قَالَ سُوَيْدُ بْنُ غَفَلَةَ دَخَلْتُ عَلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع دَارَهُ فَلَمْ أَرَ فِي الْبَيْتِ شَيْئاً فَقُلْتُ أَيْنَ الْأَثَاثُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ فَقَالَ يَا ابْنَ غَفَلَةَ نَحْنُ أَهْلُ بَيْتٍ لَا نَتَأَثَّثُ فِي الدُّنْيَا نَقَلْنَا أَجَلَّ مَتَاعِنَا إِلَى الْآخِرَةِ إِنَّ مَثَلَنَا فِي الدُّنْيَا كَرَاكِبِ ظِلٍ تَحْتَ شَجَرَةٍ ثُمَّ رَاحَ وَ تَرَكَهَا.
شخصى به نام سويد بن غفله( كه از راويان حديث است و با على ع در جنگ صفين همراه بود) چنين نقل مى كند:
كه به خانه امير المؤمنين ع داخل شدم پس آن جا چيزى از اثاث و لوازم خانه نديدم. پس عرض كردم يا امير المؤمنين اثاث خانه كجا است؟
فرمود: اى سوید ما خانواده اى هستيم كه در دنيا براى خانه خود اثاث تهيّه نمى كنيم، بلكه چيزهاى نفيس و پرقيمت خود را به خانه آخرت انتقال مى دهيم. به درستى كه مَثَل ما در دنيا مانند شخص سوارى است كه در زير درختى بخوابد و استراحت كند پس از آن بيدار شود و آن درخت را واگذارد و برود.
📚 إرشاد القلوب إلى الصواب (للديلمي) ؛ ج1 ؛ ص20.
قَالَ الامام الصادق ع:
بَعَثَ اللَّهُ نَبِيّاً إِلَى قَوْمٍ وَ أَمَرَهُ أَنْ يُقَاتِلَهُمْ فَشَكَا إِلَى اللَّهِ الضَّعْفَ فَأَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنَّ النَّصْرَ يَأْتِيكَ بَعْدَ خَمْسَ عَشْرَةَ سَنَةً فَقَالَ لِأَصْحَابِهِ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَمَرَنِي بِقِتَالِ بَنِي فُلَانٍ فَشَكَوْتُ إِلَيْهِ الضَّعْفَ فَقَالُوا لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ فَقَالَ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ أَوْحَى إِلَيَّ أَنَّ النَّصْرَ يَأْتِينِي بَعْدَ خَمْسَ عَشْرَةَ سَنَةً فَقَالُوا مَا شَاءَ اللَّهُ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ قَالَ فَأَتَاهُمُ اللَّهُ بِالنَّصْرِ فِي سَنَتِهِمْ تِلْكَ لِتَفْوِيضِهِمْ إِلَى اللَّهِ وَ قَوْلِهِمْ مَا شَاءَ اللَّهُ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ.
امام صادق ع: مبعوث كرد خداوند پيغمبرى را بسوى قومى و به او امر كرد كه بايد با آنها بجنگد، او نزد خدا از ضعف شكايت كرد، خداوند عزّ و جل به او وحى كرد كه: پيروزى پس از پانزده سال نصيب تو مى شود، او به اصحابش گفت: خداى عزّ و جل مرا امر كرده به جنگيدن با بنى فلان، و من به او شكايت از ضعف نمودم، گفتند:
«مَا شَاءَ اللَّهُ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّه».
آن پيغمبر گفت: خداوند وحى كرد به من كه پيروزى بعد از پانزده سال برايم حاصل مى شود، گفتند:
«مَا شَاءَ اللَّهُ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّه».
، گفت: خداوند متعال در همان سال پيروزى را نصيبشان گرداند بعلت اينكه كارهايشان را واگذار به خدا كردند، و گفتند:
«مَا شَاءَ اللَّهُ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّه»،
یعنی هر چه خدا بخواهد، و نيست حول و قوّه اى مگر حول و قوّه الهى.
📚 مشكاة الأنوار في غرر الأخبار ؛ النص ؛ ص20.
رُوِيَ: «أَنَّ مَنْ أَصَابَتْهُ شِدَّةٌ وَ كَانَتْ لَهُ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى حَاجَةٌ بَالِغاً مَا بَلَغَتْ فَلْيُصْبِحْ يَوْمَ الْجُمُعَةِ صَائِماً وَ لْيَقُلْ سِتَّمِائَةِ مَرَّةٍ مَا شَاءَ اللَّهُ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ ثُمَّ يَسْأَلُ اللَّهَ تَعَالَى حَاجَتَهُ تُقْضَى سَرِيعاً إِنْ شَاءَ اللَّهُ تَعَالَى».
سیّد بن طاووس رحمة الله علیه می فرماید که روایت شده است: هر کس مبتلا به سختی و بلائی شده و از درگاه خداوند متعال حاجتی بخواهد هر اندازه که حاجتش بزرگ باشد، پس باید صبح جمعه درحالی که روزه است ششصد مرتبه بگوید:
« مَا شَاءَ اللَّهُ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ» سپس از خداوند حاجت خود را بخواهد، ان شاء الله حاجتش سریعاً برآورده خواهد شد.
📚 جمال الأسبوع بكمال العمل المشروع، ص: 346.
عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَ يُسْتَجَابُ لِلرَّجُلِ الدُّعَاءُ ثُمَّ يُؤَخَّرُ قَالَ نَعَمْ عِشْرُونَ سَنَةً.
اسحاق بن عمار می گوید: به امام صادق (ع) عرضه داشتم: آيا می شود دعاى كسى به اجابت برسد ولى به تاخير انداخته شود؟ فرمود بله تا بيست سال.
📚 عدة الداعي و نجاح الساعي؛ ص203.
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص:
اللَّهُمَّ ارْزُقْ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ وَ مَنْ أَحَبَّ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ الْعَفَافَ وَ الْكَفَافَ وَ ارْزُقْ مَنْ أَبْغَضَ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ كَثْرَةَ الْمَال.
رسول خدا ص: خدايا! به محمد و آل محمد ص و کسانی که محمد و ال محمد را دوست دارند، به اندازۀ کفایت روزی عطا فرما، و به دشمنان آنان مال فراوان بده.
📚 النوادر (للراوندي) ؛ ص16.
ایت الله قاضی ( ره) می گوید:
چون بیست سال تمام چشمم را کنترل کرده بودم، چشم ترس برای من آمده بود، چنان که هر وقت می خواست زن نامحرمی وارد شود از دو دقیقه قبل خود به خود چشم هایم بسته می شد و خداوند به من منت گذاشت که چشم من بی اختیار روی هم می آمد و آن مشقت از من رفته بود.
📚 عطش، صفحه ۱۸.
🆔 @huoooo
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص:
مَا رَفَعَ النَّاسُ أَبْصَارَهُمْ إِلَى شَيْءٍ إِلَّا وَضَعَهُ اللَّهُ تَعَالَى.
رسول خدا ص: مردم چشم خود را به چيزى بالا نمى برند، مگر اين كه خدا آن را پايين مى آورد!
✍ این روایت اشاره به چشم زخم دارد. مىتوان گفت: گاه چيزى كه در چشم كسى بزرگ و زيبا به نظر مىرسد و به چشم او مىآيد ناگاه در هم مىشود و دگرگونى مىيابد. چنان كه نقل شده كه ناقه پيامبر كه «عضباء» نام داشت و هرگز در هيچ مسابقهاى شكست نخورده بود، روزى شكست خورد.
📚 النوادر (للراوندي) ؛ ص17.
🆔 @huoooo
امام صادق ع به ابو حمزه ثمالى فرمود:
يَا أَبَا حَمْزَةَ مَا كَانَ وَ لَنْ يَكُونَ مُؤْمِنٌ إِلَّا وَ لَهُ بَلَايَا أَرْبَعٌ إِمَّا أَنْ يَكُونَ جَارٌ يُؤْذِيهِ أَوْ مُنَافِقٌ يَقْفُو أَثَرَهُ أَوْ مُخَالِفٌ يَرَى قِتَالَهُ جِهَاراً [جِهَاداً] أَوْ مَنْ [مُؤْمِنٌ] يَحْسُدُهُ ثُمَّ قَالَ أَمَا إِنَّهُ أَشَدُّ الْأَرْبَعَةِ عَلَيْهِ لِأَنَّهُ يَقُولُ فَيُصَدَّقُ عَلَيْهِ وَ يُقَالُ هَذَا رَجُلٌ مِنْ إِخْوَانِهِ فَمَا بَقَاءُ [ممانعا] الْمُؤْمِنِ بَعْدَ هَذَا [هَذِهِ].
اى ابو حمزه! مؤمنى نبوده و هرگز نخواهد بود مگر آنكه چهار نوع بلا برايش وجود داشته و دارد:
1. يا آن كه همسايه اى آزارش دهد،
2. يا منافقى دنباله آثار و حركات او است،
3. يا مخالفى كه كشتن او را جهاد می شناسد،
4. يا مؤمنى كه نسبت به او حسادت ورزد.
سپس حضرت فرمود: همانا چهارمى شديدترين آنها است، چون كه مومن (سخنى را) مى گويد و تصديق و تأييد مى گردد، بعد از آن گفته می شود كه اين كسى كه او را تصديق كرد از خودشان است (ضرب المثل معروف: به هم ديگر، نان قرض مى دهند)، پس ديگر جايگاهى براى ادامه زندگى مؤمن بعد از آن نخواهد بود.
📚 التمحيص ؛ ص32.
🆔 @huoooo
في نهار الجمعة ساعتان ما بين فراغ من الخطبة إلى أن تستوي الصفوف بالناس و أخرى من آخر النهار و روي إذا غاب نصف القرص.
در روز جمعه دو ساعت [ساعت استجابت دعا] است:
۱. ساعت فراغ امام جمعه از خطبه تا بر قرارى صفوف نماز.
۲. ساعت پايان روز جمعه که روايت شده هنگام غروب نصف قرص خورشيد است.
📚 عدة الداعي و نجاح الساعي ؛ ص46.
امام صادق (ع):
از فروتنى است كه هر كس را كه ملاقات كردى سلام كنى.
📚 الخصال / ترجمه جعفرى ؛ ج1 ؛ ص25.
رسول خدا ص:
مَنْ تَظَاهَرَتْ نِعَمُ اللَّهِ عَلَيْهِ فَلْيُكْثِرِ الشُّكْرَ وَ مَنْ أُلْهِمَ الشُّكْرَ لَمْ يُحْرَمِ الْمَزِيدَ وَ مَنْ كَثُرَ هُمُومُهُ فَلْيُكْثِرْ مِنَ الِاسْتِغْفَارِ وَ مَنْ أَلَحَّ عَلَيْهِ الْفَقْرُ فَلْيُكْثِرْ مِنْ قَوْلِ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ.
هر گاه نعمتهاى فراوان خداوند به سوى كسى روى آورد، حتما بايد به شكر و سپاس خود بيفزايد، و به هر كس روح شكرگزارى دميده شود، از افزايش نعمت محروم نمى گردد، و هر كس غم و غصّه اش زياد گردد، بايد زياد استغفار كند، و هر كس فقر بر او اصرار دارد و او را رها نمی کند، بايد زياد بگويد: «لا حول و لا قوّة إلّا باللَّه».
📚 النوادر (للراوندي) ؛ ص15.
🆔 @huoooo
امام كاظم ع فرمودند:
به امام صادق ع گفته شد: مرگ را براى ما وصف فرما.
فرمودند: براى مؤمن مثل خوشبوترين گلها است، كه آن را مى بويد و از بوى خوش آن، از حال ميرود و خستگى و درد از او منقطع مى شود، و براى كافر مانند نيش افعى و عقرب بلكه سختتر است. سؤال شد: بعضى مى گويند مرگ از تكّه تكّه شدن با ارّه و قيچى و كوبيده شدن با سنگ و چرخاندن سنگ آسيا بر حدقه چشم سختتر است، (نظر شما چيست؟)
حضرت فرمودند: براى بعضى از كافرين و فاجرين همين طور است، و آن چيزى كه از اين هم شديدتر است عذاب آخرت است، زيرا از عذاب دنيا سخت تر و شديدتر است.
گفته شد: پس چرا ما مى بينيم جان كندن بر بعضى از كفّار آسان است، در حالى كه مى خندد و سخن مى گويد، مى ميرد؟ و بعضى از مؤمنين هم همين طورند؟ ولى بعضى از مؤمنين و كافرين در هنگام سكرات موت دچار اين سختى ها مى شوند؟
حضرت فرمودند:
راحتى مؤمن در آن حال ثواب زودرس است و سختى هنگام مرگ براى او باعث پاك شدن از گناه است تا با پاكى و تميزى به آخرت وارد شود و بدون هيچ مانعى استحقاق ثواب ابدى را داشته باشد.
امّا راحتى كافر در آن حال، بخاطر آن است كه اجر نيكى هاى خود را بطور تمام و كمال در دنيا دريافت دارد و وقتى وارد آخرت مى شود جز عذاب نبيند.
و سختى حال كافر در موقع مرگ آغاز عذاب او است و اين بخاطر آن است كه خداوند عادل است و ظلم نمى كند.
حضرت ادامه دادند: از امام صادق عليه السّلام در باره طاعون سؤال شد.
آن حضرت فرمودند: براى عدّه اى عذاب و براى عدّه اى ديگر رحمت است.
گفتند: چگونه ممكن است رحمت عذاب باشد؟!
فرمودند: آيا نمى دانيد آتش جهنّم براى كافرين عذاب است ولى براى خزنه جهنّم( فرشتگان عذاب) كه با كافرين در آنجا هستند، مايه رحمت است؟
📚 ترجمه عيون أخبار الرضا عليه السلام ؛ ج1 ؛ ص561.
🆔 @huoooo