باید که شیوه ی سخنم را عوض کنم
شد، شد، اگر نشد، دهنم را عوض کنم
گاهی برای خواندن یک شعر لازم است
روزی سه بار انجمنم را عوض کنم
از هر سه انجمن که در آن شعر خواندهام
آنگه مسیر آمدنم را عوض کنم
در راه اگر به خانهی یک دوست سر زدم
اینبار شکل در زدنم را عوض کنم
وقتی چمن رسیده به اینجای شعر من
وقت است قیچی چمنم را عوض کنم
باید پس از شکستن یک شاخ دیگرش
جای دو شاخ کرگدنم را عوض کنم
وقتی چراغ مه شکنم را شکستهاند
باید چراغ مهشکنم را عوض کنم
عمری به راه نوبت ماشین نشستهام
امروز میروم لگنم را عوض کنم
با من برادران زنم خوب نیستند
باید برادران زنم را عوض کنم
دارد قطار عمر کجا میبرد مرا؟
یارب! عنایتی! ترنم را عوض کنم
ور نه ز هول مرگ زمانی هزار بار
مجبور میشوم کفنم را عوض کنم
دستی به جام باده و دستی به زلف یار
پس من چگونه پیرهنم را عوض کنم؟
ناصر فیض
هدایت شده از تأملات | تولايى
حضرتآیتاللهحسینیطهرانیغلام نرگس مست تو تاجدارنند (حضرت آیت الله حسینی طهرانی مدظله العالی).mp3
زمان:
حجم:
1.1M
«تو را صبا و مرا آبِ دیده شد غَمّاز
و گرنه عاشق و معشوق رازدارانند...»
❣حافظخوانی حضرت آیت الله حاج سید محمدصادق حسینی طهرانی دامظلّه
@m_a_tavallaie | #تغزلات
مرا یک بوسه مجنون کرد و فهمیدم که پیش از تو
عجب دیوانه ای بودم؛ عجب دیوانه ای بودم..
هدایت شده از تأملات | تولايى
تصور کن که پائیز است و دلگیرم خودم اما...
خداحافظ بگویی تو، غروب جمعه هم باشد!
✍طاهرهاباذریهریس
@m_a_tavallaie | #تغزلات