eitaa logo
هُرم
157 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
439 ویدیو
19 فایل
گاه‌ نوشته‌هایی از حسین فرهانیان @hfarhan اگر دوست دارید ناشناس مطلبی برایم بگذارید🖋 https://harfeto.timefriend.net/17141149934247
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از Masihaadam
<چقدر جلسه ی نقد امروز چسبید...> نوشتم و تنها آیکون قرمز روی صفحه را لمس کردم. شیشه ی آب را برداشتم و سر کشیدم. تشنه م بود. تشنه م بود ایراد زبانی دارد فکر کنم. تشنه بودم درست است. شیشه ی آب را برداشتم و سر کشیدم. تشنه بودم. در بطری را بستم. زیر پایم چپاندم. جورابم را بالا کشیدم و پایم را روی داشبورد دراز کردم. با بچه ها شعر را زیر لب خواندم: لشکر داره کشوری که بی شمار اکبر داره... مشکات بازی اش گرفت. بین بوس کردن و گاز گرفتنش مانده بودم معطل. فکر نمی‌کنم هیچ آدم عاقلی گاز از لپ دختر بچه ی ۴ و نیم ساله را ول کند و به بوسی ولو آبدار برود پی کارش. توی سرم یک خط نواری رد شد. <مقاومت هم کرد تو ولش نکن بچه پررو رو...> مقاومت کرد، ولش نکردم بچه پررو را... خندید و دوباره برگشت، من از رو رفتم... رد دستش روی عینکم تصویر ماتی از جاده برایم درست کرد. دوباره بطری را برداشتم. دو سه قولوپ دیگر آب خوردم. ایتا را باز کردم. در حال به روز رسانی بود. عینکم را تمیز کردم. هُرم بالا بود، باز شد... همه چیز شفاف و بی خط و خش بود در عکس. پ.ن: عکس از کانال هرم eitaa.com/horm02 و اصله فی المبنا eitaa.com/mabnaschoole دارم خجالت میکشم از اینکه انسانم 😭 🖊 نسرین سادات موسوی eitaa.com/masihaadam
هدایت شده از خوان
نشسته ام روی صندلی آبی در یک فضای تنگ بین و تختت و تو آرام یاسین گوش میدهی تا در آرامش بخوابی. اشکهایم از کنار چشمانم سرریز میشود تو صورتم و یاد مادرهای جانبازان و شهدا می‌افتم و مادران غزه. من خودم تو را آوردم توی بیمارستان و خودم تو را دست دکترها سپردم که آن زائده‌ای که را که هنوز حکمتش را هیچکس نمیداند و ملتهب شده بود و دو روز خوابت را گرفته بود دربیاورند. من امید دارم که از جایت برمیخیزی. دوباره شیطنت می‌کنی، برایم تحلیل‌های تاریخی می‌آوری و از اخبار روز دنیا با هیجان برایم می‌گویی. اما.... من کجا ‌و مادران شهدا کجا. تاب ندارم بچه های سوخته و جان داده توی بغل پدر و مادرهای غزه‌ای را ببینم. میسپارمت به امام رضا جانم https://eitaa.com/khuaan
هدایت شده از خدایا شکرت
خدایا شکرت که همچنان داغ فلسطین جگرم رو میسوز‌‌ونه @khodaashokret
نام اثر: فتح القریب تابلوی «فَتحٌ قریب» را با اشاره به مجاهدت ها و مظلومیت های برادران و خواهرانمان در فلسطین (پارهٔ تن اسلام) که بعد از عملیات طوفان الاقصی برای دومین جشنواره بین المللی رسانه ای صبح کار کرده ام، تقدیم میکنم به تمام مسلمانان و حق طلبان جهان. 🔸 ‌نقاشی رنگ روغن روی بوم 🔸 ابعاد ۲۳۸*۱۹۷ 🔸 اریبهشت ۱۴۰۳ @roholamin_atelie
نمیدانم شما وقتی بخواهید درباره شهید چیزی بنویسید چکار می‌کنید. من نشسته‌ام سر سجاده‌ام و عکس شهید را نگاه می‌کنم. سرم پایین‌ِ پایین است و چشمانم خیس، خودش باید بگوید چی بنویسم!
وقتی دو تا بسته کتابی که سفارش دادی همزمان می‌رسند و تو همزمان با ۲۵ تا دوست جدید آشنا میشی! 😉
آن «مرد» آمد... @saeedjalily
هدایت شده از 🇵🇸 کشکول سید
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از سانسور دهه شصت تا انتشار نامه توسط خودشان توییت سخنگوی مجلس نمایندگان آمریکا که برای سرزنش کردن دانشجویان آمریکایی، بخشی از نامه امروز مقام معظم رهبری به دانشجویان آمریکایی را بازنشر کرده بود، من را یاد این خاطره قدیمی انداخت. آری! جمهوری اسلامی زمانی در محاصره کامل رسانه‌ای بود اما حالا این مظلوم مقتدر، در قرن جدید شمسی پیامش به راحتی توسط خود مسئولین جنایتکار حامی صهیونیست به دست مخاطبین می‌رسد. مستکبرین هیچ وقت فکرش را هم نمی‌کردند که روزی شبکه‌های اجتماعی بر علیه خودشان عمل کند؛ اما این مکر خداست که بدون اینکه بدانند در پازل خداوند نقش ایفا می‌کنند که: 💠 يرِيدُونَ أَنْ يُطْفِؤُا نُورَ اَللّٰهِ بِأَفْوٰاهِهِمْ وَ يَأْبَى اَللّٰهُ إِلاّٰ أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ كَرِهَ اَلْكٰافِرُونَ ﴿التوبة، ۳۲﴾ همواره می خواهند نور خدا را با سخنان باطل [و تبلیغاتِ بی پایه] خود خاموش کنند؛ ولی خدا جز اینکه نور خود را کامل کند، نمی خواهد، هر چند کافران خوش نداشته باشند. 💠 هوَ اَلَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدىٰ وَ دِينِ اَلْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى اَلدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ اَلْمُشْرِكُونَ ﴿التوبة، ۳۳﴾ اوست که پیامبرش را با هدایت و دین حق فرستاد، تا آن را بر همه ادیان پیروز گرداند، هر چند مشرکان خوش نداشته باشند.
هدایت شده از کوخَک
. شما اکنون در طرف درست تاریخ ایستاده اید! 💌نامه رهبری به جوانان حامی فلسطین در دانشگاه های آمریکا @koookak
هدایت شده از Masihaadam
همه چیز اینجاست... همین کنج، روی پله، زیر پای انبوهی از آدم ها که دارند توی صف خودشان را جلو میکِشند، تا دستشان را چفت کنند به ضریح. که دلشان را مثل تکه پارچه ی سبزی دخیل ببندند به گوشه ای از حرم. من اما میخواهم دلم را وصله پینه کنم گوشه ی فرش های آبی حرمت. همینجا دور بنشینم و تماشایت کنم. جلو بروم که چه بشود!؟ ببوسمت!؟ سرد و عجول!؟ نگاهت کنم سرسری و تار!؟ جایم خوب است... همه چیز اینجاست... مگر روی این پله نمی‌شود ساعتی نشست و حرف زد و دل خوش کرد به سر تکان دادن آقای رو به رو!؟ من که میگویم می شود... می شود و من اینجا می‌نشینم تاپ تاپ زیر پیراهنم را تنظیم میکنم روی دوست داشتنت. برهوت است زندگی. میزانش میکنم روی "درست میشه" درستی که قلبم می‌گوید درست است. راست و درست... 🖊 نسرین سادات موسوی eitaa.com/masihaadam
همه عادت کردیم که آخر فصل تو قهرمان باشی! ❤️🏆
گرمای هوا رو نمی‌تونی تحمل کنی؟ سخته؟ اعصاب نداری؟ با آتیش جهنم می‌خوای چیکار کنی؟! 😳🤔