شعور .
چه مبارک است آن غم که تو در دلم نهادی ؛
چه مبارک است این غم که تو در دلم نهادی
به غمت که هرگز این غم ندهم به هیچ شادی
ز تو دارم این غمِ خوش به جهان ازا ین چه خوشتر
تو چه دادیَم که گویم که از آن بهاَم ندادی
چه خیال میتوان بست و کدام خواب نوشین
به از این درِ تماشا که به روی من گشادی
تویی آن که خیزد از وی همه خرمی و سبزی
نظرِ کدام سروی؟ نفسِ کدام بادی؟
_هوشنگ ابتهاج
هدایت شده از تأملات | تولايى
من غبت عني،
و انا، صدقني
مرایة مکسورة
و جرح یعکس جرح.
«از وقتی که رفتی...
باورم کن که
شبیه آینهای شکسته شدم
که یک غم را چند غم نشان میدهم...»
🪴محمود درویش
@m_a_tavallaie | #تغزلات
بگو کجا بیابمت؟
به کنج دخمهی خیال؟
کنار وعدهی محال؟
کرانههای آرزو؟
کجا بیابمت؟ بگو..
بگو کجا بخوانمت؟
به واژههای بی کلام؟
میان شعر ناتمام؟
به بغض مانده در گلو؟
کجا بخوانمت؟ بگو..
بگو کجا ببینمت؟
کنار بُهت پنجره؟
به زیر چتر خاطره؟
به مکث بین گفتگو؟
کجا ببینمت؟ بگو..
بگو کجای بودنی؟
کجای دل سپردنی؟
کجای این جهان گُمی؟
کجای قصهای؟
بگو..
#ساقی_یگانه