eitaa logo
شعور .
70 دنبال‌کننده
172 عکس
13 ویدیو
2 فایل
؛ مجلس تمام گشت و به پایان رسید عمر ؛ ما همچنان در اول ِ وصف ِ تو مانده‌ایم .. . ‌. ‌
مشاهده در ایتا
دانلود
در بسترش نشسته سرش درد می‌کند می‌سوزد از درون جگرش درد می‌کند..
یک عمر می‌شود که غمی بینِ سینه داشت در سر هوای رفتنِ شهر مدینه داشت..
این عمرِ کم به غربت و تبعید سر شده با ظلم و جور و کینه و تهدید سر شده..
عمرش میان حلقۀ عدوان گذشته است یعنی میانِ غربت و زندان گذشته است..
هر چند بی توان شد و بی‌حال و خسته بود لب‌های خشک و تشنۀ خود را ز هم گشود..
فرمود لحظه‌ای پسرم را بیاورید مهدی کجاست؟ تاجِ‌سرم را بیاورید..
شب می‌رسد دوباره بیار آفتاب را در پای بسترم برسان عشقِ ناب را..
ناگاه مخفیانه و دور از نگاه‌ها سر زد در آسمانِ حسن ماهِ ماه ها..
آمد کنارِ بسترِ بابا نشست و بعد بغضش به حالِ غربتِ بابا شکست و بعد..
دارد وصیتِ پدر آغاز می شود دارد زمان گفتن صد‌راز می شود..
با احتضار و حال و هوای غروبی‌اش دستی کشید بر روی صندوق چوبی‌اش..
می خواست تا عبای پیمبر در آورد عمامه و قبای پیمبر درآورد..