#تلنگرانه
یهبندهخداییدختـرکوچیکداشـتدخترش مریضبود
بچـهاشفلـجبود
همهبهشگفتننبـرشاونجا!
گفت:نـه!میبرماونجاخودحضـرت رقیـه(س)شفـاشمیده
دختـرشوبردشدمشـقحرمبیبی،
خادمهایحـرممیگفتنهرروزبچـهبهبغلمیومد زیـارتبعدچندروزیهـومیبیننداومدهامابچه باهاشنیست:)!
باباههشروعمیکـنهبهدادزدن
دادمیـزنهمیگه:
کیگفتهتوجـوابمیدی:). . . !
کیگفتهتوشفـامیدی:) . . . !
مـنپاشدماومدمحرمتهمهگفتننبرشگفتمنه! رقیه(س)دخترموشفامیده:). . . !
الانبلیطگرفتمامـروزدارمبـرمیگردم،آخهباچه روییبرگردم؟!
برگشتهتـل
دیددخترشدارهدوراتـاقمیدوهوگریهمیکنه
بچهایکهفلـجبودههااا!!!
دخترهبهباباشمیگه:چرامنـوولکردیرفتی؟!!
باباههمیـگه:توچطورمیتونیراهبریعـزیـزبابا؟
دخـترشمیگه:توکهرفتیتنهـاشدمترسیدم
خیلیگریـهکردمیهویهدخـترکوچولواومد
گفت:چیشده؟
گفتم:بابامرفتـهتنهاممیترسم
گفت:باباتالانمیـادبیاتااونموقعباهـمبازیکنیم
گفتم:منفلجـمنمـیتونم
گفت:عیبـیندارهبـیا
یهودیدممیتونمراهبـرمباهـمکلیبازیکردیم
قبلاینکهتـوبیای
گفت:باباتدارهمیـادمندیگهمیرم
ولیبهباباتبگودیگهسـرمدادنزنه
کسی سر یتیم داد نمیزنه:)
#أَللّٰھُـمَّعَجِّلْلِوَلِیِّڪَٱلْفَرَج