حرف دل
رزق امشبم خوشحال کردن بچه ها توی یک موکب در مسیر پیاده روی جمکران بود:)
جالبیش اینه که تصمیم داشتم یه موکب دیگه برم برا کمک
رفتم اونجا دیدم کار خاصی ندارن و کادرشون تکمیله
حرف دل
جالبیش اینه که تصمیم داشتم یه موکب دیگه برم برا کمک رفتم اونجا دیدم کار خاصی ندارن و کادرشون تکمیله
بعد رفتم جلوتر رسیدم به موکب استادم
برای عرض سلام رفتم داخل
گفتن منتظرم بودن
یکی از دوستان اسمم رو داده و گفته قراره بیام
ولی من به کسی قولی نداده بودم و حتی تصمیمی در این مورد نداشتم...
میدونید
به این فکر کردم که قبل از اینکه ما قدمی در این مسیر برداریم اسم هامون نوشته شده:)
حرف دل
سلام و ادب طوبی لکم🌱 ممنونم ممنونم...
اتفاقا دیشب خواب نجف رو دیدم
لطفا رفتید حرم بابا علی، از دعای خیرتون فراموشم نکنید🌸
•
.
داداشم در حالی که داره تلاش میکنه دکمه های پیراهنش رو به زور ببنده و دو طرف پیراهنش به سختی به هم میرسه بهم میگه:
- آبجی یه چیزی بگم
+عوهوم... بگو
-فک کنم لاغر شدم