هدایت شده از کانال مهدی ابراهیمی
گفتم که به قاضی برمت تا دل خویش
بستانم و ترسم دل قاضی ببری...
🖋| #دست_نویس
@ebrahimi_mahdi110
هدایت شده از دریچه خیال
نه بیمارم، نه خوشحالم،نه از حالم خبر دارم
گهی با جان،گهی با دل،گهی از هردو بیزارم
ز شوقِ باتو یکی بودن آن چنان مستم...
که در کنار تو در پیرهن نمی گنجم!
به سر هوای تو می پرورم که مثلِ حباب
اگرچه هیچم... در خویشتن نمی گنجم...
#فاضل_نظری
ای ساربان! آهسته رو کآرام جانم میرود
وآن دل که با خود داشتم، با دلسِتانم میرود
من ماندهام مهجور از او، بیچاره و رنجور از او
گویی که نیشی دور از او، در استخوانم میرود
گفتم، به نیرنگ و فسون پنهان کنم ریشِ درون
پنهان نمیماند که خون، بر آستانم میرود
مَحمل بدار ای ساروان! تندی مکن با کاروان
کز عشق آن سرو روان، گویی روانم میرود
او میرود دامنکشان، من زَهرِ تنهاییچشان
دیگر مپرس از من نشان، کز دل، نشانم میرود
برگشت یار سرکشم، بگذاشت عیش ناخوشم
چون مجمری پُرآتشم، کز سر دخانم میرود
با آن همه بیداد او، وین عهد بیبنیاد او
در سینه دارم یاد او، یا بر زبانم میرود
بازآی و بر چشمم نشین، ای دلسِتان نازنین!
کآشوب و فریاد از زمین، بر آسمانم میرود
شب تا سحر مینَغنَوَم، واندرز کس مینَشنَوَم
وین ره نه قاصد میروم، کز کف عنانم میرود
گفتم بگریم تا اِبِل، چون خَر فرو ماند به گِل
وین نیز نتوانم که دل، با کاروانم میرود
صبر از وصال یار من، برگشتن از دلدار من
گر چه نباشد کار من، هم کار از آنم میرود
در رفتن جان از بدن، گویند هر نوعی سخن
من خود به چشم خویشتن، دیدم که جانم میرود
سعدی! فغان از دست ما، لایق نبود ای بیوفا!
طاقت نمیآرم جفا، کار از فغانم میرود
هدایت شده از حجرهی یک سرباز؛
مادر از بستر خود آمده امشب به حرم
با عصا آمده، انگار خودش بیمار است...
#شب_جمعه
هدایت شده از تأملات | تولايى
اونجا میتونی بخونی:
«عاشقان در مزار یکدگرند!»
رو کنی سمت آقا
زیارت نامه حضرت زهرا سلاماللهعلیها بخونی...
هدایت شده از حجرهی یک سرباز؛
به خدا نزدیک نخواهی شد ،
مگر آنکه از مخلوق بِبُری!
-
#ناگفته_ها