صندوق ها را در دیر گذاشتند.وصندوق متعلق به سر مبارک را در اتاقی ویژه .
راهب زنان اسیر را نیز به درون پذیرفت.همین که شب به میان رسید ناگهان دید اتاق از نور سرشار شد و بعد سقف اتاق دو نیمه شد و بانوانی در هودج های نور فرو آمدند؛فاطمه زهرا،حوا،صفیه، آسیه....هریک سر مبارک را می بوسید.نوبت به فاطمه رسید.سر را بوسید وبی هوش شد.
راهب نیز بی هوش شد.وقتی به هوش آمد صدایی می شنید که می گفت:
سلام بر توای کشته ی عزیزمادر، سلام بر توای فرزند مظلوم مادر، سلام بر توای عزیزشهید مادر، غم واندوه در دلت مباد که خداوند اندوه وغم از دلت می زداید...
راهب سررا غسل داد وبا کافور ومشک و زعفران معطر کرد وگریان پرسید : تو کیستی؟
ناگهان لب ها حرکت کرد وفرمود:منم فرزندمحمد مصطفی، منم فرزند علی مرتضی ،منم فرزند فاطمه،منم شهید کربلا....منم آن کسی که کافران در کربلایم بی یاور گذاشتند.
راهب باشنیدن این گفته ها ، شهادتین گفت وهمراه او هفتادتن به محضر امام سجاد علیه السلام رسیدند ومسلمان شدند.
قافله از آنجا بار سفر بربست وبه سمت شام حرکت کرد.
برگرفته از کتاب آیینه در کربلاست نوشته محمدرضا سنگری
https://eitaa.com/howzeh1399
رهبر_معظم_انقلاب
♦️درس امام رضا "علیهالسلام" به همهی ما این است که ای مسلمان! از مبارزه خسته نشو.
نخواب چون دشمن همیشه بیدار است و در شکلهای مختلف و در لباسها و نقابهای گوناگون و با آرایشهای رنگارنگ ظاهر میشود.
چشم تیزی داشته باشید، دشمن را بشناسید و راه مبارزهی با دشمن را بلد بشوید و مثل علیبنموسیالرضا از اول تا آخر مبارزه را ادامه بدهید.
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
یک جمله طلایی برای زیارت ائمه!
هر موقع رفتید حرم، این جمله رو یادتون نره ..