هدایت شده از 「 ایــھامـ」
•
این کتاب قدیمی رو از بین پایین ترین قفسههای کتابخونه پیدا کردم
وقتی اسم اریک فروم رو دیدم بخشی از ذهنم که عمیقا دوستدار نظریات روانشناسی و جامعه شناسیه، مظلومانه نگاهم کرد و ازم خواست برش دارم...
حقیقتا فروم در این کتاب نگاه جالبی به عشق داره
و از این سوال شروع میکنه که آیا عشق هنره؟
اگه هنر باشه به دانش و کوشش نیاز داره؟
•
عشق انسان را بر احساس انزوا و جدایی چیره می سازد با وجود این به او امکان میدهد که خودش باشد.
در عشق تضادی جالب روی می دهد. عاشق و معشوق یکی میشوند و در عین حال از هم جدا می مانند.
📚|هنر عشق ورزیدن
🖋| اریک فروم🖇
حرف دل
دقیقا دقیقا👌🏻🌿 جناب فروم هم با شما همنظره :)
•
.
برای بیشتر بچهها قبل از هشتسالگی تنها مشکل تقریباً این است که دوستشان بدارند؛ دوستشان بدارند برای آنچه هستند. کودک در این سن هنوز دوست نمیدارد؛ بلکه فقط با سپاسگزاری و خوشحالی پاسخگوی عشقی است که بدو نثار میشود.
در این مرحله، عامل جدیدی در زندگی کودک وارد میشود: تولید عشق از طریق فعالیت شخصی. برای اولین بار کودک میخواهد چیزی به مادر یا پدر بدهد؛ چیزی بیافریند. در اینجا مسئله عشق از محبوب بودن به دوست داشتن، یعنی به خلق عشق، تبدیل میشود.
سالها طول میکشد تا این احساس ابتدایی به عشق پخته برسد. سرانجام نوجوان بر خودپرستی خویش چیره میشود؛ دیگران تنها وسیله ارضای نیازهای او نیستند و نیازهای آنان همانند نیازهای خودش ـ و حتی مهمتر ـ میشوند.
نثار کردن لذتبخشتر از دریافت کردن میشود و عاشق بودن اهمیتی بیش از معشوق بودن مییابد.
او به توانایی ایجاد عشق از رهگذر عشق ورزیدن پی میبرد.
عشق کودکانه از این اصل پیروی میکند: «من دوست دارم چون دوستم دارند.»
اما عشق پخته میگوید: «مرا دوست دارند چون دوست دارم.»
عشق نابالغ میگوید: «من تو را دوست دارم چون به تو نیازمندم.»
و عشق رشدیافته میگوید: «من به تو نیازمندم چون دوستت دارم.»
📚-هنر عشق ورزیدن
🖋-اریک فروم