اوقاتْ تلخ و وضع خراب و هوا پس است
من تاب قهر یار ندارم بگو بس است
رعنا بتی که آب و گل آفرینشش
از چشمهای مبارک و خاکی مقدس است
ای جان برلبآمده لبهای یار را
آرامتر ببوس که این غنچه نورس است
آشفتهخاطرش مکن ای پیک و بازگرد
حتی مگو که نامه به خطّ فلانکس است
زندانی امیدم و میدانم این قفس
هرقدر هم بزرگ شود باز محبس است
لازم نبود نام خودت را بیاوری
فاضل! همین که شعر تو را بشنود بس است
- فاضل نظری
هدایت شده از سکوت.
در این فکرم که در پایان این تکرار پی در پی
اگر جایی برای مرگ باشد! زندگی زیباست
فاضل نظری_
هدایت شده از • سیودو | فیاض •
گفتی که ز ما یاد نکردی، هیهات!
من خود به تو زندهام، فراموشی چیست؟
بسم الله...
3⃣2⃣ | @m_fayaz96
گر از یادم رود عالم تو از یادم نخواهی رفت ،
به شرط آنکه گهگاهی تو هم از من کنی یادی .