چشم از جهان بپوش و تماشای دوست کن
کار دل است دیدن او، کارِ دیده نیست..!
#مشرقی_مشهدی
حرف دل
این روزها زندگی داره وارد مراحل پیچیده تری میشه...
این روزها که مدام در رفت و امد بین بیمارستان و خونه هستم...
دست های مامان بزرگ پر از رد نامهربون سوزن هاست
بدنش کبوده
استخوانی که شکسته اجازهی حرکت بهش نمیده
اتاق بیمارستان مثل زندانه
زندانی که زندان بان نداره ولی نمیتونی ازش خارج بشی