گاهی چنان بدم كه مبادا ببینی ام
حتی اگر به دیده رویا ببینی ام
من صورتم به صورت شعرم شبیه نیست
بر این گمان مباش كه زیبا ببینی ام
شاعر شنیدنی ست ولی میل میل توست
آماده ای كه بشنوی ام یا ببینی ام
این واژه ها صراحت تنهایی من اند
با این همه مخواه كه تنها ببینی ام
مبهوت می شوی اگر از روزن ات شبی
بی خویش در سماع غزل ها ببینی ام
یك قطره ام و گاه چنان موج می زنم
در خود، كه ناگزیری دریا ببینی ام
شب های شعر خوانی من بی فروغ نیست
اما تو با چراغ بیا تا ببینی ام...
محمدعلیبهمنی
خواجه مگو که من منم من نه منم نه من منم
گر تو تویی و من منم من نه منم نه من منم
عاشق زار او منم بی دل و یا ر او منم
باغ و بها ر او منم من نه منم نه من منم
یار و نگار او منم غنچه و خار او منم
بر سر دار او منم من نه منم نه من منم
لاله عذار او منم چاره ی کار او منم
حسن وجوار او منم من نه منم نه من منم
باغ شدم زورد او داغ شدم زگرد او
زاغ شدم ز درد او من نه منم نه من منم
آب گذشت از سرم بخت برفت از برم
ماه بریخت اخترم من نه منم نه من منم
لاف زدم ز جام او گام شدم ز گام او
عشق چه گفت نام او من نه منم نه من منم
روح مرا حیات ازو ذات مرا صفات ازو
فقر مرا ذکات از او من نه منم نه من منم
جان مرا جمالازو نفس مرا جلال ازو
عشق مرا کمال ازومن نه منم نه من منم
قرق شدم ز روح او بحر شدم ز نوح او
تا برسد فتوح او من نه منم نه من منم
دولت شید او منم باز سپید او منم
راه امید او منم من نه منم نه من منم
گفت برو تو شمس دین هیچ مگو از ان واین
تا شودت گمان یقین من نه منم نه من منم
_مولانا
باید که شیوه ی سخنم را عوض کنم
شد، شد، اگر نشد، دهنم را عوض کنم
گاهی برای خواندن یک شعر لازم است
روزی سه بار انجمنم را عوض کنم
از هر سه انجمن که در آن شعر خواندهام
آنگه مسیر آمدنم را عوض کنم
در راه اگر به خانهی یک دوست سر زدم
اینبار شکل در زدنم را عوض کنم
وقتی چمن رسیده به اینجای شعر من
وقت است قیچی چمنم را عوض کنم
باید پس از شکستن یک شاخ دیگرش
جای دو شاخ کرگدنم را عوض کنم
وقتی چراغ مه شکنم را شکستهاند
باید چراغ مهشکنم را عوض کنم
عمری به راه نوبت ماشین نشستهام
امروز میروم لگنم را عوض کنم
با من برادران زنم خوب نیستند
باید برادران زنم را عوض کنم
دارد قطار عمر کجا میبرد مرا؟
یارب! عنایتی! ترنم را عوض کنم
ور نه ز هول مرگ زمانی هزار بار
مجبور میشوم کفنم را عوض کنم
دستی به جام باده و دستی به زلف یار
پس من چگونه پیرهنم را عوض کنم؟
ناصر فیض
هدایت شده از تأملات | تولايى
حضرتآیتاللهحسینیطهرانیغلام نرگس مست تو تاجدارنند (حضرت آیت الله حسینی طهرانی مدظله العالی).mp3
زمان:
حجم:
1.1M
«تو را صبا و مرا آبِ دیده شد غَمّاز
و گرنه عاشق و معشوق رازدارانند...»
❣حافظخوانی حضرت آیت الله حاج سید محمدصادق حسینی طهرانی دامظلّه
@m_a_tavallaie | #تغزلات
مرا یک بوسه مجنون کرد و فهمیدم که پیش از تو
عجب دیوانه ای بودم؛ عجب دیوانه ای بودم..