eitaa logo
شعور .
70 دنبال‌کننده
172 عکس
13 ویدیو
2 فایل
؛ مجلس تمام گشت و به پایان رسید عمر ؛ ما همچنان در اول ِ وصف ِ تو مانده‌ایم .. . ‌. ‌
مشاهده در ایتا
دانلود
ای عشق مرا بیشتر از پیش بمیران آنقدر که تا دیدن او زنده بمانم
یاد دادی که اگر عاصی و سرگردانم زشت این است رخ از روی تو برگردانم.
سیب سرخی سر نیزه‌ست دعا کن ما هم اینچنین کال نمانم، به شهادت برسم
ماه خندید به کوتاهی شور و شعفم دست بردم به تمنا و نیامد به کفم کشش ساحل اگر هست، چرا کوشش موج جذبه ی دیدن تو می کشد از هر طرفم راه تردید، مسیر گذر عاشق نیست چه کنم با چه کنم های دل بی هدفم؟ پدرانم همه سرگشته ی حیرت بودند من اگر راه به جایی ببرم ناخلفم زخم بیهوده مزن، سینه ام از قلب تهی است بهتر آن است که سربسته بماند صدفم
شرمنده از آنيم كه در روز مكافات اندر خور عفو تو نكرديم گناهي
من مست و تو دیوانه ما را که برد خانه صد بار تو را گفتم کم خور دو سه پیمانه در شهر یکی کس را هشیار نمی بینم هر یک بتر از دیگر شوریده و دیوانه هر گوشه یکی مستی دستی زده بر دستی وان ساقی سرمستی با ساغر شاهانه ای لولی بربط زن تو مست تری یا من ای پیش تو چو مستی افسون من افسانه از خانه برون رفتم مستیم به پیش آمد در هر نظرش مضمر صد گلشن و کاشانه چون کشتی بی لنگر کژ میشد و مژ میشد وز حسرت او مرده صد عاقل و فرزانه گفتم که رفیقی کن با من که منت خویشم گفتا که بنشناسم من خویش ز بیگانه گفتم : ز کجایی تو؟ تسخر زد و گفت ای جان نیمیم ز ترکستان نیمیم ز فرغانه نیمیم ز آب و گل نیمیم ز جان و دل نیمیم لب دریا نیمی همه دردانه من بی دل و دستارم در خانه خمارم یک سینه سخن دارم هین شرح دهم یا نه تو وقف خراباتی دخلت می و خرجت می زین وقف به هوشیاران مسپار یکی دانه
در کوی نیک‌نامان ما را گذر ندادند گر تو نمی‌پسندی تغییر ده قضا را
بمیرید بمیرید در این عشق بمیرید در این عشق چو مردید همه روح پذیرید بمیرید بمیرید و زین مرگ مترسید کز این خاک برآیید سماوات بگیرید بمیرید بمیرید و زین نفس ببرید که این نفس چو بندست و شما همچو اسیرید یکی تیشه بگیرید پی حفره زندان چو زندان بشکستید همه شاه و امیرید بمیرید بمیرید به پیش شه زیبا بر شاه چو مردید همه شاه و شهیرید بمیرید بمیرید و زین ابر برآیید چو زین ابر برآیید همه بدر منیرید خموشید خموشید خموشی دم مرگست هم از زندگیست اینک ز خاموش نفیرید
ای پاسخ بی‌چون و چرای همه‌ی ما اکنون تویی و مسئله‌های همه‌ی ما کو آن‌که در این خاک سفر کرده ندارد؟ سخت است فراق تو برای همه‌ی ما... ای گریه‌ی شب‌های مناجات من از تو لب‌خند تو آیین دعای همه‌ی ما... تنها نه من از یاد تو در سوز و گدازم پیچیده در این کوه صدای همه‌ی ما ای ابر گر از خانه‌ی آن یار گذشتی با گریه بزن بوسه به جای همه‌ی ما ــ فاضل نظری
❤️ . .
دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد به زیر آن درختی رو که او گل‌های تر دارد در این بازار عطاران مرو هر سو چو بی‌کاران به دکان کسی بنشین که در دکان شکر دارد ترازو گر نداری پس تو را زو ره زند هر کس یکی قلبی بیاراید تو پنداری که زر دارد تو را بر در نشاند او به طراری که می‌آید تو منشین منتظر بر در که آن خانه دو در دارد به هر دیگی که می‌جوشد میاور کاسه و منشین که هر دیگی که می‌جوشد درون چیزی دگر دارد نه هر کلکی شکر دارد نه هر زیری زبر دارد نه هر چشمی نظر دارد نه هر بحری گهر دارد بنال ای بلبل دستان ازیرا نالهٔ مستان میان صخره و خارا اثر دارد اثر دارد بنه سر گر نمی‌گنجی که اندر چشمهٔ سوزن اگر رشته نمی‌گنجد از آن باشد که سر دارد چراغ است این دل بیدار به زیر دامنش می‌دار از این باد و هوا بگذر هوایش شور و شر دارد چو تو از باد بگذشتی مقیم چشمه‌ای گشتی حریف همدمی گشتی که آبی بر جگر دارد چو آبت بر جگر باشد درخت سبز را مانی که میوه نو دهد دایم درون دل سفر دارد - مولانا
ما ز دلبستگی حیله‌گران بی‌خبریم از پریشانی صاحب نظران بی‌خبریم عاقلان از سر سودایی ما بی‌خبرند ما ز بیهودگی هوشوران بی‌خبریم خبری نیست ز عشاق رُخش در دو جهان چه توان کرد که از بی‌خبران بی‌خبریم سرّ عشق از نظر پرده‌دران پوشیده است ما ز رسوایی این پرده‌دران بی‌خبریم راز بیهوشی و مستی و خراباتی عشق نتوان گفت که از راهبران بی‌خبریم سوالی از کف خود بازده، ای مایه عیش ما کز شادی و عیش دگران بی‌خبریم | امام خمینی | @bashgahshear