eitaa logo
حسینیه اندیشه و جبهه مقاومت
533 دنبال‌کننده
243 عکس
57 ویدیو
133 فایل
مباحث و یادداشت‌هایی هم‌سو با حسینیه اندیشه در موضوع جبهه مقاومت ✔️آدرس وب سایت: http://hosseiniehandisheh.ir ✔️آدرس کانال رسمی حسینیه اندیشه: https://eitaa.com/HossiniehAndisheh ✅ ارتباط با مدیر کانال: @azn1360
مشاهده در ایتا
دانلود
record۲۰۲۱۰۸۰۹۲۱۰۷۵۸.amr
4.35M
🎙 سخنرانی ۱۴۰۰ با موضوع: ▪️«فتنه اعتقادی؛ مشروطه اقتصادی» ▪️ ☑️ حجةالاسلام محمدصادق حیدری 🗓 دوشنبه؛ ۱۸ مرداد ۱۴۰۰ 🔹مشهد مقدس🔹 ☑️ @hosseiniehandisheh
🏴🏴 سوره قیام 🏴🏴 🏴چند سال پیش بود که ایده‌ی «سوره‌ی قیام» به سرم زد؛ وقتی پای درس مرحوم استاد نشسته بودم و می‌گفت: 🏴اگر کسی به فرهنگ قرآن دقت کند، برایش معلوم می‌شود که هدایت از طریق «آیه» اتفاق می‌افتد؛ یعنی همان چیزی که ما امروز به آن می‌گوییم «معجزه». معجزه، قوی‌ترین قدرتهای مادّی را جلوی چشم همه به عجز در میآورد و قدرت جدیدی را به رخ همه می‌کشد که همان خداست. خدایی که با پیامبرانش به وسط میدان آمده و «اهالی باشگاه قدرت» را به چالش کشیده تا مردم را از دور آنها پراکنده کند و با جمع شدن مردم به دور انبیاء و اوصیاء و نوّاب عامّ آنها، زندگی و جامعه‌ی دیگری بسازد. البته شکل و نحوه «آیات» یا «معجزات» در طول تاریخ، تغییر می‌کند اما در هر صورت، همه امتحان‌ها و عذاب‌ها و نجات‌ها بر محور آیات است. حالا اگر همه وجدان می‌کنیم که بزرگترین هدایتهای خدا از طریق اباعبدالله انجام می‌گیرد، این به معنای آن است که حضرت سیدالشهدا در طول قیامش و با رفتارها و موضع‌گیریهایش، بزرگترین آیه‌ها و معجزات را رقم زده است. شاید بخاطر همین عظمت ِ آیات اوست که در زیارت عاشورا صد سلام می‌فرستیم و بخاطر شدت ِ انکار این آیات است که صد لعن به دشمنانش نثار می‌کنیم: این همه آیه دیده‌اید و به این شدّت انکار کرده‌اید؟! موج معجزه از یک طرف و اوج عناد از طرف دیگر و تراکم همه اینها در یک صبح تا عصر! لذا می‌شود گفت همان‌طور که سطرسطر قرآن، مشحون از آیه و معجزه است، خط‌به‌خطِ مقاتل معتبر هم دارند آیات و معجزات اباعبدالله را نقل می‌کنند؛ معجزاتی برای هدایت همه تاریخ به صریح‌ترین و موثرترین شکل ممکن... 🏴فکرهای نورانی ِحاج‌آقا، هیجان‌زده‌ام می‌کرد و مفاهیم جدید می‌ساخت و رژه‌ی ایده‌های مختلف را طوری توی مغزم به راه می‌انداخت که شب‌ها خواب از سرم می‌پرید. تصمیم گرفتم برای هر شبی از دهه اول _ و تقریباً متناسب با روضه‌های هر شب _ یک متن بنویسم که معجزات رفتار امام و اطرافیانش را توضیح دهد؛ آن هم در تناسب با یکی از آیات معجزگون قرآن. بعد این ده متن را به اعتبار این‌که هر یک حاوی ِ آیه‌ای از قرآن و متناسب با یکی از آیات حسین است، تحت عنوان «سوره قیام» نامگذاری کردم؛ قیامی که همه این آیات و معجزات را در بطن خود پرورید. یک متن هم به عنوان «بسم‌الله ِ سوره» به آن اضافه کردم. 🏴 البته برای این‌که این صفحه در این ایام، خالی از عرض ارادت به آیات الهی نباشد: افحسبت ان اصحاب الکهف و الرقیم کانوا من آیاتنا عجبا... ✍️ حجت‌الاسلام محمدصادق حیدری ☑️ @hosseiniehandisheh
🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴 السلام علیک یا اباعبدالله علیه السلام 🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴 مراسم عزاداری هیئت گفتمان انقلاب با موضوع: ▪️«فتنه اعتقادی؛ مشروطه اقتصادی» ▪️ ☑️ سخنران: حجةالاسلام روح الله صدوق 🗓 از سه شنبه ۱۴۰۰/۵/۱۹ (اول محرم الحرام ۱۴۴۳) 🔘به مدت ۱۰ روز 🕰 رأس ساعت ۱۷:۴۵ 🏠 قم، بلوار الغدیر، کوچه ششم، پلاک ۲۱ 🔳 حسینیه اندیشه 🔳 ☑️ @hosseiniehandisheh
record۲۰۲۱۰۸۱۰۲۱۱۲۲۵.amr
3.59M
🎙 سخنرانی ۱۴۰۰ با موضوع: ▪️«فتنه اعتقادی؛ مشروطه اقتصادی» ▪️ ☑️ حجةالاسلام محمدصادق حیدری 🗓 سه شنبه؛ ۱۹ مرداد ۱۴۰۰ 🔹مشهد مقدس🔹 ☑️ @hosseiniehandisheh
🏴🏴سوره‌ی قیام🏴🏴 بسم الله الرحمن الرحیم 🏴حتی اگر به ما خبر نداده بودند که «ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه» سمت راست ِعرش خدا را زینت بخشیده، ما زمینی‌ها باز هم می‌توانستیم دل خوش کنیم به تصوّرات کودکانه‌ای از این حقیقت بزرگ که حسین، چراغ هدایت است. چون خودمان هر سال می‌بینیم که عاشورا چه‌طور چشم‌ها را تر و قلب‌ها را ذوب می‌کند و زنگارهایی را که کفر و نفاق بر دل مومنین حکّ کرده‌اند، می‌شوید و بر پیشانی ِ کید ابلیس، مُهر «هباء منثورا» می‌زند.  «چراغ هدایت» همان چیزی است که خدا برای روشن‌ماندن آن، انبیائش را فرستاده و اوصیائش را جایگزین آنها کرده و کتاب‌هایش را در میان آنها به یادگار گذاشته. بعد هی نهیب زده که هدایت من از همین مسیر می‌گذرد: «آیه فرستاده‌ام و نشانه نشانتان داده‌ام.» انگار که به انسان‌ها و امّت‌ها گفته: همه‌ی شما محکوم قدرت قدرتمندان هستید و چاره‌ای جز تبعیت از روابطی که آنان رقم زده‌اند ندارید. اما من آیه‌هایی می‌فرستم که همین قدرتمندان به خاک مذلّت بیفتند و به عجز برسند و مجبور شوند ناتوانی‌شان را فریاد بزنند؛ آن‌هم در مقابل همه‌ی مردم نگون‌بختی که توانایی حاکمان خود را با تمام وجود حس کرده‌اند. آن‌وقت است که حتی برای ضعیف‌ترین عقلانیت‌ها هم حجّت تمام می‌شود؛ چون غافل‌ترین‌ها هم تازیانه‌ی زور حکّام را بر گرده‌های خودشان حس می‌کنند اما بعد از نزول آیات، قدرتی غیرمادّی را می‌بینند که روی دست همه‌ی قدرتمندان بلند شده و خودش یک قطب جدید از قدرت را ایجاد کرده. هر چند راه انکار و عناد باز است و اشقیاء بعد از دیدن عجز و ناتوانی خود، باز هم به سراغ یک فریب جدید و یک طرّاحی نو خواهند رفت؛ اما حجّت بر همه تمام شده و هیچ عذری برای کسی باقی نمانده است.    🏴 از همین جاست که آیه و نشانه و اعجاز دست به دست هم می‌دهند: معجزه یعنی به عجز درآورنده‌ی اهالی باشگاه ِ قدرت و  به خفّت کشاننده‌ی ملأ و مترفین و اکابر مجرمین و نابود کننده‌ی ابهّت مادّی ِ ائمّه‌ی کفر و پیشوایان نفاق؛ که اگر اینها بشکنند و زنجیر اقتدارشان پاره شود، مستضعفین و محرومین و مغلوبین جرأت رهایی خواهند یافت و از میانه‌ی ظلمات ِ «واللیل اذا عسعس»، روزنه‌هایی از نور ِ «والصبح اذا تنفّس» بر آنها خواهد تابید. 🏴پس اگر حسین چراغ هدایت است و هدایت نیز از مسیر معجزه و آیه عبور می‌کند و معجزه نیز اثری جز خُردشدن استخوان‌های قدرت‌مندان ندارد، عاشورا و مقدمات و موخراتش باید در چارچوبی از «اعجاز» معنا شود و تک‌تک افعال حسین همانند "آیه‌" های غیرقابل تحدّی ِ قرآن تفسیر گردد و هر حلقه از زنجیره‌ی مصبیت‌های راتبه‌ی او از «نشانه» ‌های الهی به حساب بیاید. 🏴و من شهادت می‌دهم که عقل جمعی ِ و حتی همکاری سازمانی ِ هزاران فقیه نیز نمی‌تواند ادعایی در این وادی داشته باشد و سلمان‌ها و مقدادها و اباذرها حتی در بهشت هم به حقیقتِ این حقائق دست پیدا نمی‌کنند. پس این چند آیه از سوره‌ی قیام را بگذارید به پای جسارت‌های بچه‌گانه و اطوارهای کودکانه؛ آن هم با فاصله‌ای به اندازه‌ی صدها سال‌ها نوری از گسترده‌ترین کهکشان هدایت و بزرگترین معجزه‌ی تاریخ...  سیریکم آیاته فتعرفونها .... فأیّ آیات الله تنکرون پ ن: از خطوط پایانی متن واضح است که این نوشته‌ها هیچ ادعایی ندارند. پس استفاده از عباراتی مثل «سوره‌ی قیام» و «آیه‌ی اول» و «آیه‌ی دوم» و ... صرفاً یک قالب ادبی است برای تأکید بر مضمون این پست؛ یعنی رفتار اباعبدالله و یارانش در عاشورا و قبل و بعد آن، باید به عنوان آیات و معجزات الهی تحلیل شود. ✍️ حجت‌الاسلام محمدصادق حیدری ☑️ @hosseiniehandisheh
record۲۰۲۱۰۸۱۱۲۱۰۹۴۳.amr
3.97M
🎙 سخنرانی ۱۴۰۰ با موضوع: ▪️«فتنه اعتقادی؛ مشروطه اقتصادی» ▪️ ☑️ حجةالاسلام محمدصادق حیدری 🗓 چهارشنبه؛ ۲۰ مرداد ۱۴۰۰ 🔹مشهد مقدس🔹 ☑️ @hosseiniehandisheh
🏴🏴سوره‌ی قیام🏴🏴  فأشارت الیه قالوا کیف نکلّم من کان فی المهد صبیاً 🏴دیدید واکنش یک بچه‌ی کوچک را وقتی کسی ـ حتی اگر از نزدیکان و آشنایان باشد ـ با آن طفل معصوم تندی کند؟ بغض می‌کند و می‌ترسد و سمت پدر و مادرش می‌دود و پشت آنها پناه می‌گیرد و تا مدّت‌ها بعد هم اگر دوباره طرف را ببیند، غریبی می‌کند و لب می‌گزد و احتیاط به خرج می‌دهد و دور و بر آن مرد یا زن نمی‌پلکد. انگار که ترس، غل و زنجیری شده که دست و پایش را بسته و به هیولایی تبدیل شده که زبانش را بند آورده ... 🏴بچه‌های اهل‌بیت اما حساب جداگانه‌ای دارند. حتی اگر قواعد وراثت را در نظر بگیریم، امام‌زاده‌ها اولین ورثه‌ی شجاعت و حمیّت و هیبت و عقلانیت و ذکاوت ِ پدران‌شان هستند. معنا ندارد که پدرشان در یک جنگ نمایان کشته شود و چهل منزل با سرش همسفر شوند و بعد بگوییم بچه خیال می‌کرده که بابایش به مسافرت رفته ... 🏴سید بن طاووس در لهوف حکایتی را نقل می‌کند که ثابت می‌کند به عجز درآوردن ِ ائمّه‌ی کفر و پیشوایان نفاق، نه فقط کار بزرگان بنی‌هاشم است؛ که بخشی جدانشدنی از زندگی کودکان این قوم بوده؛ نشان می‌دهد که به کار بردن واژه‌ای مانند «کودک» برای خردسالان ِ این خاندان هم، یکی از کارهای کودکانه‌ی ماست. 🏴یزیدی که در پایتخت امپراطوری‌ش مفتضح شده و در جنگ خطبه‌ها و گریه‌ها و روضه‌ها دست‌های نجس‌ش را بالا برده، به حضرت سجاد پیشنهاد می‌دهد که پسرش با یکی از پسران حسین کشتی بگیرد. حتماً خیال می‌کرده با این مکر، می‌تواند در مقابل مردم جنایتش را به یک دعوای خانوادگی بین پسرعموها تقلیل دهد که بعد از جنگی اتفاقی، تصمیم گرفته‌اند آشتی کنند و کینه‌ها را کنار بگذارند و به بازی و تفریح و شادی بگذرانند. 🏴حالا در نظر بگیرید طفل معصومی را که بزرگترین فجایع را به چشم خود دیده و عمق جنایت وحشی‌ترین سلّاخ‌ها را با تمام وجود درک کرده و حالا هم در اسارت همان آدم‌کش‌هاست؛ بغض می‌کند و می‌ترسد و پناه می‌گیرد و زبانش بند می‌آید و به خود می‌لرزد؟! ابداً! با عقلانیت و ذکاوتش به خوبی فهمیده که یزید چه معرکه‌ای به راه انداخته و چه نیرنگی را تدبیر کرده و شجاعت و حمیّتش را طوری در کلمات سرازیر می‌کند که ... 🏴 من حدس می‌زنم زین‌العابدین بعد از شنیدن پیشنهاد یزید، به جای آن‌که حرفی بزند، مثل مریم مقدس، دشمنان را به کودکی حواله داد که در کنارش بود: «فاشارت الیه». یزید هم مثل علمای یهود پر از تعجب شده و با خودش گفته: «کیف نکلّم من کان فی المهد صبیا» اما عمرو بن الحسین ـ که به روایت سید بن طاووس «صغیر» بوده ـ چیزی نگفته جز این: «هرگز! به جای این کار، یک خنجر به من و یک خنجر به فرزندت بده تا با او بجنگم». لابدّ لحنش همان لحن محکمی بوده که عیسی در گهواره داشته: «انی عبدالله ... جعلنی مبارکا این ما کنت ...» 🏴 اعجازی که روح این پسر در برابر امپراطور به نمایش می‌گذارد، طوری زاده‌ی معاویه را به عجز می‌رساند و به زمین گرم می‌کوبد که راهی جز یک فحّاشیِ بچه‌گانه برایش باقی نمی‌ماند؛ کاری که یک مرد عادی در برابر یک بچه‌ی کوچک هیچ‌وقت انجام نمی‌دهد و آن را خفّت و خواری برای خودش حساب می‌کند. چه برسد به این‌که یک امپراطور به پسری فحّاشی کند که پدر و برادرانش را از دست داده و به اسارت قاتلان آنها در آمده. این ناسزاها به عمرو و پدرش طبعاً قابل نقل و ترجمه نیستند ... اما این حجم از استیصال و درماندگی و انفعال برای یک حاکم فاتح در برابر یک خردسالِ دربند کشیده شده، همان معجزه‌ای است که کار هر روز ِ آل‌الله است. آل‌الله هم که می‌دانید یعنی چه؟ یعنی خانواده‌ی خدا ... 🏴جامعه‌ی کبیره است که روی لب‌هایم می‌لغزد: خضع کل جبّار لفضلکم و ذلّ کلّ شیء لکم تمامی جباران در برابر فضل شما خاضع شده‌اند و همه چیز در مقابل شما به خاک ذلّت افتاده ...  ▪️خیلی مانده تا شیعه بفهمد حقیقت روضه‌های سه ساله‌ی حسین را ... ✍️ حجت‌الاسلام محمدصادق حیدری ☑️ @hosseiniehandisheh
🏴🏴سوره‌ی قیام🏴🏴 و اُلقی السحره ساجدین قالوا آمنا برب العالمین ▪️بخش اول▪️ 🏴هنوز هم که هنوز است، نظامیان با همه‌ی کسانی که برای حکومت‌ها کار می‌کنند، فرق دارند و قوانین و مقررات و مجازات و تشویق‌های‌شان با تمامی کارکنان دولت‌ها تفاوت دارد. چون هر حکومتی ـ حق یا باطل ـ به ناچار روی موجی از خون بنا شده و ـ به عدل یا ظلم ـ لاجرم باید بکشد و کشته بدهد تا باقی بماند. این وسط، نظامیان و لشگریان هستند که ریسک می‌کنند و خطر می‌پذیرند و جان می‌دهند و فداکاری می‌کنند و بالاترین مراتب تعلّق و طرفداری از هیأت حاکمه را به نمایش می‌گذارند تا ائمّه‌ی نار یا ائمّه‌ی نور، سریر سلطنت مادّی یا خرقه‌ی خلافت الهی را از دست ندهند.  🏴حرّبن‌یزید ریاحی هم همین بود و فراتر از این؛ چون به نفع امیری شمشیر می‌زد که تا چند روز قبل از آغاز محرّم، در تندترین طوفان‌های سیاسی دست‌وپا می‌زد اما وفاداری‌ حرّ به امیر متزلزل نشده بود و نام او پای هیچ‌یک از هزاران نامه‌ی کوفیان به حسین‌بن‌علی دیده نمی‌شد. قاعدتاً همین وفاداری قرص و قطعی بود که عبیدالله را قانع کرد تا یک مأموریت بی‌سابقه را به عهده‌ی او بگذارد: اولین کسی که بعد از سال‌ها دوریِ اهل‌بیت پیامبر از جنگ و کارزار، در مقابل آنها شمشیر بکشد و برق تیغ را به سوی چشمان اهل حرم رسول‌الله روانه کند؛ آن هم در حالی که کاروان امام، نشانی از آرایش نظامی به همراه ندارد. راستش را بخواهید وقتی کسی مثل عبیدالله برای کاری مثل شمشیر کشیدن بر نوه‌ی پیامبر، سرداری را به پیش‌قراولی سپاهش انتخاب کند، باید آن شخص را فداکارترین فداییِ امیرکوفه به حساب آورد. مخصوصاً این‌که امراء در جنگ‌های حیاتی، پیش‌آهنگیِ سپاه را به هر کسی نمی‌دهند؛ مثل علی که در صفین، مالک اشتر را برای این منصب انتخاب کرده بود. 🏴 من حتی حدس می‌زنم که حرّ وعده‌های بسیاری از عبیدالله شنیده بود و قول‌های زیادی گرفته بود تا چنین کاری را در چنان شرایطی به عهده بگیرد؛ مثل سحره‌ی فرعون که زبونی و ذلّت او را در مقابل موسی دیده بودند و در روزگاری که طبق روایات، قدرت فراعنه بر سحر استوار بود، اصرار کرده بودند تا بیشترین امتیازها را بگیرند: «أ إنّ لنا اجراً ان کنا نحن الغالبین؟» و فرعونِ کوفه مثل فرعون مصر، مجبور بوده به خواسته‌ی تکیه‌گاه حکومتش تن دهد و در مقابل حرّ حرفی جز این نداشته: «نعم و إنکم لمن المقرّبین» ادامه دارد👇👇👇 ☑️ @hosseiniehandisheh
🏴🏴سوره‌ی قیام🏴🏴 و اُلقی السحره ساجدین قالوا آمنا برب العالمین ▪️بخش دوم و پایانی▪️ 🏴...اما عاشورا صحنه‌ی بزرگترین معجزات الهی است و کدام معجزه بالاتر از ذوب‌کردنِ قلب فداییان اهل طغیان و دست‌گیری از غرق‌شدگان در امواج عصیان با همه‌ی تعلّقی که به روسای خود دارند و با تمام عادات دنیایی و محاسبات مادّی که گرفتارش شده‌اند؟ فقط کافی است تا طرف پشت نکند و رو برنگرداند و بی‌ادبی را کنار بگذارد. آن‌وقت است که مظلومیت حسین و مروّت او به سپاه تشنه‌ی حرّ و انتساب او به تک‌دختر پیامبر و دهها چیزی که شاید بین حر و حسین گذشته و ما نمی‌دانیم، دست به دست هم می‌دهد و سردار سپاه کوفه را نه تنها از اردوگاه مقابل به کناره‌ای می‌کشاند بلکه او را به لشگری پیوند می‌دهد که نه تنها هیچ احتمالی از پیروزی و غلبه‌ی نظامی برایش متصوّر نیست که مُردن و تکه‌تکه‌شدن، حاصل قطعیِ همراهی با آن است.  🏴ولی حرّ همان کاری را کرد که سحره‌ی فرعون، وقتی قدرت عصای موسی را دیدند و آیه‌ی الهی برای هدایت را چشیدند، انجام دادند: «و ألقی السحره ساجدین قالوا آمنّا برب العالمین رب موسی و هارون» البته حرّ در میدان جنگ بود و الا بعید نبود که به سجده بیفتد. شاید هم دست‌گذاشتن بر سر یا آویزان کردن چکمه‌ها از گردن در وسط معرکه، چیزی از قبیل سجده حساب شود. به هرحال فکر می‌کنم ذکر زیبایی برای سجده‌اش انتخاب کرده بود: ـ «جعلت فداک... هل تری لی من توبه؟» + نعم. یتوب الله علیک. فأنزل! ـ انا لک فارساً خیر لک منّی راجلاً و الی النزول یصیر آخر امری...   🏴 پ.ن: وقتی سحره‌ی فرعون در برابر معجزه‌ی موسوی به سجده افتادند، خیلی‌ها در کفرشان به تزلزل افتادند و بعضی‌ها هم ایمان آوردند، اما هنگامی که اباعبدالله سردار وفادار عبیدالله را به دستگاه الهی جذب کرد و حرّ را به سجده انداخت، سپاه کوفه تکان نخورد و به این آیه‌ی الهی و معجزه‌ی حسینی پشت کرد. بالاخره اشقی‌الاشقیاء باید یک جایی از تاریخ، عمق عناد و انکار خودشان را نشان دهند دیگر... 🖤 تقدیم به حضرت حرّ، ابرمردی که نشان داد اختیار مؤمن می‌تواند مستحکم‌ترین زنجیرها را پاره کند و تن به جبر محیط ندهد؛ به کسی که ما در شب‌های ابتدائی محرّم، کودکانه خود را به جای او جا می‌زنیم و مثل او توبه می‌کنیم؛ غافل از این‌که او بعد از توبه، به معرکه رفت و برای حسین شمشیر زد... ✍️ حجت‌الاسلام محمدصادق حیدری ☑️ @hosseiniehandisheh
سخنرانی_شب_۴.mp3
11.82M
🎙 #صوت سخنرانی #شب_چهارم_محرم ۱۴۰۰ با موضوع: ▪️«فتنه اعتقادی؛ مشروطه اقتصادی» ▪️ ☑️ حجةالاسلام محمدصادق حیدری 🗓 پنجشنبه؛ ۲۱ مرداد ۱۴۰۰ 🔹مشهد مقدس🔹 #منبر_انقلابی #فتنه_اعتقادی #مشروطه_اقتصادی ☑️ @hosseiniehandisheh
record۲۰۲۱۰۸۱۳۲۱۰۷۰۷.amr
3.84M
🎙 سخنرانی ۱۴۰۰ با موضوع: ▪️«فتنه اعتقادی؛ مشروطه اقتصادی» ▪️ ☑️ حجةالاسلام محمدصادق حیدری 🗓 جمعه؛ ۲۲ مرداد ۱۴۰۰ 🔹مشهد مقدس🔹 ☑️ @hosseiniehandisheh
🏴🏴سوره‌ی قیام🏴🏴  فما وهنوا لما اصابهم فی سبیل‌الله و ما ضعفوا و ما استکانوا  ▪️بخش اول▪️ 🏴 ترسوهایی مثل من، خیلی وقت‌ها جرأت و توانِ هماوردی با یک نفر را هم ندارند اما بالاخره در بین ما، آدم‌های قوی یا جسوری پیدا می‌شوند که یک‌تنه، حریفِ دو یا سه یا حتی پنج نفر می‌شوند. 🏴 البته افسانه‌های قدیمی و هنرهای مدرن ـ که کارشان آراستنِ چهره‌ی خونریز و خشنِ کسانی است که در خدمت دنیاپرستان بوده‌اند تا آنها را در ازای خوش‌خدمتی‌های‌شان به عنوان قهرمان به تاریخ تحمیل کنند ـ نمونه‌های قوی‌تری را عَلََم می‌کنند: اسطوره‌ها یا هنرپیشه‌هایی که در یک مبارزه‌ی مستقیم و رودررو، یک‌نفره بر بیست یا سی یا چهل یا صد نفر غلبه می‌کنند. حتی اگر بازوهای‌شان از دارو و قُرص قوّت بگیرد و به خاک‌خواباندنِ آن همه آدم را به کمک فریب‌هایی از جنس واژه یا جلوه‌هایی با فنّ‌آوری ویژه، انجام دهند. 🏴 اما وقتی ماشین‌حساب را به دست می‌گیری و نفرات سپاه کوفه (30 هزار نفر) را بر جنگاورانِ لشگر امام (72 نفر) تقسیم می‌کنی، به عددی اعجازآمیز می‌رسی: 416. یعنی هر یک نفر از سپاه اباعبدالله به طور متوسط نه در برابر یک یا ده یا صد نفر بلکه در مقابل 416 نفر قرار گرفته بوده. حالا اگر از این آیه و نشانه بگذریم که صرفِ ایستادن ـ و نه جنگیدن ـ در برابر این جمعیت با این نسبت، محکم‌ترین اراده‌ها و پولادین‌ترین یقین‌های تاریخ را به رخ بشریت می‌کشد، به این معجزه می‌رسیم که این ابرمردهای عاشق حسین، چطور توانسته‌اند لشگر سی‌هزار نفره را از یک صبح تا عصر، زمین‌گیر کنند و آیه‌ی صدوچهل‌وششم سوره‌ی آل‌عمران را در کربلا جریان دهند: و چه بسیار پیامبرانی که همراه او توده‌های انبوه، کارزار کردند و در برابر آنچه در راه خدا به ایشان رسید، سستی نورزیدند و ناتوان نشدند و تسلیم (دشمن) نگردیدند چون در وضعیت عادی، اگر آن سی‌هزار نفر فقط نفری یک سنگ به سمت هفتادودونفر پرت می‌کردند، کار در کمتر از یک ساعت یکسره می‌شد؛ چه برسد به این‌که آن همه آدمِ خونریز و شقیّ دست به شمشیر ببرند که آن‌وقت، «دقیقه» هم واحد مناسبی برای شمارش زمان لازم برای نابودیِ چند ده سرباز و سردار به حساب نمی‌آید. 🏴 البته این ادعای من نیست بلکه عین کلمات عمرو بن حجاج است که از شدت تلفات کوفیان، سپاهش را به فحش کشید: «ای احمق‌ها! می‌دانید با چه کسانی می‌جنگید؟ با «مستمیتین» و مرگ‌خواهان. از این به بعد به تک‌به‌تک با هیچ‌کدام از آنها جنگ نکنید.» و بعد فریاد اعترافش در برابر قدرت خدا به آسمان رفت: «والله لو لم ترموهم الا بالحجاره لقتلتموهم به خدا قسم که اگر فقط سنگ به آنها پرتاب می‌کردید، آنها را می‌کشتید.» 🏴 یا عروه‌بن قیس که از اُمرای سواره‌نظام در لشگر کوفه بود، طوری به خفّت افتاد که در میانه‌ی جنگ به عمرسعد پیغام داد: «نمی‌بینی که این عدّه‌ی کم‌تعداد از صبح تا حالا چه بر سر سوارانم آورده‌اند؟ پیاده‌نظام و تیراندازان را به جلو بفرست.» 🏴 هفتادودونفری که فقط 32 سواره داشتند، اما به نقل شیخ مفید در الارشاد «از هر جهتی که به سواره‌نظامِ سپاه عمر سعد حمله می‌بردند، لشگر کوفه را می‌شکافتند» تا به اشقیائی که فقط زبان شمشیر را می‌فهمیدند، اتمام حجّت کنند که کفر و نفاق حتی در تشخیص منشأ قدرت مادّی و نیروی جسمی و معادلات نظامی هم، به کوره‌راه‌های ذلّت و ضلالت دچار شده‌اند...   🏴 حتماً می‌دانید که این قدرت الهی در بازوان اصحاب عاشوراییِ امام، از کجا آب می‌خورد. از توسّل آنها به یقینِ مردی که هماوردی یک نفر نه با 416 نفر؛ که مبارزه‌ی یک نفر با سی‌هزار نفر را به حقیقی‌ترین وجه ممکن به تصویر کشیده و خطوط مقتل را با نور آیات الهی ترکیب کرده و راوی دشمن برای اثبات معجزات او، به قسم و آیه متوسل شده: «حميد بن مسلم گويد: ... ادامه👇👇👇 ☑️@hosseiniehandisheh