🔻 رسول خدا ص:
🔹 لَا تَزَالُ أُمَّتِي بِخَيْرٍ مَا تَحَابُّوا وَ تَهَادَوْا وَ أَدَّوُا الْأَمَانَةَ وَ اجْتَنَبُوا الْحَرَامَ وَ وَقَّرُوا الضَّيْفَ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ* فَإِذَا لَمْ يَفْعَلُوا ذَلِكَ ابْتُلُوا بِالْقَحْطِ وَ السِّنِينَ.
🔸پيوسته امّت من در طريق صلاح و خير و رفاه است مادامى كه:
🔸 با يك ديگر دوستى مى كنند.
🔸 به هم هدیه مى دهند.
🔸 امانت را ادا مى كنند.
🔸 از حرام اجتناب و دورى مى نمايند.
🔸 مهمان را گرامى مى دارند.
🔸 نماز جماعت را بر پاى مى دارند.
🔸 حقوق مالى زكات را مى پردازند.
و چنانچه در اين امور سستى كنند و انجام ندهند به خشكسالى و گرانى و تنگى معيشت مبتلا مى گردند.
📚 عيون أخبار الرضا عليه السلام ؛ ج2 ؛ ص29.
🆔 @huoooo
🔘 داستان عذاب قوم حضرت یونس علیه السّلام
🔻 شیخ جواد انصاری همدانی رحمه الله فرمودند:
پیروان حضرت یونس ع دو نفر بیشتر نبودند، یکی حضرت روبیل که مردی عالم و عالیقدر بود و دیگری تنوخا؛ بقیّه همگی متمرّد بودند. حضرت یونس ع هرچه آنها را بیم میداد قبول نمیکردند و از عذاب خدا نمیهراسیدند تا آنکه فرمود عذاب خدای تعالی خواهد آمد، و علامات او را بیان نمود که در روز اوّل ابر سیاهی آسمان را فرا خواهد گرفت و رنگش تبدیل یافته تا آنکه در روز سوّم عذاب نازل خواهد شد؛ این را گفت و از شهر خارج شد.
فردا صبح هنگامی که خورشید در آمد، وضعش متغیّر بود و آثار عذاب ظاهر بود. مردم نزد پادشاه رفتند و او را از قصّه خبر دادند. سلطان گفت: بروید گردش کنید اگر یونس را در شهر یافتید بدانید که عذاب نازل نخواهد شد و اگر از شهر بیرون رفته عذاب خواهد آمد؛ پس از گردش دیدند یونس در شهر نیست و خود را آماده عذاب نمودند.
🔸 حضرت روبیل به تنوخا گفت: برویم مردم را اعلام کنیم و آنها را از عذاب خدای بترسانیم شاید توبه کنند و عذاب رفع گردد.
تنوخا گفت: با مردم چیزی نگوی، بگذار عذاب بیاید و همه را فرا گیرد. تنوخا مردی عابد و به فکر خود بود و از صدمات مردم آزرده خاطر بود.
حضرت روبیل در جواب گفت: هر چند این مردم معصیتکارند ولی بالأخره خلق خدا هستند و خدای خلق خود را دوست دارد.
🔸 حضرت روبیل مردم را ندا کرد و همه را جمع نمود و فرمودند: ای مردم این است عذاب خدای تعالی و آثارش ظاهر، پیغمبر خدای را آزار کردید و او از شهر خارج شد و اینک عذاب خدای همه شما را خواهد گرفت!
گفتند: چه کنیم؟ گفت: توبه و انابه به سوی خدای تعالی.
عذاب در روز اوّل و دوّم و سوّم به همان ترتیبی که یونس خبر داده بود ظاهر شد؛
حضرت روبیل فرمود تا بچّهها را از مادرها جدا نمودند و بچّه حیوانات، [و بچّه] گوسفندها و بچّه گاوها و بچّه شترها را از هم جدا کردند. مادرها در یک طرف و بچّهها در طرف دیگر، صدای ضجّه و گریه و فریاد از بچّهها برای طلب مادرها برخاست و صدای گریه و فریاد مردم برای جان خود و بچّهها برخاست؛ عذاب تا بالای سر آنها آمد و همگی توبه و انابه نمودند. خدای تعالی به برکت دعای آنها و راهنمایی روبیل عذاب را برطرف کرد.
🔸 یونس پس از سه روز وارد شهر شد و منتظر بود که مردم را هلاک شده ملاحظه کند، دید مردم همگی سالم و به کسب و کار خود اشتغال دارند؛ متغیّر و عصبانی شد، روی کرد به خدا و عرض کرد: خدایا اینطور وعده میدهی و عذاب نمیکنی؟! الحال همۀ مردم مرا دروغگو و خائن قلمداد میکنند!
🔸 بدون آنکه با مردم تماس گیرد از شهر خارج شد و راه بیابان به پیش گرفت. به ساحلی رسید، چیزی نگذشت کشتی آمد و سوار شد. در بین راه نهنگی بسیار عظیم سر از آب بیرون آورده طعمه میخواست، یونس فرمود: من طعمه این حیوانم، مرا در حلق او افکنید! گفتند: تو مردی بزرگوار هستی و شایستۀ ما نیست که تو را در دهان او اندازیم. فرمود: من طعمه این حیوانم؛ بالأخره امر را به قرعه موکول کردند. قرعه به نام یونس اصابت نمود، دوباره و سهباره قرعه زدند به نام یونس اصابت کرد، یونس را در دهان نهنگ انداختند.
ظاهراً شش روز در شکم نهنگ بود و خدا نهنگ را امر فرمود که یونس را هضم مکن. پس از این، امر شد که او را بیرون بینداز! نهنگ یونس را بیرون انداخت، کنار ساحل در زیر درخت انجیری قرار گرفت. آنقدر ضعیف و لاغر شده بود که یارای حرکت نداشت و قادر بر حرکت نبود، طاقت سرما و گرما به کلّی از بین رفته بود؛ خداوند آهوئی را مأمور نمود تا در اوقات معیّن آمد و یونس را از شیر خود غذا میداد تا آنکه به حال آمد و به گناه خود معترف سپس به سوی قوم برای هدایت آنها حرکت کرد.
📚 مطلع انوار.
🆔 @huoooo
🔻 پیامبر ص:
🔹 مَنْ صَلَّى عَلَيَّ مَرَّةً صَلَّتْ عَلَيْهِ الْمَلَائِكَةُ وَ مَنْ صَلَّتْ عَلَيْهِ الْمَلَائِكَةُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ مَنْ صَلَّى اللَّهُ تَعَالَى عَلَيْهِ لَمْ يَبْقَ فِي السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ شَيْءٌ إِلَّا وَ يُصَلِّي عَلَيْهِ.
🔸 هر کس بر من یک مرتبه صلوات بفرستد، ملائکه بر او صلوات می فرستند و هر کس ملائکه بر او صلوات بفرستند، خدا بر او صلوات می فرستد و هر کس خدا بر او صلوات بفرستد، هر چه در اسمان و زمین هست بر او صلوات می فرستد.
📚 جامع الأخبار(للشعيري) ؛ ص59.
🆔 @huoooo
🔻 حضرت لقمان ع:
🔹 منْ كَثُرَ كَلَامُهُ كَثُرَ سَقَطُهُ وَ مَنْ كَثُرَ سَقَطُهُ كَثُرَ لَغْوُهُ وَ مَنْ كَثُرَ لَغْوُهُ كَثُرَ كَذِبُهُ وَ مَنْ كَثُرَ كَذِبُهُ كَثُرَتْ ذُنُوبُهُ وَ مَنْ كَثُرَتْ ذُنُوبُهُ فَالنَّارُ أَوْلَى بِهِ وَ قَدْ حَجَبَ اللَّهُ اللِّسَانَ بِأَرْبَعِ مَصَارِيعَ لِكَثْرَةِ ضَرَرِهِ الشَّفَتَانِ مِصْرَعَانِ وَ الْأَسْنَانُ مِصْرَعَان.
🔸 هر كس كلامش بسيار باشد؛ لغزشش بسيار مى شود،
🔸 هر کس لغزشش بسيار شد؛ لغوياتش بسيار مى شود،
🔸 هر كس لغوش بسيار شد؛ دروغش بسيار مى شود،
🔸 هر كس دروغش بسيار شد، گناهانش بسيار مى شود،
🔸 هر كس گناهانش بسيار شد؛ مستحقّ آتش مى شود.
🔸 پروردگار زبان را با چهار چيز مخفى داشته، زيرا زيان بسيار به آدمى مى رساند: دو لب و دو (رديف) دندان.
📚 إرشاد القلوب إلى الصواب (للديلمي) ؛ ج1 ؛ ص104.
🆔 @huoooo
🔘 کرامتی از ایت الله سید مرتضی کشمیری(ره) استاد ایت الله قاضی(ره)
🔻 آیت الله سید عبد الکریم کشمیری(ره) می فرمود:
🔸شخصی دیدعمامه سیاه سید مرتضی کشمیری(ره) کمی سفیدشده. اجازه گرفت و آنرا شست. لک لکی آمد و عمامه را با خود برد. آن فردناراحت شد و خواست عمامه ای بخرد که سید فرمود: لک لکها عمامه را برای شفا برده اند و بر می گردانند. بعداز مدتی لک لکها عمامه را پس آوردند.
🔸 وقتی ایشان مریض شده بود طبیبی آوردند که نه عربی نه فارسی و نه اردو هیچکدام را نمی دانست. خواستند مترجم بیاورندکه دکتر نگذاشت.
آن طبیب با اشاره گفت : بیماری را سید با نفسش به من القا کرد .
🆔 @huoooo
🔘 امیدوار کننده ترین آیه قرآن
«وَ أَقِمِ الصَّلَوةَ طَرَفَیِ النَّهَارِ وَ زُلَفًا مِّنَ الَّيْلِ إِنَّ الحَسَنَاتِ يُذْهِبنَ السَّيِّاتِ ذَالِكَ ذِكْرَى لِلذَّاكِرِينَ»(سوره هود، ایه114).
و نماز را در دو طرف روز و ساعات نخستين شب برپا دار كه يقيناً نيكى ها بدى ها را از ميان مى برند، اين، تذكّری براى ذاکرین، است.
🔻 امام علی ع به مردم گفتند:
کدام آیه از قران نزد شما امیدوار کننده تر است؟
🔸 بعضی از انها گفتند: آیه «إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ- وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ».
«خدا گناه شرک را نمی امرزد ولی گناهان غیر از شرک را برای هر کس بخواهد می آمرزد».
امام ع گفتند: این ایه خوب است ولی این ایه منظور نیست.
🔸 بعضی از انها گفتند: آیه «يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ- لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ»
«ای بندگان من که بر خود اسراف کرده اید از رحمت خدا نا امید نشوید».
امام ع گفتند این ایه خوب است ولی این ایه منظور نیست.
🔸 بعضی از انها گفتند: آیه «الَّذِينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ- ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ»
«کسانی که وقتی کار زشتی یا ظلمی را انجام دادند به یاد خدا می افتند و برای گناهانشان استغفار می کنند».
امام ع گفتند این آیه خوب است ولی این آیه منظور نیست.
سپس مردم چیزی نگفتند. حضرت علی ع فرمودند: چرا چیزی نمی گویید؟
مردم فرمودند: به خدا قسم نزد ما چیز دیگری نیست.
🔸 امام علی ع فرمودند: از رسول خدا ص شنیدم که می گفت: امیدوار کننده ترین آیه قران، ایه 114 سوره هود است و پیامبر ص فرمودند: یا علی به خدایی که من را بشیر و نذیر فرستاده قسم که وقتی یکی از شما وضوء می گیرد از جوارحش گناهانش می ریزد و هنگامی که روی و قلب خود را به خدا می کند و نماز می خواند، نمازش که تمام شد چیزی از گناه برایش باقی نمی ماند مانند روزی که از مادر متولد شده است.
سپس پیامبر ص فرمود: یاعلی منزلت نمازهای پنجگانه برای امت من مانند نهر ابی است که جلوی خانه شما است که اگر احدی از شما در بدنش چرک و کثافتی باشد و در ان نهر پنج بار در روز خود را بشوید ایا در جسدش چرک و کثافتی باقی می ماند؟ و به خدا قسم این چنین است نمازهای پنجگانه برای امت من.
📚 تفسير العياشى، ج2، ص 161.
🆔 @huoooo
🔘 اثر نفرین مظلوم
🔻 مرحوم حجّة الاسلام آقای مجد، پدر مرحوم شیخ مرتضی زاهد تهرانی در سفرنامه خود مطلبی را نوشته است که حاصل آن چنین است:
🔸 در زمان قحطی در دوره ناصرالدین شاه به نانوایی رفتم، دیدم جمعیت فراوانی در اطراف میز نانوایی جمع شده بودند. به هر طریقی بود خود را به میان دکان رساندم. یک جوان یهودی را دیدم که برای گرفتن یک دانه نان التماس می کرد و شاطر به او اعتنایی نمی کرد.
چون جوان التماس را از حدّ گذراند، شاطر عصبانی شد و پارو را کنار گذارده، به جوان گفت: جلو بیا! آن بیچاره جلو رفت تا به درِ تنور رسید، آن وقت آن ناجوانمرد به نان گیر گفت: یقه پیراهن او را باز کن و با پر کردن پارو از ریگ داغ، آن را به پشت جوان ریخت که آن جوان فریادی بلند کشیده و تمام پشت و تن او سوخت و تاول زد، سرش را به آسمان بلند کرده و او را نفرین کرد و رفت.
🔸 پس از رفتن او، شاطر دوباره مشغول کار شد، یک مرتبه فریادش بلند شد: ای وای سوختم، آتش گرفتم. به فریادم برسید. مردم قبای او را کندند، از پشت گردن تا کمر او تاول های بزرگ نمایان شده بود که مثل آتش می سوخت.
🔸 مردم شاطر را به خانه بردند و چیزی نگذشت که شاطر مُشرف به مرگ شد. دو پزشک برای او آوردند، یکی مسلمان و دیگری یهودی. تفصیل قضیه را برای پزشک مسلمان گفتند، پزشک مسلمان گفت: بروید آن جوان را بیاورید و از او رضایت بخواهید و گرنه این مرض او را هلاک می کند.
🔸 صاحبان مریض به دنبال آن جوان رفته و او را حاضر ساختند و به او گفتند: فلان مبلغ به تو می دهیم که از او راضی شوی و دعا کنی که شاطر عافیت پیدا کند. او گفت: دیگر آن حال مخصوصی که او را نفرین کردم، برای من پیدا نمی شود. دو ساعت بعد شاطر جان داد و مرد.
📚 روزنه هایی از عالم غیب.
🆔 @huoooo
🔻 پيامبر خدا (ص):
🔹 أرْبَعٌ مَنْ كُنَّ فِيهِ نَشَرَ اللَّهُ عَلَيْهِ كَنَفَهُ وَ أَدْخَلَهُ الْجَنَّةَ فِي رَحْمَتِهِ حُسْنُ خُلُقٍ يَعِيشُ بِهِ فِي النَّاسِ وَ رِفْقٌ بِالْمَكْرُوبِ وَ شَفَقَةٌ عَلَى الْوَالِدَيْنِ وَ إِحْسَانٌ إِلَى الْمَمْلُوكِ.
🔸 چهار چيز است كه در هر كس باشد، خداوند حمايت خود را به او مى گستراند و او را وارد بهشت و رحمت خود مى كند:
1. اخلاق نيكو كه با آن با مردم زندگى كند.
2. مهربانى با مصيبت ديده.
3. مهربانى با پدر و مادر.
4. نيكى به برده(زیردست خود).
📚 الخصال ؛ ج1 ؛ ص225.
🆔 @huoooo
🔻 پیامبر ص:
🔹 منِ انْقَطَعَ إِلَى اللَّهِ كَفَاهُ اللَّهُ كُلَّ مَئُونَةٍ وَ مَنِ انْقَطَعَ إِلَى الدُّنْيَا وَكَلَهُ اللَّهُ إِلَيْهَا وَ مَنْ أَرَادَ أَنْ يَرْزُقَهُ اللَّهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ فَلْيَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ.
🔸 هر کس از ديگران اميد خود را قطع كند، و به سوى خدا متوجه شود، خداوند همه مخارج وى را تأمين مى فرمايد، و هر کس به عكس آن عمل نمايد و به جای خدا به دنیا متوجه شود، خداوند او را به دنيا وامى گذارد، و هر کس مى خواهد روزيش از جايى كه گمان ندارد برسد، بايد به خدا توكّل كند.
📚 إرشاد القلوب إلى الصواب (للديلمي) ؛ ج1 ؛ ص120.
🆔 @huoooo
🔻 پیامبر ص:
🔹 أكثر من الدّعاء فإنّ الدّعاء يردّ القضاء.
🔸 بسيار دعا كن كه دعا قضا را دفع مي كند.
📚 نهج الفصاحة؛ ص238.
🆔 @huoooo
🔘 کرامتی از شیخ حسنعلی نخودکی(ره)
🔻 پیرمردی نقل کرد که: در سابق به اتفاق دو نفر از همدستان خود دزدی می کردیم. محل سکونت ما در « محمد آباد» بود. هر روز بین الطلوعین، بر سر راه به کمین می نشستیم و اشخاص را لخت می کردیم. اما همه روز می دیدیم شیخی عبا بر سر کشیده از جاده می گذرد و به نقطه نامعلومی می رود. پیش خود اندیشیدیم که او مردی معامله گر است و صبح زود می رود تا پیش از دیگران به قافله برسد و جنس خریداری کند و لذا تصمیم گرفتیم که راه را بر او ببندیم، روز دیگر، سحرگاه که شیخ پیدا شد، به دنبال او راه افتادیم از جاده بیرون رفت. به این سبب خوشحالتر شدیم که دیگر در بیابان کسی مزاحم ما نخواهد شد. پس از آنکه مقداری راه پیموده شد، ناگهان دیدیم که بیابان از مارهای فراوان پر شد مارها بما حمله ور گردیدند؛ فریاد برداشتم: ای شیخ بداد ما برس، هم اکنون مارها ما را هلاک خواهند کرد.
شیخ به عقب برگشتند و فرمودند: با من چکار داشتید؟
گفتیم پرسشی می خواستیم بکنیم.
گفتند: چرا تا در جاده بودم، نپرسیدید، پس شما قصد دزدی در سر داشتید، حال اگر از کار بد خود توبه کنید، از شر این مارها خلاصی خواهید یافت وگرنه هلاکتان خواهند کرد. با اشاره شیخ، مارها، بی حرکت شدند و ما هم از کار خود توبه و اظهار ندامت کردیم. به این ترتیب از شر مارها نجات یافتیم. اکنون از ما سه نفر، فقط من زنده هستم و دو نفر دیگر از دنیا رفته اند.
📚 نشان از بی نشانها.
🆔 @huoooo
🔻 امام صادق (ع):
🔹 أَرْبَعَةٌ يَنْظُرُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مَنْ أَقَالَ نَادِماً أَوْ أَغَاثَ لَهْفَانَ أَوْ أَعْتَقَ نَسَمَةً أَوْ زَوَّجَ عَزَباً.
🔸 چهار نفرند كه خداوند در روز قيامت به آنان نظر مى كند:
1. كسى كه با فردى كه در معامله پشيمان شده معامله را فسخ كند.
2. کسی که به فرياد ستمديده اى برسد.
3. کسی که برده اى را آزاد كند.
4. کسی که به فردی كه ازدواج نكرده زن بدهد.
📚 الخصال ؛ ج1 ؛ ص224.
🆔 @huoooo