✨وضو گرفتم و آماده شدم ، از قبل تصمیم داشتم با مادرم برای رای گیری در اولین ساعات صبح پای صندوقهای رای حاضر شویم
☃️برف پله های خانه رو پوشانده بود و لیز شده بود ،مراقب بودم که بسلامت به مقصد برسم پس با احتیاط راه میرفتم
(چون اگه با مخ به زمین میخوردم و سرم به پله های لیز اصابت میکرد( انگار موشکه که به پله اصابت کنه🤣)میشدم جانباز رای ...🙄😂
هنوز از پله عبور نکرده چه چیزهایی از مغز نه چندان مرتبم ساطع می شد،(خب بابا اول برو اونوقت که لیز خوردی با کله زمین خوردی فکر جانبازی و مفقودی و اسارت باش...والا ...😅) )
بگذریم یه متن احساسی رو چطوری آغاز کردم ..😁
😍شور و شوق مردم کوچه من را به وجه می آورد،که از هم سوال میکردن رفتی رای دادی و دیگری جوابش را با چه علاقه و شوری میگفت...بله رای دادم شما کی میروید برای رای دادن ....
☀️مردم کویر صاف و ساده همچون آب روان !زلال و پاک به وقتِ وقتش، زیبا امتحان پس میدهند ، و برای زود رای دادن از هم پیشی میگیرند
🌷من هم مثل مردم شهرمان دوست دارم هر چه سریعتر به حوزه رای گیری برسم تا این بار هم به رسم همیشه انگشتم را به نیابت از همه ی شهیدان جوهری کنم و با انگشت به جوهر آغشته ام هر چه پلیدی و زشتی و ظلم و عناد هست را له کنم
✌️و به جهانیان بگویم تا ما هستیم نمیگذاریم خون شهدا پایمال شود و سرنوشت خودمان را خودمان تعیین میکنیم نه دشمنان این مرز و بوم ...
پ.ن: رای من و مامان 😍😉،سعی داشتم این انرژی که از اثر این جوهر گرفته بودم رو باهاتون به اشتراک بذارم
#انتخابات
#رأی_میدهم
#مشارکت_حداکثری
___
☔️هنرکده شمیم باران
@honarkade_shamim_baran