعه سمتت میاد که انگار دیگه باید خودت و بری از پرتگاه بندازی پایین و راحت شی از دست همه این استرسا
حالا گیریم زبونمو کنترل کردم سرتاپاتو یکی نکردم،چشمام که فوش زیر نویس داره رو میخای چیکار کنی؟!
حرف قشنگی زد
گفت شاید خدا داره
دونه به دونه کسایی و که فکر میکردی همیشه داریشون
ازهرکی بخوری از اونا نمیخوری
یجورایی دلت به بودنشون گرم بود
و ازت داره میگیره تابهت بگه،
ببین غیر من هیچ کسی برات نمیمونه
میبینی!
اینا همشون بلخره یروزی
نا امیدت میکنن
فقط و فقط و فقط منم که تا تهش
هستم برات
منم که افریدمت
پس من از هرچیز و هرکسی بیشتر دوست دارم.:)