8.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 حاج میثم مطیعی:
مطلع می گویم که دشمن برنامه جدی برای پس گرفتن خیابان از نیرویهای مومن و مردمی دارد!!!
#هشدار_فوری
ورود پهپادهای مخصوص شنود موبایل و تلفن به داخل کشور
این پهپادها به دستگاهای شنود مستقر در سفارتخانههای کشورهای اروپایی و عربی و ترکیه اضافه شده است.
مراقب گفتگوهای تلفنی خود باشید.
با هوش مصنوعی روی کلمات کلیدی حساس هستند.
با دوستان و بستگان نظامی و خانواده آنها یا افراد مهم و حساس به هیچ عنوان تماس نگیرید یا درباره محل استقرار آنها سخن نگویید.
با اقوام، دوستان و مرتبطان مقام معظم رهبری به هیچ عنوان تماس نگیرید و درباره آنها در تلفن همراه و ثابت سخن نگویید.
این هشدار فوری را برای همه ارسال کنید.
#خیانت_خواص
🔅🔆بسم الله الرحمن الرحیم 🔆🔅
🚨 #مهم
سلام علیکم
مردم مومن و روزه دار ایران عزیز 🇮🇷
طاعات و عبادات قبول؛ ان شاءالله 🌷
دراین شرایط که جنگ کفر و اسلام است ،
برای نابودی طاغوتیان زمان اسرائیل کودک کش و ترامپ شیطان صفت بهمراه همه عوامل و سربازانشان به مدت ۲۱شب رأس ساعت 21:00 از پنج شنبه ۲۱ اسفند مصادف با شب قدر "قرائت دعایحدیث کساء"
و "دعا سیفی صغیر" و "۱۴ صلوات" بصورت پیوسته و دادن صدقه برای صدقات و قربانی به نیابت از امام رضا (ع) به نیت سلامتی و تعجبل در فرج امام زمان (ع) و رفع کامل و سریع بلا از کشور عزیزمان ایران و مردم و پیروزی اسلام و ایران در برابر کفار و شیاطین به تمنای امدادهای الهی مستدعی و نیاز مبرم می باشد.
لازم بذکر است خواندن دعا و واریز صدقه رأس ساعت 21:00 الی 22:00 صورت گیرد و خارج از این ساعت اقدام نگردد.
إن شاالله 🤲🏻
👈 واریز جهت صدقه و ذبح قربانی:
روی کارت بزنید کپی میشه:
💳 5041721111842192
💳 6037997950291642
بنام خیریه حضرت رقیه(س)
#نشر_حداکثری
#قربة_إلي_الله
#ذبح_قربانی
#مرکزنیکوکاری_حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها
سلام بر همه عزیزان
طاعات قبول ان شاء الله همگی با خلوص نیت ، و اظطرار از امشب بمدت 21 شب ، سر ساعت 9 شب شروع کنیم ، و باذن خدا حاجت روا شویم ، و صدقه هم هر شب به شماره کارت داخل اطلاعیه👆👆 واریز شود .
📣📣📣📣📣📣
▪️کارآمدترین سلاح جمهوری اسلامی ایران چیست؟
رهبر شهیدمان:
▪️ ما سلاح دیگری نداریم جز ایمان همین مردم که از هر سلاحی قویتر است.
▪️ آمریکا و اسرائیل که سهل است، تمام قدرتهای عالم هم اگر باشند نمیتوانند در برابر ملت تاب بیاورند.
❌️❌️
▪️پن: این مرد الهی اعتماد و اعتقاد عجیبی به مردم داشت. مردم در اندیشه رهبر شهیدمان مرکز نصرت و پیروزی بود. مردمی که خداوند آنها را مبعوث میکند.
جنگشناختیترکیبی
❌️❌️
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام بر هر کسی که خدا مقدر کرده نوشته مرا بخواند
آنچه بنده ادراک میکنم و خبر دارم این است که در شبهای آتی نیاز به راهپیماییهای محلی و تشکیل هستههای دفاعی بیشتر از قبل است.
در محله ها راه بروید و شعار آرامش بخش الهی و اتحاد بخش بدهید.
روی زمین فقط حضور پررنگ و پرتعداد و مستمر شما مردم عزیزم انقلاب را از این مرحله عبور خواهد داد.
آسمانیان انشاءالله به اذن فاطمه زهرا سلام الله علیها برای امداد خواهند آمد.
۲۱ اسفند ۱۴۰۴
شیخ اسماعیل رمضانی
❌️❌️
💢شبکه ۱۴ اسرائیل:
کم کم داریم به خیابانهای خالی و لحظه طلایی جنگ شهری نزدیک میشویم!🦯🦯⚒
❌️❌️
لذرذ🔹🔸تحلیلگر شبکه ۱۴ اسرائیل از وضعیت داخلی ایران، از روند کاهشی تجمعات خیابانی در تهران و شهرهای بزرگ و ابراز خوشحالی کرد و گفت:
♦️«ما نشان دادیم صبرمان زیاد است. شلوغی خیابانهای ایران حاصل شور و هیجان بود و شور و هیجان عمرش خیلی کم است. ما همین حالا هم داریم کم رمق شدن خیابانهای ایران را میبینیم. به نظر میرسد وقتش شده. زمین تقریبا خالی است و مهیای لحظهی طلایی جنگ شهری».
https://eitaa.com/mostafajahanirad
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شیوه برخورد با دشمن
https://eitaa.com/mostafajahanirad
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️جواد قارایی دوربین را گذاشت و تفنگ برداشت!
✅خیابانها را حفظ کنید...
#خسته_نشید
🇮🇷 اخبار و تحلیل های ویژه جنگ👇
https://eitaa.com/hadnews
16.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ببینید این جوان در استودیوی بیبیسی چه طوفانی به پا کرد!!
🔹کسی که ۱۷ سال به ایران برنگشته و پرونده دارد، اما خیلی مرد است
🏴 به مناسبت فقدان رهبر شهید انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله العظمی سید علی حسینی خامنهای قدس سّره
❇️ ازدواج پسر آقا (۱)
🔹 در سال ۱۳۷۷ یک خانمی زنگ زده بود منزل ما که میخواهیم برای خواستگاری بیاییم منزل شما. خانم ما گفته بود: «بچه ما فعلاً سال چهارم دبیرستان است و میخواهد کنکور بدهد.»
❓ آن خانم گفته بود: «حالا نمیشود ما بیاییم دختر را ببینیم؟»
♻️ خانم ما گفته بود: «نمیشود. اصلاً شما خودتان را معرفی کنید. من نمیدانم چه کسی میخواهد بیاید!»
✳️ آن خانم گفته بود: «من خانم مقام رهبری هستم.»
🔹 خانم ما از هولش دوباره سلام و علیک کرده بود و گفته بود: «ما تا حالا هر کسی آمده بود، رد کردیم. صبر کنید با آقای دکتر صحبت میکنم، بعد شما را خبر میکنم.»
🔹 بعداً تماس گرفتند که ما حرفی نداریم. با خودمان میگفتیم شاید آنها آمدند ولی نپسندیدند. پس برای اینکه دختر هوایی نشود، بهتر است هماهنگی کنیم بیایند در دبیرستان بچه را ببینند تا بچه هم متوجه نشود چه کسی آمده او را ببیند. پس قرار گذاشتیم در دفتر دبیرستان. از قضا، خانم من مدیر دبیرستان هدایت بود. ساعتی را خانم ما هماهنگ کرد و خانم آقا تشریف آوردند و در دفتر نشستند. خانم ما گفته بود: «من دخترم را صدا میزنم و به دفتر میآورم بعد شما او را ببینید.» او را دیدند. دختر هم رفت سر کلاس. خانم آقا هم رفتند.
🔺 چند روز گذشت که من برای کاری خدمت آقا رفتم. ایشان گفتند: «خانم استخاره کردند. خوب نیامده.»
🔹 من بعداً گفتم: «خدا را شکر که دختر ما نفهمید؛ مبادا به روحیهاش لطمه بخورد!»
🔹 يک سال از این قضیه گذشت و دوباره خانواده آقا زنگ زدند که دوباره میخواهیم بیاییم.
❓ خانم ما گفته بود: «خانم، چی شده دوباره میخواهید بیایید؟ آخر آقا گفته بود که خانم ما به استخاره خیلی اعتقاد دارد و خوب نیامده.»
♻️ خانم آقا گفته بود: «چون دخترتان دختر خوبی است و نمیتوانستیم بگذریم و دختر محجبه و فرهیخته و خوبی است، دوباره استخاره کردم و خوب آمد. اگر اجازه بدهید، بیاییم.»
🔹 آن موقع، دخترمان دیپلم گرفته بود و کنکور شرکت کرده بود. آمدند و وقتی مقدمات کار فراهم شد، قرار گذاشتیم پسر آقا و مادرش بیایند منزل ما، با یک قواره پارچه به عنوان هدیه تا عروس را ببینند و گفتوگو کنند. آمدند و نشستند صحبت کردند و وقتی آقا مجتبی رفتند، از دخترم پرسیدم: «نظرتان چیست؟» ایشان موافق بودند. به او گفتم: «خوب فکرهایت را بکن!»
🤝 بعد از چند روز رفتم پیش آقا. آقا فرمودند: «داریم خویش و قوم میشویم!»
⁉️ گفتم: «چه طور؟!»
✳️ گفتند: «اینها آمدند و پسندیدند و در گفتوگو به نتیجه رسیدهاند.» و پرسیدند: «نظر شما چیست؟»
🔹 گفتم: «آقا، اختیار ما دست شماست!»
✳️ آقا گفتند: «نه، بالاخره شما دکتر و استاد دانشگاهید و خانمتان هم همین طور. وضع زندگی شما وضع مناسبی است، ولی [وضع زندگی] ما اینجور نیست و اگر بخواهم تمام زندگیام را بار کنم، غیر از کتابهایم
يک وانت بار میشود. اینجا هم دو تا اتاق اندرون داریم و يک اتاق بیرونی که آقایان و مسئولین میآیند و با من دیدار میکنند. من پول ندارم که خانه بخرم. يک خانه اجاره کردهایم که یک طبقه را مصطفی و يک طبقه را مجتبی زندگی میکند. شما با دخترت صحبت کن که خیال نکند میخواهد عروس رهبر شود! يک چیزهایی در ذهنش نباشد. ما يک زندگی این جوری داریم. شما این جوری زندگی نکردهاید، نسبتاً زندگی خوبی دارید؛ خونه دارید، زندگی دارید. حالا بخواهد وارد يک زندگی این جوری شود، مشکل است. مجتبی معمم هم نیست. میخواهد روحانی شود و برود قم درس بخواند و زندگی بکند و... همه را بگو تا بداند.»
✅ من آمدم با دخترم صحبت کردم و ایشان هم قبول کرد. برگشتیم و وارد مراحل بعدی شديم.
🔹 آقا يک خانهای قبل از ریاستجمهوریشان داشتند توی جنوب تهران. ایشان آن را اجاره دادهاند و خرج زندگیشان را از آن در میآورند. ایشان حقوق بابت رهبری نمیگيرند و از وجوهات هم استفاده نمیکنند. خلاصه، برای مراسم عقد، مهریه و اینها گفتیم کجا برگزار کنیم؟ آقا فرمودند: «اولاً، سر مهریه و هر چه به اختیار دختر شما باشد، همان را مهریه دختر بگذارید، ولی من چون برای مردم خطبه عقد میخوانم و این سنت من بوده که بیش از ۱۴ سکه عقد نمیخوانم -تا حالا هم نخواندم- با این حال، اگر بخواهید، میتوانید بیشتر از ۱۴ سکه هم بگذارید ولی من عقد را نمیتوانم بخوانم، چون تا حالا برای مردم نخواندم پس برای عروسم هم نمیخوانم. بروید يک آقای ديگر بیاورید تا عقد را بخواند. اشکالی هم ندارد. از نظر من اشکالی ندارد.
🔹 ما گفتیم: «نه آقا، این که نمیشود. ولی باشد. حالا من صحبت میكنم با مادرش فکر نمیکنم مخالفتی داشته باشد.
✳️ گفتند: «میتوانید مراسم عقد را در تالار بگیرید، ولی من نمیتوانم شرکت کنم.
👈 ادامه در پست بعدی...
❇️ ازدواج پسر آقا (۲)
👈 ادامه پست قبلی...
🔹 گفتم: «آقا، هر جور شما صلاح میدانید.
✳️ فرمودند: «میخواهید این دو تا و یک اتاق بیرونی را با هم حساب کنید چند نفر زن و مرد جا میشوند. نصف از خانواده ما و نصف از خانواده شما دعوت میکنیم.»
🔹 ما نگاه کردیم کلاً اینجا ۱۵۰ الی ۲۰۰ نفر بیشتر جا نمیگیرد. ما حتی قوم و خويشهای درجه اولمان را نمیتوانستیم دعوت کنیم. پذیرفتیم. خلاصه، تعدادی از اقوام نزديک را دعوت کردیم و آقا هم همین طور. ایشان از غیر فامیلشان هم، آقای خاتمی رئیس جمهور و آقای هاشمی رفسنجانی و آقای ناطق نوری و رؤسای سه قوه و دکتر حبيبی را دعوت فرمودند. يک رقم غذا نیز درست کردیم.
🟢 قبل از این قضیه صحبت بازار مطرح شد. پسر آقا گفت: «من نه انگشتر میخواهم، نه ساعت میخواهم و نه چیز دیگری.»
🔹 من هم گفتم حداقل يک حلقه که میگیرد. آقا گفتند: «چه کار کنم، مجتبی؟!»
🟢 آقا مجتبی گفت: «نمیخواهم.» بعد، آقا يک انگشتر عقیق داشت. گفتند: «این انگشتر را يكی برای من هدیه آورده. اگر دخترتان قبول میکند، من این را هدیه میدهم به ایشان. ایشان به عنوان حلقه هدیه بدهد به مجتبی.»
🔹 پذیرفتیم. خلاصه، آقا رفت انگشتر را آورد و گرفتیم و رفتیم و به دست مجتبی هم گشاد بود. دادیم یک انگشترسازی و ۱۰۰ تومان هم دادیم تا انگشتر را کوچکش کند. خلاصه، خرج حلقه دامادمان شد ۶۰۰ تومان. این شد حلقه داماد.
🔹 به آقا گفتم: «توی همه این مسائل احتیاط کردیم. دیگر لباس عروس را بسپار به دست ما.»
✳️ آقا فرمودند: «دیگر آن را طبق متعارف حساب کنیم.»
🔹 ما داشتیم در همان ايام عروسی میگرفتیم برای پسرمان و يک لباس عروس داشتیم که برای عروسمان سفارش داده بودیم بدوزند. خلاصه، قبل از آنکه عروسمان استفاده کند، همان شب دخترمان استفاده کرد.
✳️ آقا گفتند: «من يک فرش ماشينی میدهم و شما هم يک فرش.»
🔹 مراسم برگزار شد. برای عروسی هم دو تا پیکان از ما بود و دو تا پیکان هم از اقوام آقا. مراسم در خانه ما طول کشید، تا آمدند عروس را ببرند، خانواده آقا هم آمده بودند. فقط آقا نتوانسته بودند بیایند. مراسم تا حدود ساعت يک طول کشیده بود تا این که ما عروس را آوردیم خانه. دیدیم آقا همینطور بیدار نشستهاند منتظرند که عروس را بیاورند. گفتند: «من اخلاقاً وظيفه خود میدانم برای اولین بار که عروسمان قدم می گذارد توی خانه ما و توی فامیل ما، من هم بدرقهاش کنم. هم به اصطلاح خوش آمد بگویم تا ایشان نگوید برای من ارزشی قائل نبودند.»
👌 ما تعجب کرده بودیم و فکر نمیکردیم آقا تا آن موقع شب بیدار باشند به خاطر اینکه عروسش را میخواهند بیاورند.
🔹 خانواده آقا چون آن شب سرشان شلوغ بود، غذا هم به آقا نداده بودند. آقا گفتند: «آقای دکتر، امشب شام هم نداشتیم. من یکی از این پاسدارها را صدا کردم و گفتم که شما خوردنی چيزی ندارید؟ یکی از پاسدارها گفت غیر از کمی نان چیز دیگر نداریم. گفتم که بیاور. حالا یک چیزی میخوریم!»
✅ بعد هم که دخترمان وارد شد، آقا نشستند و چند دقیقهای برایشان در مورد تفاهم در زندگی و شرایط و اهمیت زندگی زناشویی صحبت کردند و تا پای در خانه، عروس را بدرقه کردند، خوشآمد گفتند. بعد برگشتیم.
💬 راوی: دکتر غلامعلی حداد عادل، پدر عروس رهبر شهید انقلاب
📚 منبع: کتابچه قائد اُمت، کاری از اندیشکده راهبردی سعداء
#رهبر_شهید
بسم الله الرحمن الرحیم
شعارهای ویژه امشب برای حمایت از بسیجیان
بسیجی با غیرت / مدافع این ملت
✊✊✊✊
بسیجی کوه عزت/ بسیجی نور و رحمت
دشمن زبون و خوار است/ بسیجی اقتدار است
دریا دل بسیجی، خدا نگهدار تو
بمیرد بسوزد، دشمن خونخوار
بمیرد آمریکا دشمن خونخوار تو
✊✊✊✊✊
بسیجی با صفا/ محبوب ملت ما
لشکر مخلص خدا بسیجی
وارث خون شهدا بسیجی
امانت امام امت ما / بسیجی دلاور جبهه ها
✊✊✊✊✊