بیرون ز [تو] نیست، هرچه در عالم هست . .
در خود بطلب، هرآنچه خواهی که تویی !
- مولانا
-
هدایت شده از ایده ای ندارم¹¹
برای عاشق دلخسته ای چون من بغل وا کن
مگر با گم شدن در عشق تو پیدا کنم خود را
هدایت شده از حجرهی یک سرباز؛
دل میرود ز دستم صاحبدلان خدا را
دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
در کوی نیکنامی ما را گذر ندادند،،،
گر تو نمیپسندی تغییر کن قضا را
#ناگفته_ها
#شعر
#اخراجی_ها
در توبه مرا گفت که برگیر شرابی
ساقی تو که خود بیشتر از خلق خرابی
این ماهی دلمرده در این برکه ی دلگیر
جز دوری آن ماه ندیده ست عذابی
من عارف دلتنگم یا زاهد دلسنگ؟
هر روز نقابی زده ام روی نقابی
یک عمر ملائک همه گشتند و ندیدند
در نامه ی اعمال من مست ثوابی
ساقی، همه بخشوده ی یک گوشه چشمیم
آنجا که تو باشی چه حسابی، چه کتابی؟
- فاضل نظری