هدایت شده از به وقت شاعری
گفتم عموم، گفت تساوی ولی چه سود؟
این رابطه به غیر تباین دگر نبود...
#محمدجواد_جلالی
هدایت شده از به وقت شاعری
نسبت های چهارگانه منطقی
دو کلی، با هم دیگر یکی از روابط زیر را دارند:
1️⃣ تساوی
مثل *انسان* و *متفکر* (مراد از متفکر دارای قابلیت تفکر است نه متفکر بالفعل)
"هر انسانی متفکر است"
و
"هر متفکری انسان است"
مصداق های دو کلی کاملا باهم مساوی هستند.
2️⃣ تباین
مثل انسان و درخت؛
"هیچ درختی انسان نیست"
و
"هیچ انسانی درخت نیست"
هیچ اشتراکی بین دو کلی وجود ندارد.
3️⃣ عموم و خصوص مطلق
مثل گردو و گرد بودن؛
"هر گردو، گرد است"
و
"هر گردی، گردو نیست"
تمامی کلی *گردو*، مصداق برای *گرد بودن* هستند ولی بعضی از کلی (گرد بودن)، مصداق برای گردو هستند.
4️⃣ عموم و خصوص من وجه
مثل انسان و سفید؛
"بعضی از انسان ها سفید هستند"
و
"بعضی از سفید ها، انسان هستند"
بعضی از کلی (انسان)، مصداق برای کلی(سفید) هستند و بالعکس.
یعنی بعضی از انسان ها مثلا سیاه پوست هستند و یا بعضی از سفید ها، انسان نیستند؛ مثل بعضی از گربه ها که سفید هستند.
#منطق
هدایت شده از به وقت شاعری
طبعم روان و مرثیه خوان تو بوده است
این سینه سالهاست جهان تو بوده است
هرچند در بهار، دل دیگران خوش است
قلبم حزین ز سوز خزان تو بوده است
گفتی رها شو از قفس عشق من ولی
جانم همیشه بندِ به جان تو بوده است
گاهی شراب میخورم و گریه میکنم
بر روی جام جای دهان تو بوده است
در راه عشق هیچ کسی بی پلاک نیست
بر سینه ام همیشه نشان تو بوده است
#محمدجواد_جلالی
شعور .
دیدن روی تو در خویش ز من خواب گرفت آه از آیینه که تصویر تو را قاب گرفت
خواستم نوح شوم، موج غمت غرقم کرد
کشتی ام را شب طوفانی گرداب گرفت...