محمدرضا جوان آراسته آیا آمادهٔ لحظهٔ دشوار و حیاتی «تصمیم» هستیم؟.mp3
زمان:
حجم:
23.8M
.
این داستان استاد قیصری واقعا درخشانه.
پارسال بعد از شهادت یحیی سنوار نوشته شد و بسیار خواندنی است.
نسخهٔ مکتوبش رو هم میتونید در شمارهٔ #جنگ_مدام بخونید. (هم در نسخهٔ فیزیکی مجله و هم از طریق نرمافزار طاقچه.)
از اینجا بشنوید 👇
https://eitaa.com/modaam_magazine/838
روزهای آخر شمارهٔ #سوگ_مدام است.
تنها در دفتر نشستهام. مشغول آماده کردن فایلها برای ارسال به مدیر هنری مجله هستم. هایلایت مطالب را انتخاب میکنم. این یعنی هر متنی را دارم لااقل برای بار سوم میخوانم. متنهای سوگ واقعا آزارم داد. مشخصا بریدهام. خواندن یکجای هفتادهزار کلمه سوگ دیگران تجربهٔ غریبی بود. آن هم چندباره. و در کنار خواندن، صحبت کردن با آدمها و راضی کردنشان بابت نوشتن از سوگهاشان و پابهپاشان غصه خوردن.
وسط همین کارها، یک پیام از توییتر فارسی میخوانم:
{ یه مریض با اختلال روان بستری کردیم، هر پنج دیقه یه بار بلند میگه بر محمد و آل محمد صلوات، کل اورژانس یک صدا به دنبالش صلوات میفرستن و این سیکل هر چند دیقه یه بار تکرار میشه :) }
موقعیت اورژانس را که تصور میکنم بلند بلند قهقهه میزنم. ممتد. بیوقفه. انقدر که گوشهٔ چشمهام خیس میشود. بعد وسط همین قهقههها به حال پدر یا همسر آن مریض روانی فکر میکنم. غصه روی غصه میآید.
قهقهه اشکآلود را میچسبانم تنگ گریه.
عجب شمارهٔ گریهداری شده #سوگ_مدام...
@hornou هُرنو | روزنِ نورگیرِ سقف
تا الان ۱۹۲ نفر جمع شدهایم و نیت کردهایم که تا #شب_یلدا، یک خانوادهٔ مستحقِ آبرومند را راهی منزل جدیدشان کنیم.
این خانواده، سه فرزند دارد و مادر خانواده به علت وخامت اوضاع معیشتی و اقتصادی، خانواده را ترک کرده است.
جهت تکمیل کارهای باقیماندهٔ خانه، ۲۰۰ میلیون تومان نیاز است که قرار شده طی سه پرداخت ۷۰ میلیونی به کمیتهٔ امداد انجام شود.
اگر دوست دارید به جمع ما بپویندید و ماهانه ۲۰۰هزارتومان پرداخت کنید از طریق پیوند زیر اقدام کنید. 👇
https://survey.porsline.ir/s/Bcey0tjG
✅ با کلیک روی شمارهٔ کارت پایین هم میتوانید مستقیما مبلغ دلخواهتان را واریز کنید.
5892101503421816پ.ن۱ : من قول دادهام که هزینه را میرسانم. روی نگاه خدا حساب کردهام. بنا به قول من، سه هفته است که فرایند اتمام ساخت خانه آغاز شده. از این خیر عقب نمانید. پ.ن۲ : این خانواده از سادات نیستند. میتوانید برای صدقات روزانه هم از این شمارهٔ کارت استفاده کنید. پ.ن۳ : لطف کنید و محبت؛ این پیام را دست به دست کنید. ❤️ @hornou هُرنو | روزنِ نورگیرِ سقف
هدایت شده از مجلهٔ مدام
«سوگ همین است. واقعی، بیشبیه و در عین حال ناموجود. چیزی که سخت، خیلی سخت میشود برای دیگران توضیح داد.»
📢 فروش ویژهٔ #سوگ_مدام آغاز شد!
⏰ از امروز(۱۴ آبان) به مدت دهروز، میتوانید شمارهٔ هشتم را با ۲۰درصد تخفیف پیشخرید کنید.
📦 برای سفارش مجله، از طریق فروشگاه مدام به آدرس زیر اقدام کنید👇
www.modaammag.ir/shop
🎁 خبر خوب اینکه تمامی محصولات فروشگاه مدام را میتوانید با تخفیف ۱۰درصدی تهیه کنید.
✅ سفارشات شما آخر هفتهٔ آینده و ابتدای هفتهٔ پایانی آبانماه ارسال خواهند شد.
مدام؛ یک ماجرای دنبالهدار | @modaam_magazine
.
و گویند حمد آن خدای را، که ببرد از ما اندوه را.
۳۴ فاطر
تفسیر سورآبادی
مرگ پدرجون یکی از بزرگترین سوگهای من بود. تا هفتمش نتوانستم گریه کنم. (بس که درگیر آداب مزخرف و بیربط پس از مرگ عزیزترین آدم بودیم.)
هفتم رفتیم سر خاک.
تازه راه گریه باز شد.
حالا رونمایی سوگ در کرمان را برگزار کردیم. یک فشار چند ماهه تمام شد. مواجههٔ با دهها هزار کلمه از سوگ دیگران و گفتگو با آدمها و مجاب کردنشان برای نوشتن از سوگهای شخصی، شیرهٔ جان و تنمان را بیرون کشید.
حالا در گوشهای از کرمان روی یک مبل تختخوابشو نشستهام. بقیهٔ بچهها در سوییتهای دیگرند.
میدانم که این تنها بودن میتواند به معنای بیاحترامی به بقیه باشد. ولی چند دقیقه باید تنها باشم.
تازه رسیدهایم به هفتم #سوگ_مدام. تنها شدهام و دلم میخواهد زار بزنم.
تا چند ماه سراغ این شماره نخواهم آمد.
پانوشت: عکس را امروز جوانی در میدان گنجعلیخان ازم برداشت. بیهوا. فرستاد برایم. من هم فرستادم برای خانم پ.
نوشت:
«چه عکس خوبیه، و چقدر به سوگ میاد.»
از ظهر با خودم فکر میکنم که ما آدمها چقدر به سوگ، میآییم...
@hornou هُرنو | روزنِ نورگیرِ سقف
در اولین شمارهٔ مدام، داستانی دارم به اسم «هجده صفر هشت».
این داستان به لطف خدا، محبوبترین داستان این شماره از نگاه مخاطبان بوده؛ و بین داستانهایی که نوشتهام خودم هم دوستش دارم.
نسخهٔ صوتی این داستان رو میتونید از لینک زیر گوش کنید. 👇
https://castbox.fm/vb/839978055
#رادیو_مدام رو در کستباکس دنبال کنید. روایتها و داستانهای صوتی درجهیکی با صدای نویسندهها منتشر شده.
@hornou هُرنو | روزنِ نورگیرِ سقف
بس جبرئیل محمد (ص) را گفت تا همهٔ درها به مسجد بسته شود جز در خانهٔ علی(ع) و فاطمه(س)...
پس چون کار خلافت را تمام کردند، قصد خانه علی(ع) کردند. فاطمه(س)، در را بر ایشان بست. آتش زدند، کوفتند، پا نهادند و از روی او و در، گذشتند تا ریسمان بر گردن علی(ع) بیاندازند...
«أشهد أن سيدتنا فاطمة بنت رسول الله، عصمة الله الكبرى و حجة الله عَلَى الحجج»
از صفحهٔ محسن اکبرزاده
@hornou هُرنو | روزنِ نورگیرِ سقف