گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود
پیش پایی به چراغ تو ببینم چه شود
یا رب اندر کنف سایه آن سرو بلند
گر من سوخته یک دم بنشینم چه شود
آخر ای خاتم جمشید همایون آثار
گر فتد عکس تو بر نقش نگینم چه شود
واعظ شهر چو مهر ملک و شحنه گزید
من اگر مهر نگاری بگزینم چه شود
عقلم از خانه به در رفت و گر می این است
دیدم از پیش که در خانه دینم چه شود
صرف شد عمر گران مایه به معشوقه و می
تا از آنم چه به پیش آید از اینم چه شود
خواجه دانست که من عاشقم و هیچ نگفت
حافظ ار نیز بداند که چنینم چه شود
هدایت شده از توابین | سید مصطفی موسوی
بهوش باش دلی را به سَهو نخراشی!
به ناخنی که توانی گرهگشایی کرد..
جناب صائب رحمتاللهعلیه
@ir_tavabin
دشمن خویشیم و یار آنکه ما را میکُشد
غرق دریاییم و مارا موج دریا میکُشد
٬٬٬
نیست عزرائیل را دست و رهی بر عاشقان
عاشقانِ عشق را هم عشق و سودا میکُشد
«مولانا»