7.46M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 «به خون کشیده شد خیابان» رونمایی شد
💢 گزارش آیین رونمایی کتاب «به خون کشیده شد خیابان» در سبزوار
📚 «به خون کشیده شده خیابان»، خاطرات مقاومت مردم خراسان است در برابر کشف حجاب رضاخانی. این کتاب به قلم مهناز کوشکی نوشته شده و پژوهش گری آن را مهدی عشقی رضوانی، قربان ترخان، اسماعیل شرفی و رضا پاکسیما، انجام داده اند. این کتاب در سال 1401 توسط انتشارات راهیار به چاپ رسیده است.
#رونمایی_کتاب
#کشف_حجاب_رضاخانی
🚩 همراه #حسینیه_هنر_سبزوار باشید
➕ @hoseinieh_honar_sabzevar
🔅در جوار شمع🔅
🌸دیدار با خانواده شهید احمد معلمی
📆 شنبه ١۴٠٢/۰۴/۳۱
⏰ ساعت ١٧:۰۰
✨خواهرانی که تمایل دارند همراهمان باشند جهت هماهنگی و دریافت نشانی به آی دی زیر در پیام رسان ایتا و بله پیام دهند.
@zfarhadisadr
🚩 به کانال #حسینیه_هنر_سبزوار بپیوندید:
➕ @hoseinieh_honar_sabzevar
20.13M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#تماشایی | جمکو را بهتر بشناسیم
💠 دکتر سعید جلیلی در دیدار با کارخانه جمکو و کارکنانش عنوان کرد: نگرش متعالی و مبتنی بر ارزشها در مدیریت یک مجموعه است که باعث رشد و ارتقا همه جانبه آن میشود و نباید به عوامل و سرمایه انسانی هر مجموعهای نگاه ابزاری و پیچومهرهای داشت؛ چراکه همان نگاه متعالی و ارزشمند به افراد در دوران دفاع مقدس باعث آن درخششهای کمنظیر شد. این نوع نگاه دفاع مقدس و نگاه متعالی به افراد را باید در صنعت و تجارت و اقتصاد و... حاکم کرد تا همان نتایج را شاهد باشیم؛ چرا که همان خدای کربلای چهار و پنج خدای جمکو و سایر مجموعهها نیز است.
#جمکو
#روایت_پیشرفت
🚩 همراه #حسینیه_هنر_سبزوار باشید
➕ @hoseinieh_honar_sabzevar
📚 برپایی میز کتاب در
هیئت انصارالحسین، سبزوار، ۲۹ تیر ماه ۱۴۰۲
🚩 همراه #حسینیه_هنر_سبزوار باشید
➕ @hoseinieh_honar_sabzevar
حسینیه هنر سبزوار
💢 الگوی سوم به روایت خیرالنسا
🔸در اولین جلسه از سلسله نشستهای سبک زندگی خانواده اسلامی، شخصیت بانو خیرالنساء صدخروی، به عنوان نمونهای از الگوی سوم زن انقلاب اسلامی روی میز گفت و گو قرار گرفت. همچنین در انتهای جلسه کتاب «خیرالنساء» از لحاظ نگارشی نقد و بررسی شد. این جلسه با حضور خانم سمانه آتیه دوست نویسنده کتاب «خیرالنساء» و خانم فاطمه سلیمانی نویسنده و کارشناس ادبی، به میزبانی خانه همبازی در کتابشهر مشهد برگزار شد.
🔹در ابتدای جلسه نویسنده کتاب که بخشی از روزهای زندگی اش را در کنار خیرالنساء سپری کرده بود، به بیان توضیحاتی از روند تحقیق و آشنایی با خیرالنساء پرداخت. بعد هم دست ما را گرفت و برد به خانهای که ساعتها پای گفت و گوی خیرالنساء نشسته و خاطرات ریز و درشت زندگی اش را به ثبت رسانده. از خاطرات کشف حجاب رضاخانی که گوشه ذهن خیرالنساء جا خوش کرده تا ماجرای ازدواج و تولد فرزندانش و روزهای دفاع و مقاومت. روزهایی که از خیرالنساء در روستایی با هزاران کیلومتر فاصله از جبهه و جنگ، یک قهرمان ساخته.
🔸 نویسنده کتاب، اولین سکانس ازین روایت قهرمانی را از مقابل خانه خیرالنساء آغاز میکند. وقتی از جهاد کیسههای آرد خروار خروار به خانه خیرالنساء می آمده و او با مدیریت و تدبیرش، تک تک زن های ده را پای تنورهای روستا میکشانده تا از آن کیسه ها، نان سال های جنگ بسازد. نان هایی که بعدها حسابی زیر زبان رزمندهها مزه کرد.
🔹خانم سلیمانی کارشناس و نویسندهای که سال های عمرش به قلم زدن انواع رمانهای اجتماعی و مذهبی سپری شده، ما را می برد به سراغ قهرمان دیگری که پشت صحنه ایستاده. حاج عباس همسر خیرالنساء که اولین بار پای زنش را به این معرکه باز می کند. وقتی یک روز گرم تابستانی پای سفره ناهار قضیه پخت نان را با زنش در میان می گذارد و خیرالنساء هم با پشت گرمی حاج عباس دل به میدان میزند. همراهی و همکاری حاج عباس به عنوان همسر خیرالنساء در جای جای کتاب سیر ساخته شدن او را برای پشتیبانی از جبهه و گسترش این حرکت توی کل روستا نشان می دهد.
🔸در ادامه خانم سلیمانی پای جغرافیای زندگی خیرالنساء و خانواده ای که در آن رشد کرده را به میان می کشد. خانواده ای که با وجود سپری کردن بخش زیادی از عمرشان در دوره طاغوت و ناآگاهی مردم حتی نسبت به واجبات دینی شان، در مواجه با آموزههای دینی و حوادث سیاسی و اجتماعی دایر بر مدار دین دقیق بودهاند. رشد و پرورش خیرالنساء در چنین خانواده ای از او انسان متعهدی می سازد. کسی که خطوط حلال و حرام آن قدر برایش پررنگ است که هوای خرده کلوچه های ته کیسه را هم دارد و نمیگذارد هدر برود.
🔹محقق و نویسنده کتاب ازین ویژگی خیرالنساء گریزی میزند به روزهای نوجوانی او. زمانی که به واسطه جنگ جهانی دوم قحطی بزرگی روستا را فرا میگیرد و پدر خیرالنساء برای تهیه غذای مردم از گوسفندهایش مایه میگذارد. در ادامه نویسنده کتاب به حس و حال خیرالنساء در آستانه صدمین سال زندگی اش اشاره میکند و میگوید: «خیرالنساء میگفت خیلی خوشبختم و من غبطه میخوردم به حال خوشی که توی این سن و سال داشت. حتی پشیمان بود که چرا شبهای بیشتری برای کمک به جبهه بیدار نمانده است.»
🔸در ادامه گفت و گو خانم سلیمانی دقایقی به نقد و بررسی کتاب «خیرالنساء» پرداخت. ایشان ضمن نقدی که به طرح جلد و اسم کتاب و برخی اشکالات ویرایشی کتاب داشت بیان کرد، در کتاب «خیرالنساء» صرفاً با رونویسی تعدادی مصاحبه مواجه نیستیم و نویسنده اثر تلاش کرده جهانی را پیدا کند و بر اساس آن، جهانی جدید را خلق کند و خیرالنساء را بیش از یک اثر تدوینی یک کار تالیفی دانست. همچنین نثر خوب، زبان و فضاسازی روستایی و شروع فصل ها را از دیگر نقاط مثبت کتاب دانست و گفت: «هر فصل با جمله ای خاص شروع میشود که مخاطب را به فضای داستان پرتاب میکند.»
🔹خانم سلیمانی آوردن مقدمه را با «عنوان سخن پایانی» در انتهای کتاب، کار بسیار خوبی دانست و معتقد بود این کار باعث میشود مخاطب بدون پیش داوری کتاب را تا انتها بخواند. ایشان همچنین به نوشتن رمان و ساخت فیلم سینمایی از زندگی افرادی مثل خیرالنساء و ظرفیت بالای این شخصیت برای چنین قالب هایی اشاره کرد. در پایان نیز سایر محصولات تولید شده درباره بانو خیرالنساء شامل کتابهای کودک «خیرالنسا و گندمک» و «یک دونه نون صد دونه نون»، کتاب «نان سال های جنگ»، دفتر تحریر خیرالنساء و مستندی که با محوریت زندگی این بانو ساخته شده است، توسط نویسنده کتاب معرفی شد.
✍️ مریم برزویی
♦️سفارش با تخفیف15درصد و ارسال رایگان(بالای 200هزار تومان):
raheyarpub.ir
@raheyar97
🚩 به کانال #حسینیه_هنر_سبزوار بپیوندید:
➕ @hoseinieh_honar_sabzevar
حسینیه هنر سبزوار
*📄 #یادداشت | از مردم برای مردم/ نگاهی به دیوارنگاره غیرت*
💠 نشان خوش رنگ غیرت افتاده بود گردن شهرمان؛ برای این مدال خون داده بودیم. رفتیم سراغ ثبت و ضبط خاطرات شهید. پای صحبتهای اقوام، خانواده، دوستان و مردم شهر نشستیم و دفتر خاطرههایشان را ورق زدیم و صفحاتی از آن را در رسانهها منتشر کردیم.
💠 مرام پهلوانی و غیرت سربداری شهید، زبانزد شده بود. همهی مردم شهید را دوست داشتند و او را از خودشان میدانستند. برای همین بود که از او استقبال بیسابقهای کردند. از پیر و جوان، بازاری و کارمند تا دانش آموز و دانشجو و طلبه. قرار شد پهلوانی شهیدالداغی و قدرشناسی مردم را در قابی به تصویر بکشیم. رشته ورزشیاش بوکس بود و دستش را جهان پهلوانی بالا آورد که مردم او را به جوانمردی میشناسند؛ غلامرضا تختی.
💠 خرد و کلان به تماشای این لحظه باشکوه آمدند. از خیل مفاخر و مشاهیر دیار سربداران که شناسنامههای شهرند، تعدادی مهمان این دیوارنگاره شدند. شهید محمد فرومندی قائم مقام لشکر 5 نصر، شهید سیدابراهیم شجیعی فرمانده گردان عبدالله، شهید حسین محمدیانی فرمانده گردان ولی الله، شهید احمد نظیف جوانترین شهید سبزوار، شهید مصطفی مختاری ورزشکار و از حماسه سازان هویزه، حسن مهری رزمنده و یادگار دفاع مقدس، فاطمه همایی مادر جهادگر شهید؛ محمود بیاری، طاهره واحدی همسر شهید محمدرضا شمس آبادی؛ فرمانده گردان مهندسی رزمی جواد الائمه، خیرالنسا صدخروی مادر مهربان جبههها، استاد حمید سبزواری پدر شعر انقلاب، دکتر علی شریعتی متفکر انقلابی، دکتر سیدمحمد علویمقدم چهره ماندگار ادبیات فارسی، سیدحسن نقیب زاده مرشد پیشکسوت ورزش باستانی، قاسم شعبانپور پیشکسوت هندبال سبزوار، مهدی بابادی ملی پوش والیبال نشسته و پدر، مادر و دختر شهید الداغی. همه به نمایندگی از مردم سبزوار در این قاب قرار گرفتند.
💠 مصلای تاریخی سبزوار و آرامگاه حاج ملاهادی نمایانگر پشتوانه تاریخی و تمدنی حماسه غیرت بودند. این اثر هم تجلیل از شهید الداغی بود و هم زنده کردن یاد تعدادی از شناسنامههای شهر به زبان هنر. از طراحی تا نصب این قاب هر کدام از مردم گوشه ای از کار را گرفتند و به سرانجام رساندند. تا مردم هستند پاسداشت حماسه ها و آدم هایش هم چنان ادامه دارد.
🚩 به کانال #حسینیه_هنر_سبزوار بپیوندید:
➕ @hoseinieh_honar_sabzevar
📣 فراخوان برپایی نمایشگاه کتاب در هیئات حسینی
💢 حسینیه هنر سبزوار با تمامی هیئت های اباعبدالله برای برپایی نمایشگاه کتاب همکاری می کند.
حسینیه هنر سبزوار با آثاری در موضوعات انقلاب اسلامی، دفاع مقدس، مدافعان حرم، روایت پیشرفت ، کودک و نوجوان و ... آماده همکاری با تمامی هیئات و تکیه های عزاداری در سبزوار و شهر و روستاهای غرب خراسان رضوی است.
🔻 تهیه کتاب از آدرس زیر:
شناسه ایتا و بله: @hosseinhaghighatpanah
شماره تماس: 09152591004
🚩 همراه #حسینیه_هنر_سبزوار باشید
➕ @hoseinieh_honar_sabzevar
📣 فراخوان جمعآوری خاطرات کشف حجاب رضاخانی
🔰اگر در سبزوار و روستاهای اطراف آن، افرادی را میشناسید که از ماجراهای «ممنوعیت حجاب» و «اجباری کردن کلاهشاپو» و یا «ممنوعیت روضهخوانی» در دورهی پهلوی خاطرهای دارند، لطفا شماره تماس خود را برای ما ارسال کنید.
🎁 به سه نفر از شرکتکنندگان به قید قرعه جوایز نفیسی اهدا میشود.
⏳مهلت شرکت در فراخوان:
۲۷ شهریور ماه ۱۴۰۲
🚩 به کانال #حسینیه_هنر_سبزوار بپیوندید:
➕ @hoseinieh_honar_sabzevar
حسینیه هنر سبزوار
احمدم کمکم میکنه!
✍️ زهره فرهادیصدر
▪️جلوی در منتظر ایستاده بود. دستم را دراز کردم سمتش. بغلش را باز کرد و گفت: «سلام دختر قشنگم.» دستم را عقب کشیدم و رفتم بغلش. عجیب مهرش به دلم افتاد. از بغلش بیرون آمدم. به پشت سرم نگاهی انداخت و گفت: «تنهایی؟» خندیدم و گفتم: «نه مادرجان! بچهها کمکم میان.»خیالش که راحت شد رفت سمت آشپزخانه.
▫️چادرش را زیر بغلش داد و خم شد سمت کابینت. کتری لعابی گلداری را بیرون آورد. من که تا آن لحظه تماشاگر بودم، رفتم آشپزخانه و کتری را از دستش گرفتم و بردم زیر شیر آب.
- شما برو بشین مادر. فقط بگو چیو از کجا باید بردارم.
لبخندش پهنتر شد و روی تختش نشست و گفت: «داغتو نبینم ننه.»
▪️به منظرهی پشت سرش چشم دوختم. مسجدی شبیه به مسجدالنبی، فضای خانه را لطیفتر کرده بود. بچهها یکی یکی آمدند و صدای خنده و شوخی فضای خانه را پر کرد. مادر، وسط صحبتهایش رو میکرد به آشپزخانه و سفارش میکرد:
- ننهجان! شکلات براتون آماده کردم. بردار بیار. چاییش ایرانیه، دیر دمه؛ بذار خوب دم بکشه. نقل هم بیار با چای میچسبه.
▫️فضا شاعرانه شد. مادر از باباطاهر میخواند در وصف پسرش. کمکم همه از روی مبل پاشدند و روی زمین نشستند. حلقهای دور مادر درست شد. با غرور و شعف از احمدش برایمان میگفت؛ که چطور با قد و قوارهی کوچکش وسط دستهی زنجیرزنی، برای امام حسین زنجیر میزده. یا وقت پروازش که میرسد، رفقایش هشدار میدهند که جلوتر خطرناک است نرو ولی احمد با شجاعت جلو میرود و گلولهی دشمن، سینهاش را سوراخ میکند.
▪️یکی از بچهها کتاب شهید آوردند را گذاشت میان دستانش و گفت: «مادر! عکس احمدآقا توی این کتاب هست.» صفحات آخر کتاب را باز کرد. حدود ۵۰ عکس سه در چهار توی یک صفحه. صورت مادر بازتر شد. انگشت اشارهاش را گذاشت روی یک عکس و گفت: «ایناهاش. احمدمه.» یکی از بچهها به شوخی گفت: «از اون موقع که میگفتید چشاتون نمیبینه. حالا خوب زود عکس پسرتو پیدا کردی.» چشمهایش را روی هم فشرد و گفت: «من هیچی بلد نیستم، احمدم کمکم میکنه.»
#در_جوار_شمع
#دیدار_با_مادران_شهدا
#مادر_شهید_احمد_معلمی
🆔 @hhonarkh
🚩 به کانال #حسینیه_هنر_سبزوار بپیوندید:
➕ @hoseinieh_honar_sabzevar