eitaa logo
بسم الله الرحمن الرحیم
1.4هزار دنبال‌کننده
501 عکس
432 ویدیو
14 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
🔘 حکایت 🔻 نقل است كه شخصی، فردى را در راهى ديد و از او پرسيد از كجا مى ‏آيى؟ آن فرد گفت: از مدينه. آن شخص گفت: مردى از شما (مسلمانان) در شهر ما ساكن گرديده (و نامش را براى آن فرد برد) و ما را غنىّ نموده است‏. آن فرد در پاسخ گفت: او مالى نداشت كه شما را بى ‏نياز سازد؟ آن شخص گفت: ما را با مال بى ‏نياز نكرد، بلكه كرم و بخشش را به ما آموخت، و برخى از او سخاوت را ياد گرفتند و ديگران به نوايى رسيدند و گشايشى در زندگيشان فراهم آمد. 📚 إرشاد القلوب إلى الصواب (للديلمي) ؛ ج‏1 ؛ ص136. 🆔 @huoooo
🔘 نماز حضرت ابوذر رحمه الله 🔻 امام جواد ع فرمودند: 🔸 ابوذر غفارى(ره) از برجستگان صحابه ‏ى رسول اللَّه ص بود. روزى خدمت آن حضرت رسيد و عرض كرد: من در حدود شصت گوسفند دارم و نمى‏ خواهم به آن‏ها متوجه باشم، تا از درك حضور شما محروم گردم و [از طرفى‏] نمى ‏خواهم آنان را به چوپانى ديگر بسپارم كه مبادا به آن‏ها ظلم روا دارد. تكليف من چيست؟ حضرت ص فرمود: به گوسفندان خود رسيدگى كن. ابوذر روز هفتم خدمت رسول اللَّه ص آمد. حضرت ص فرمود: با گوسفندانت چه كردى؟ عرض كرد: قصّه عجيبى برايم پيش آمد. فرمود: بگو. 🔸 عرض كرد: نماز مى‏ خواندم، گرگ به گوسفندان حمله كرد، من نماز را بر گوسفندانم مقدّم داشتم. شيطان مرا وسوسه كرد كه: نماز مى ‏خوانى و گرگ را بر گوسفندانت روا مى ‏دارى و براى دنياى خود چيزى باقى نمى ‏گذارى؟ در دل جواب شيطان را اين گونه دادم كه: توحيد به خدا و به رسول و دوستى على و ائمه طاهرين از اولادش- عليهم ‏السّلام-، و دشمنى با دشمنان ايشان مرا بس است از دنيا و ثروت آن. به نماز مشغول گشتم، گرگ آمد و گوسفندى گرفت و رفت. در اين ميان شيرى رسيد و گرگ را پاره كرد و گوسفند را به جاى خود بازگردانيد. سپس شیر صدا زد: اى ابوذر! به نمازت مشغول باش، كه خدا مرا تا نماز مى ‏خوانى، پاسبان گوسفندانت قرار داده است. به نماز مشغول گشتم، ولى به شگفت درآمده بودم. وقتی از نماز فارغ گشتم، شير نزد من آمد و گفت: برو خدمت رسول اللَّه ص و بگو: خدا صحابه تو(ابوذر) را گرامى داشته و شيرى را موكّل گوسفندانش قرار داده است. ابوذر وقتی جريان را خدمت رسول اللَّه ص نقل كرد، صحابه تعجّب كردند، ولى حضرت ص آن را تصديق نمود و فرمود: من و على و فاطمه و حسن و حسين به چنين امرى ايمان داريم. بعضى از منافقين كه حاضر بودند، گفتند: ميان ابوذر و رسول اللَّه توطئه‏ اى است تا ما را بفريبند. عدّه ‏اى گفتند: مى‏ رويم و وقتى نماز مى ‏خواند اوضاع را مى ‏نگريم، تا دروغش ظاهر گردد. رفتند و امر را چنان كه گفته بود يافتند؛ شير را ديدند كه به دور گوسفندان مى ‏گردد و گوسفندان پراكنده را جمع آورى مى ‏كند و چون ابوذر از نماز فارغ شد شیر به او گفت: اين گوسفندانت كه همگى سالم هستند، و هيچ از آن‏ها كم نشده است. 🔸 شیر پس از آن صدا زد: اى جمعيّت منافقين! که منكر محمّد و على و آل طيّبين مى ‏شويد و انكار مى ‏كنيد كه خدا مرا براى محافظت گوسفندان ابوذر بگمارد! قسم به آن كه محمّد و آل طيبش را گرامى داشت! خدا مرا مطيع و فرمانبردار ابو ذر قرار داده، اگر مرا امر كند تا شما را پاره و هلاك سازم، هلاك خواهم ساخت. قسم به آن كه بالاتر از او قسم خورده نمى ‏شود، اگر ابوذر خدا را به محمّد و آل طيبين او بخواند كه درياها را روغن و زنبق و شير بگرداند و كوه‏ها را مشك و عنبر و كافور قرار دهد و شاخه ‏هاى درختان را زمرّد و زبرجد بگرداند، هر آينه قرار خواهد داد، و از مسألت وى امتناع نخواهد فرمود. وقتی ابوذر- رحمه ‏اللَّه- نزد رسول خدا آمد، حضرت- ص- فرمود: «يا أباذر! إنّك أحسنتَ طاعة اللَّه، فسخّر لك من يُطيعك فى كفّ العوادى عنك؛ فأنتَ من أفاضل مَن مدحَه اللَّه- عزّوجلّ- بأنّه يقيم الصّلاة.» اى اباذر! تو طاعت خدا را نيكو انجام دادى، پس خداوند درندگان را از تو راند و كسى را مسخّر تو كرد تا از تو اطاعت نمايد، پس تو از برترين كسانى هستى كه خداوند او را در بپاداشتن نماز ستايش كرده است. 📚 پاسداران حريم عشق ؛ ج‏4 ؛ ص72. 🆔 @huoooo
🔹 جاءَ رَجُلٌ إِلَى الرِّضَا ع فَقَالَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ لَقَدْ فَقَدْتُ نَفَقَتِي وَ لَمْ يَبْقَ مَعِي مَا يُوصِلُنِي إِلَى أَهْلِي فَأَقْرِضْنِي وَ أَنَا أَتَصَدَّقُ بِهِ عَنْكَ فَدَخَلَ دَارَهُ وَ أَخْرَجَ يَدَهُ مِنَ الْبَابِ وَ قَالَ خُذْ هَذِهِ الصُّرَّةَ وَ كَانَ فِيهَا مائتي [مِائَتَا] دِينَارٍ وَ قَالَ لَهُ لَا حَاجَةَ لَنَا إِلَى صَدَقَتِكَ فَقَالَ لَهُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ لِمَ لَا تُخْرِجُ وَجْهَكَ فَقَالَ نَحْنُ أَهْلُ بَيْتٍ لَا نَرَى ذُلَّ السُّؤَالِ فِي وَجْهِ السَّائِلِ. 🔸 مردى خدمت حضرت رضا ع آمد و عرض كرد كه اى پسر رسول خدا خرجى راهم را گم كرده ‏ام و پولى ندارم كه مرا بسوى اهل و عيالم برساند به من پولى قرض بدهید، من هم که به وطنم رسیدم از طرف شما آن پول را صدقه مي دهم. حضرت وارد اطاق شد دستش را از شكاف در بيرون كرد و فرمود: اين كيسه را بگير و در آن دويست دينار است و فرمود نيازى هم به دادن صدقه نداريم. سائل عرض كرد: اى پسر رسول خدا چرا صورت خود را به من‏ نشان ندادى؟ حضرت فرمودند: ما آل پيغمبر نمي خواهيم ذلت سؤال را در صورت سائل ببينيم. 📚 إرشاد القلوب إلى الصواب (للديلمي) ؛ ج‏1 ؛ ص136. 🆔 @huoooo
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔘 اسم اعظم 🎙 حجه الاسلام بندانی نیشابوری 🆔 @huoooo
🔻 خداى متعال می فرماید: 🔹 هَذَا دِينٌ أَرْتَضِيهِ لِنَفْسِي وَ لَا يُصْلِحُهُ إِلَّا السَّخَاءُ وَ حُسْنُ الْخُلُقِ فَالْزَمُوهُمَا مَا اسْتَطَعْتُمْ. 🔸 اين است دينى كه من اختيار كردم براى خودم و آن را چیزی جز حسن خلق و سخاوت اصلاح نمي كند تا آنجا كه قدرت داريد اين دو صفت را دارا باشيد. 📚 إرشاد القلوب إلى الصواب (للديلمي) ؛ ج‏1 ؛ ص137. 🆔 @huoooo
🔻 پیامبر ص:‏ 🔹 اضْمَنُوا لِي سِتّاً مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَضْمَنْ لَكُمُ الْجَنَّةَ اصْدُقُوا إِذَا حَدَّثْتُمْ وَ أَوْفُوا إِذَا وَعَدْتُمْ وَ أَدُّوا إِذَا اؤْتُمِنْتُمْ وَ احْفَظُوا فُرُوجَكُمْ وَ غُضُّوا أَبْصَارَكُمْ وَ كُفُّوا أَيْدِيَكُمْ‏. 🔸 شش چيز را برای من ضمانت كنيد تا من بهشت را برایتان ضمانت كنم: 1. هنگام سخن گفتن راست بگوئيد. 2. هنگامی که وعده دادید وفا كنيد. 3. هنگامی که چیزی امانت به شما سپرده شد، امانت را باز گردانید. 4. شهوت خود را کنترل کنید. 5. چشمهایتان را کنترل کنید. 6. دستان خود را از حرام باز داريد. 📚 كنز الفوائد ؛ ج‏2 ؛ ص11. 🆔 @huoooo
🔘 اثر نگاه به نامحرم ... 🔻 آیت الله سید جواد حیدری (ره) به اجداد طاهرینم قسم، برای هر نگاه بـه نامحرم، انـسـان را دو هـــزار سـال نگه می‌دارنـد!! دکمه پیراهنی را که با دستـت بستی، چه‌بسا با دست غسّال گشوده شود. 🆔 @huoooo
🔘 امام علی (ع) در دو مورد دعا كردند و خورشيد را باز گرداندند. 1️⃣ أنَّ النَّبِيَّ ص كَانَ ذَاتَ يَوْمٍ فِي مَنْزِلِهِ وَ عَلِيٌّ ع بَيْنَ يَدَيْهِ إِذْ جَاءَهُ جِبْرِيلُ ع يُنَاجِيهِ عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَلَمَّا تَغَشَّاهُ الْوَحْيُ تَوَسَّدَ فَخِذَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع‏ فَلَمْ يَرْفَعْ رَأْسَهُ حَتَّى غَابَتِ الشَّمْسُ فَاضْطُرَّ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع لِذَلِكَ إِلَى صَلَاةِ الْعَصْرِ جَالِساً يُومِئُ بِرُكُوعِهِ وَ سُجُودِهِ إِيمَاءً فَلَمَّا أَفَاقَ مِنْ غَشْيَتِهِ قَالَ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع أَ فَاتَتْكَ صَلَاةُ الْعَصْرِ قَالَ لَهُ لَمْ أَسْتَطِعْ أَنْ أُصَلِّيَهَا قَائِماً لِمَكَانِكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ الْحَالَةُ الَّتِي كُنْتَ عَلَيْهَا فِي اسْتِمَاعِ الْوَحْيِ فَقَالَ لَهُ ادْعُ اللَّهَ تَعَالَى حَتَّى يَرُدَّ عَلَيْكَ الشَّمْسَ حَتَّى تُصَلِّيَهَا قَائِماً فِي وَقْتِهَا كَمَا فَاتَتْكَ فَإِنَّ اللَّهَ يُجِيبُكَ لِطَاعَتِكَ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ فَسَأَلَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فِي رَدِّ الشَّمْسِ فَرُدَّتْ عَلَيْهِ حَتَّى صَارَتْ فِي مَوْضِعِهَا مِنَ السَّمَاءِ وَقْتَ صَلَاةِ الْعَصْرِ فَصَلَّى أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع صَلَاةَ الْعَصْرِ فِي وَقْتِهَا ثُمَّ غَرَبَتْ. 🔸 يكى از اين دو مورد در زمان رسول اكرم (ص) بود. يك روز پيامبر (ص) در منزلش بود و على (ع) نزد ايشان بود كه جبرئيل بر حضرت (ص) نازل شد و از سوى خدا به نجواى با او پرداخت. همين كه وحى حضرت (ص) را در برگرفت، حضرت ران على (ع) را بالش خويش برگزيد و سر خويش برنداشت تا آن كه خورشيد غروب كرد، لذا امير المؤمنين (ع) مجبور شد نماز عصر را نشسته انجام بدهد و ركوع و سجودش را با اشاره به جاى آورد. وقتی پيامبر به هوش آمد به امير المؤمنين (ع) فرمود: آيا نماز عصر را از دست دادى؟ حضرت علی (ع) عرض كرد: به سبب آن كه شما سر خويش بر ران من نهاده بوديد و نيز به سبب وضع خاص شما در گرفتن وحى نتوانستم نماز را ايستاده بخوانم. حضرت محمد(ص) به او فرمود: به پيشگاه خدا دعا كن تا خورشيد را براى تو برگرداند و تو آن را در وقتش ايستاده انجام بدهی و خداوند به سبب فرمانبرى تو از خدا و رسول، دعايت را اجابت مى ‏كند. امير المؤمنين (ع) از خداوند عزّ و جلّ خواست كه خورشيد را باز گرداند، و خورشيد براى او بازگردانده شد و در محل خود در آسمان به هنگام نماز عصر قرار گرفت و امير المؤمنين (ع) نماز عصر را ایستاده انجام داد و سپس خورشيد غروب كرد. 📚 كشف اليقين؛ ص112. 🆔 @huoooo
🔘 امام علی (ع) در دو مورد دعا كردند و خورشيد را باز گرداندند. 2️⃣ لمَّا أَرَادَ أَنْ يَعْبُرَ الْفُرَاتَ بِبَابِلَ اشْتَغَلَ كَثِيرٌ مِنَ الصَّحَابَةِ بِتَعْبِيرِ دَوَابِّهِمْ وَ رِحَالِهِمْ وَ صَلَّى ع بِنَفْسِهِ فِي طَائِفَةٍ مَعَهُ الْعَصْرَ فَلَمْ يَفْرُغِ النَّاسُ مِنْ عُبُورِهِمْ حَتَّى غَرَبَتِ الشَّمْسُ فَفَاتَتِ الصَّلَاةُ كَثِيراً مِنْهُمْ وَ فَاتَ الْجُمْهُورَ فَضْلُ الِاجْتِمَاعِ مَعَهُ فَتَكَلَّمُوا فِي ذَلِكَ فَلَمَّا سَمِعَ كَلَامَهُمْ فِيهِ سَأَلَ اللَّهَ تَعَالَى رَدَّ الشَّمْسِ عَلَيْهِ لِيَجْمَعَ كَافَّةَ أَصْحَابِهِ عَلَى صَلَاةِ الْعَصْرِ فِي وَقْتِهَا فَأَجَابَهُ اللَّهُ تَعَالَى إِلَى رَدِّهَا عَلَيْهِ وَ كَانَتْ فِي الْأُفُقِ عَلَى الْحَالِ الَّتِي تَكُونُ عَلَيْهَا وَقْتَ الْعَصْرِ فَلَمَّا سَلَّمَ الْقَوْمُ غَابَتِ الشَّمْسُ فَسَمِعَ لَهَا وَجِيبٌ شَدِيدٌ فَهَالَ النَّاسُ ذَلِكَ وَ أَكْثَرُوا مِنَ التَّسْبِيحِ وَ التَّقْدِيسِ وَ التَّهْلِيلِ وَ الِاسْتِغْفَارِ. 🔸 مورد دوم پس از پيامبر (ص) بود. هنگامى كه حضرت (ع) مى ‏خواست در بابل از فرات بگذرد. بسيارى از صحابه به گذراندن چهارپايان و بارهاى خود اشتغال داشتند. حضرت (ع) با گروهى از اطرافيان خود نماز عصر خواندند ولى مردم هنوز سرگرم امور مربوط به عبور و مرور بودند كه خورشيد غروب كرد و نماز بسيارى از آن‏ها از دست رفت و مردم فضل نماز جماعت با حضرت (ع) را از دست دادند و لذا در اين باره با حضرت (ع) سخن گفتند. چون حضرت (ع) سخن ايشان را در اين باره شنيد از خداوند خواست خورشيد را براى او باز گرداند تا همه اصحابش بتوانند به جماعت نماز عصر را در موقع فضیلتش، برگزار كنند و خداوند دعاى حضرت را اجابت كرد، و در اين حال خورشيد در افقى قرار گرفت كه به هنگام عصر قرار مى‏ گيرد و همين كه جماعت سلام نماز را دادند خورشيد ناپديد شد و صداى فرو ريزش بلندى از آن شنيده شد. اين صدا، مردم را هراساند و آن‏ها تسبيح، تقديس و تهليل و استغفار خود را افزایش دادند. 📚 كشف اليقين ؛ ص112. 🆔 @huoooo
🔘 کرامتی از شیخ حسنعلی نخودکی(ره) 🔻حاجی ذبیح الله عراقی می گفت: من به بیماری سختی دچار شدم و پزشکان، در اراک و تهران، مرا از بهبودی مأیوس ساختند. به ناچار به مشهد مشرف و به خدمت حضرت شیخ اعلى الله مقامه شرفیاب شدم و عرض کردم، هر مبلغ کـه بـه عـنوان حـق الـعـلاج بخواهید می پردازم، مرا معالجه کنید و از این درد نجاتم دهید. حاج شیخ از شنیدن این سخن، متغیّر شدند و فرمودند: به طبیب مراجعه کن، من که طبیب نیستم و هر چه در این کار اصرار ورزیدم، نپذیرفتند. تا بالاخره با نـامـیدی به حضرت رضا ع، متوسل شدم. یک شب در عالم رؤیا، حضرت را زیارت کردم و پس از عرض حاجت، فرمودند به حاج شیخ مراجعه کن. عرضه داشتم: چـنـد بـار خدمتش رفته و تقاضای معالجه کرده ام، ولی ایشان مرا از خویشتن رانده است. حضرت فرمودند: این بار دیگر هم نزد او برو. گفتم پس نشانه ای مرحمت فرمائید تا مرا بپذیرند. حضرت فرمودند: بگو به این نشانی که طفل شیرخوار همسایه را که مرده بود، به زندگی بـاز گرداندی، مرا معالجه کن. با این نشانی، مجدداً به خدمت شیخ شرفیاب شدم، تا چشم ایشان به من افتاد، با تندی فرمودند: نگفتم باید به طبیب مراجعه کنی؟! عرض کردم: حضرت رضا ع، با این نشانی مرا نزد شما فرستاده اند، تا این سخن را از من شنیدند، فرمودند: خاموش باش! تا من زنده ام این مطلب را با کسی در میان مگذار. آنگاه چند انجیر و مقداری معجون به من دادند که با استفاده از آنها بیماری من بطور کلی رفع شد و شفا یافتم. 📚 نشان از بی نشانها. 🆔 @huoooo
🔻 امام باقر (ع) فرمودند: 🔹 أنَّهُ قَالَ مَا مِنْ مُؤْمِنَيْنِ اهْتَجَرَا فَوْقَ ثَلَاثٍ إِلَّا وَ بَرِئْتُ مِنْهُمَا فِي الثَّالِثَةِ فَقِيلَ لَهُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ هَذَا حَالُ الظَّالِمِ فَمَا بَالُ الْمَظْلُومِ فَقَالَ ع مَا بَالُ الْمَظْلُومِ لَا يَصِيرُ إِلَى الظَّالِمِ فَيَقُولُ أَنَا الظَّالِمُ حَتَّى يَصْطَلِحَا. 🔸 هر دو مؤمن كه از يك ديگر بيش از سه روز قهر كنند من از آن دو در روز سوم بيزارم. عرض شد: يا ابن رسول اللَّه اين سزاى ستمكار است گناه مظلوم چيست كه از او بيزار می شوید؟ حضرت فرمود: چرا مظلوم به نزد ظالم نمي رود تا به او بگويد: تقصير با من بود و با هم آشتى كنند. 📚 الخصال ؛ ج‏1 ؛ ص183. 🆔 @huoooo
7.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔘 نجات حضرت سلمان ع از شیر توسط ابا الغوث علیه السلام 🆔 @huoooo