تو پادشاهی و من مستمند دربارم
مگر تو رحم کنی بر دو چشم خونبارم
مرا اگر به جهنم بیفکنی ای دوست
هنوز نعره برآرم که دوستت دارم...
ردای عفو، برازندۀ بزرگی توست
وگرنه من به عذاب تو هم سزاوارم
امید من به خطاپوشی تو آنقدر است
که در شمار نیاید گناه بسیارم
تو را به فضل تو میخوانم و امیدم هست
اگر به قدر تمام جهان خطاکارم
#سجاد_سامانی
هدایت شده از بینهایت
میخواهمت چنان که شب خسته خواب را
میجویمت چنان که لب تشنه آب را
محو توام چنان که ستاره به چشم صبح
یا شبنـم سپیده دمان آفتاب را
بیتابم آنچنان که درختان برای باد
یا کودکان خفته به گهواره، خواب را
بایستهای چنانکه تپیدن برای دل
یا آنچنانکه بال پریدن عقاب را
حتی اگر نباشی میآفرینمت
چونان که التهاب بیابان سراب را
ای خواهشی که خواستنیتر ز پاسخی
با چون تو پرسشی چه نیازی جواب را؟
✍🏻قيصر امينپور
♾ @binahayat_ir
خبرت هست که چون با تو درآمیختهام
با تو پیوسته ز عالم همه بگسیختهام؟
#آشفته_شیرازی
خطر کن! زندگی بی او چه فرقی میکند با مرگ؟
به اسم صبر، کم با زندگی امروز و فردا کن ...
- فاضل نظری
به ياد آن کسی كه چشمهايش برده جانم را
تفال ميزنم هر شب مَفٰاتيحُ الجَنانَم را
من آن آموزگارم كه سوال از عشق میپرسم
وليكن خود نميدانم جواب امتحانم را
كمى از دردها را با بُتم گفتم مرا پس زد
دريغا كه خدايم هم نمىفهمد زبانم را
به قدرى در ميان مردم خوشبخت بدنامم
كه شادى لحظهاى حتى نمىگيرد نشانم را
تو دريايى و من يك كشتى بى رونقِ كُهنه
كه هى بازيچه میگیری غرورم، بادبانم را
شبيه قاصدكهاى رها در دشت میدانم
لبت بر باد خواهد داد روزى دودمانم را
دلم مىخواهد از يك راز كهنه پرده بردارم
امان از دست وجدانم كه مىبندد دهانم را
#سیدتقی_سیدی