ایت الله بهجت (ره) می فرمودند:
شیخ محمد حسین اصفهانی هر روز زيارت عاشورا و هر روز نماز جعفر از برنامه هاى عادى آن بزرگوار بود.
«ايشان روزهاى پنجشنبه مجلس روضه مى گرفتند. مقيّد بود كه در اين مجلس روضه خودش پاى سماور بنشيند و همه كفشها را جفت كند، و در عين حال مرتّب زبانشان در حال حركت بود، خيلى تند تند يك ذكرى را مى خواندند، ما متوجّه نمى شديم كه اين چه ذكرى است كه اين قدر مقيّد هستند در حال نشستن و برخاستن بگويند. تا اينكه شيخ على محمّد بروجردى رضوان الله عليه از ایشان سؤال كرده بود كه آقا اين چه ذكرى است كه اين قدر تقيّد داريد حتّى بين سلام و احوالپرسى تان آن را ترك نمى كنيد؟ ايشان لبخندى زده و بعد از تأمّلى فرموده بود كه: خوب است انسان روزى هزار مرتبه «اِنّا اَنْزَلْنا» بخواند.»
📚 بهجت عارفان در حدیث دیگران.
🆔 @huoooo
حضرت زهرا ع:
أَنَّ أَدْنَى مَا تَكُونُ مِنْ رَبِّهَا أَنْ تَلْزَمَ قَعْرَ بَيْتِهَا.
وقتى زن به خدا نزديكتر مى باشد، كه در کنج خانه خود به سر ببرد.
📚 النوادر (للراوندي) ؛ ص14.
🆔 @huoooo
امام صادق (ع) می فرمایند:
مَنْ صَلَّى عَلَى النَّبِيِّ ص فِي كُلِّ يَوْمٍ مِائَةَ مَرَّةٍ أَسْدَاهَا سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ يُبْلِغُهَا إِلَى رَسُولِ اللَّهِ ص قَبْلَ صَاحِبِهِ.
هر کس هر روز صد مرتبه صلوات بر پیامبر ص بفرستد، هفتاد هزار فرشته دستان خود را دراز می کنند تا ان صلواتها را تحویل بگیرند و هر یک زودتر از دیگری به پیامبر برسانند.
📚 جامع الأخبار(للشعيري) ؛ ص59.
🆔 @huoooo
امام صادق ع:
مَنِ اسْتَغْفَرَ حِينَ يَأْوِي إِلَى فِرَاشِهِ مِائَةً تَحَاطَّتْ تَحَاتَّتْ ذُنُوبُهُ كَمَا يَسْقُطُ وَرَقُ الشَّجَرِ.
هر کس هنگامی که به رختخوابش می رود صد مرتبه استغفار کند گناهانش فرو ریزد همانطوری که برگ درخت فرو ریزد.
✍️ علامه قاضی (ره) به این استغفار و همچنین هفتاد مرتبه استغفار بعد از نماز عصر سفارش می کردند.
📚 جامع الأخبار(للشعيري) ؛ ص51.
🆔 @huoooo
حكايت
یکی از اولیاء الهی می گوید: وقتى در رودخانه ای غرق می شدم، هنگامى كه در ميان امواج مى غلطيدم، گفتم: خدايا! مرا گرفتى، راه بيرون آمدن ندارم، چنان چه به سلامت بيرون آيم، سه بار تو را «قل هو اللَّه» مى خوانم. پس از آب خلاصى يافتم، 9 سال است بر سر آنم كه به عهد خود وفا كنم، چون به کلمه «احد» می رسم، خدا مى گويد: نه آنم كه تو گويى، دانى «احد» كيست؟ باز مى گردم (و دوباره از اول شروع می کنم).
📚 پاسداران حريم عشق ؛ ج2 ؛ ص285.
🆔 @huoooo
امام صادق عليه السّلام فرمودند:
حَرَّمَ اللَّهُ النِّسَاءَ عَلَى عَلِيٍّ مَا دَامَتْ فَاطِمَةُ حَيَّةً لِأَنَّهَا طَاهِرَةٌ لَا تَحِيضُ.
خداوند تعالى تا زمانى كه حضرت فاطمه ع در قيد حيات بود زنان ديگر را بر على ع حرام نمود، زيرا كه وى هرگز مبتلا به حيض نمى شد.
📚 بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج43 ؛ ص16.
🆔 @huoooo
امام صادق ع:
رَأْسُ الْبَكَّاءِينَ ثَمَانِيَةٌ آدَمُ وَ نُوحٌ وَ يَعْقُوبُ وَ يُوسُفُ وَ شُعَيْبٌ وَ دَاوُدُ وَ فَاطِمَةُ وَ زَيْنُ الْعَابِدِينَ ع.
رئيس گريه كنندگان هشت نفر بودند:
1. حضرت آدم ع
2. حضرت نوح ع
3. حضرت يعقوب ع
4. حضرت يوسف ع
5. حضرت شعيب ع
6. حضرت داود ع
7. حضرت فاطمه ع
8. امام زين العابدين ع.
📚 بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج43 ؛ ص35.
🆔 @huoooo
پیامبر ص:
أصابتكم فتنة الضّرّاء فصبرتم و إنّ أخوف ما أخاف عليكم فتنة السّرّاء من قبل النّساء إذا تسوّرن الذّهب و لبسن ربط الشّام و عصب اليمن و أتعبن الغنيّ و كلّفن الفقير ما لا يجد.
در زمان سختی فتنه را ديديد و صبر كرديد و من از فتنه در زمان اسایش بر شما بيم دارم كه از طرف زنان مى آيد هنگامى كه النگوى طلا بدست و پارچه هاى فاخر به تن كنند و توانگران(شوهر پولدار یا پدر پولدار) را به زحمت اندازند و از فقير(شوهر فقیر یا پدر فقیر) چيزى كه بدان دسترس ندارد بخواهند.
✍️ پولدار را به زحمت می اندازند یعنی مدام از او درخواست می کنند تا طلا و جواهرات برایشان بخرد و در مورد فقیر هم او را مجبور می کنند تا برای انها کار کند تا بتوانند طلا و جواهرات بخرند.
📚 نهج الفصاحة؛ ص215.
🆔 @huoooo
حکایت
شیخ عباس قوچانی (ره) می گوید: یک روز موقع عصر در مدرسۀ هندی در حجرۀ علامه قاضی خدمتشان بودم، نزدیک غروب بود، یکی از آقازادگان ایشان آمد و گفت:
چراغ، نفت و فتیله ندارد؛ پول بدهید تا نفت و فتیله بخریم.
مرحوم قاضی فرمود: پول ندارم.
رفت و برگشت و گفت: فلان چیز را میخواهیم، پول بدهید!
مرحوم قاضی فرمود، پول ندارم.
رفت و برگشت و گفت: فلان چیز را نداریم، پول بدهید!
مرحوم قاضی فرمود: پول ندارم.
آن آقازاده شروع کرد به تندی کردن و با خشونت سخن گفتن که: این وضع نمیشود، این زندگی نمیشود، خانه غذا میخواهد، چراغ میخواهد، چه میخواهد، چه میخواهد، شما در حجره نشستهای و هی میگوئی پول ندارم.
کار بدینجا که رسید، مرحوم قاضی فرمود: بیا و این کمد را خالی کن، شاید خداوند فرجی بکند و پولی یافت شود!
آقازاده مشغول خالی کردن کمد اطاق شد، أشیاء مندرس و کهنه و غیرها را بیرون آورد و گفت: وجهی یافت نشد.
مرحوم قاضی فرمود: باز هم جستجو کن!
جستجو کرد و یافت نشد.
فرمود: در خاک ته کمد خوب تفحّص کن شاید در آن میان یافت شود! چون قدری از خاک را برداشت در آنجا دو عدد سکه یافت و خوشحال شد.
مرحوم قاضی فرمود: اینک این دو سکه را بردار و از آن نفت و فتیله و طعام و هرچه میخواهی تهیّه کن!
فقر و تهیدستی از جانبی و از جانب دیگر، از استقامت و تمکین و شادابی مرحوم قاضی داستانها و حکایتها بر سر زبانهاست و این نیست مگر خروج وی از جزئیّت و پیوستن او به کلّیّت به طوری که از تعلّقات مادّه و زمان و مکان بیرون آمده و به ولایت مطلقۀ إلهیّه پیوسته و مصداق حقیقی ﴿أَلَآ إِنَّ أَولِيَآءَ ٱللَهِ لَا خَوفٌ عَلَيهِم وَلَا هُم يَحزَنُونَ﴾ (اگاه باشید که اولیای خدا ترس و غمی برای انها نیست) دربارۀ او تحقّق یافته است.
📚 مطلع انوار، ج2.
🆔 @huoooo
كَانَ النَّبِيُّ ص إِذَا أَرَادَ سَفَراً كَانَ آخِرَ النَّاسِ عَهْداً بِفَاطِمَةَ وَ إِذَا قَدِمَ كَانَ أَوَّلَ النَّاسِ عَهْداً بِفَاطِمَةَ.
هر گاه پيامبر ص اراده مسافرتى مي كرد آخرين شخصى را كه ديدار مي كرد حضرت فاطمه ع بود و موقعى كه از سفر باز مي گشت اول كسى را كه ملاقات مي كرد حضرت فاطمه ع بود.
📚 بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج43 ؛ ص40.
🆔 @huoooo
حکایت
اثر وضوء
مرحوم نخودکی می فرمایند :
زمانی در صحن عتیق حرم امام رضا ع به تزکیه مشغول بودم، روزی پیری ناشناس بر من وارد شد و گفت: یا شیخ دوست دارم که یک اربعین، خدمتت را کمر بندم.
گفتم: مرا حاجتی نیست تا به انجام آن پردازی.
گفت: اجازه ده که هر روز کوزه آب را پر کنم. به اصرار پیر تسلیم شدم!
هر روز علی الصباح به در اطاق می آمد و می ایستاد و با کمال ادب می خواست تا او را به کاری فرمان دهم و در این مدت هرگز ننشست.
چون چهل روز پایان یافت، گفت: یا شیخ من چهل روز ترا خدمت کردم، حال از تو توقع دارم تا یک روز مرا خدمت کنی.
در ابتدا اندیشیدم که شاید مرد عوامی باشد و مرا به تکالیف سخت مبتلا کند، ولی چون یک اربعین با اخلاص به من خدمت کرده بود، با کراهت خاطر پذیرفتم.
پیر فرمان داد تا من در آستانه اتاق بایستم و خود در بالای اتاق روی سجّاده من نشست و فرمان داد تا کوره و دم و اسباب زرگری برایش آماده سازم. این کار با آنکه بر من به جهاتی شاق و دشوار بود، به خاطر پیر انجام دادم و لوازمی که خواسته بود فراهم ساختم.
دستور داد تا کوره را آتش کنم و بوته بر روی آتش نهم و چند سکّه پول مس در بوته افکنم و آنگاه فرمود آنقدر بدمم تا مسها ذوب شود. از ذوب آن مسها آگاهش کردم.
گفت: خداوندا، بحق استادانی که خدمتشان را کرده ام، این مسها را به طلا تبدیل فرما و پس از آن به من دستور داد بوتــــه را در ظرفی خالی کن و سپس پرسید در ظرف چه می بینی؟
دیدم طلا و مس مخلوط است. او را خبر دادم.
گفت: مگر وضو نداشتی؟
گفتم: نه. فرمود تا همانجا وضو ساختم و دوباره فلز را در بوته ریختم و در کوره دمیدم تا ذوب شد و به دستور وی و پس از ذکر قسم پیشین، بوته را در ان ظرف ریختم، ناگهان دیدم که طلای ناب است.
آنرا برداشتیم و باتفاق، نزد چند زرگر رفتیم. پس از آزمایش، تصدیق کردند که زر خالص است. آنگاه طلا را به قیمت روز بفروخت و گفت: این پول را تو به مستحقان می دهی یا من بدهم؟
گفتم: تو به این کار اولی هستی. سپس با هم به در چند خانه رفتیم و پیر پول را تا آخرین ریال به مستحقان داد، نه خود برداشت و نه به من چیزی بخشید و بعد از آن ماجرا از یکدیگر جدا شدیم و دیگر او را ندیدم.
📚 نشان از بی نشانها.
🆔 @huoooo
کمک به مردم غزه و لبنان یادمون نره
امیر المؤمنین ع:
كافر سخيّ أرجى إلى الجنّة من مسلم شحيح.
كافر بخشنده از مسلمان بخيل به بهشت اميدوارتر است.
📚نثر اللآلئ / ترجمه شيخى ؛ النص ؛ ص94.
🆔 @huoooo