امام حسن عسکری ع:
جُرْأَةُ الْوَلَدِ عَلَى وَالِدِهِ فِي صِغَرِهِ تَدْعُو إِلَى الْعُقُوقِ فِي كِبَرِهِ.
جرات فرزند نسبت به پدر در كوچكى موجب نافرمانى او مى شود در بزرگى.
📚 بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج75 ؛ ص374.
🆔 @huoooo
امیرالمؤمنین ع:
دليل عقل المرء قوله، و دليل أصله فعله.
گفتار آدمى نشانه عقل اوست، و كردار او نشانه اصالتش.
📚 نثر اللآلئ / ترجمه شيخى ؛ النص ؛ ص66.
🆔 @huoooo
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اخلاص ایت الله قاضی رحمه الله
🎙 سید محمد محسن طهرانی
🆔 @huoooo
امیر المومنین ع:
الْبَشَاشَةُ فَخُّ الْمَوَدَّةِ وَ الْمَوَدَّةُ قَرَابَةٌ مُسْتَفَادَة، لَا يُفْسِدُكَ الظَّنُّ عَلَى صَدِيقٍ أَصْلَحَهُ لَكَ الْيَقِين .
خوشرویی دامی برای دوست پیدا کردن است و دوست، خویشاوندی است که تو بدست اورده ای. دوستى را كه با يقين بدست آوردى به بدگمانى از دست مده.
📚 كنز الفوائد ؛ ج1 ؛ ص93.
🆔 @huoooo
إبراهيم بن محمّد الهمدانيّ قال: قلت لأبي الحسن الرضا عليه السلام: لأيّ علّة غرق اللَّه فرعون و قد آمن به؟ قال: لأنّه آمن عند رؤية البأس، و هو غير مقبول- إلى أن قال:- و لعلّة اخرى غرق اللَّه فرعون، و هي أنّه استغاث بموسى حين أدركه الغرق و لم يستغث باللَّه، فأوحى اللَّه إلى موسى، يا موسى، إنّك ما أغثت فرعون لأنّك لم تخلقه، و لو استغاث بي لأغثته.
ابراهيم بن محمد همدانى می گوید: من به امام رضا ع عرض كردم: چرا خداوند فرعون را غرق كرد، در حالى كه فرعون ايمان آورده بود؟
حضرت فرمود: بواسطه اين كه فرعون پس از مشاهده عذاب ايمان آورد، ايمان در اين حال قبول نيست.
بعد هم حضرت فرمود: غرق فرعون علت ديگرى هم داشت و آن اين بود كه فرعون هنگام غرق شدن از موسى كمك خواست نه از خداوند. پس خداوند به موسى وحى فرمود: اى موسى، تو به او كمك نکردی چون تو او را خلق نكردى ولى اگر فرعون از من يارى مى خواست من او را نجات مى دادم.
📚 الجواهر السنية في الأحاديث القدسية (كليات حديث قدسى) ؛ ص131.
🆔 @huoooo
امیرالمؤمنین ع:
داو من جفاك تخجيلا.
كسى را كه به تو جفا كرده است، شرمنده نيكى خود كن تا ترك جفا كند.
📚 نثر اللآلئ / ترجمه شيخى ؛ النص ؛ ص66.
🆔 @huoooo
امیر المومنین ع:
مَنْ حَفَرَ لِأَخِيهِ بِئْراً وَقَعَ فِيهَا وَ مَنْ هَتَكَ حِجَابَ غَيْرِهِ انْكَشَفَ عَوْرَاتُ بَيْتِهِ وَ مَنْ نَسِيَ زَلَلَهُ اسْتَعْظَمَ زَلَلَ غَيْرِه.
هر كس سر راه برادران چاهى بكند خود در آن افتد، و هر كه پرده ديگران را بدرد عيوب خانه اش از پرده بيرون افتد، و هر كه لغزشهاى خود را فراموش كند لغزشهاى ديگران را بزرگ شمارد.
📚 الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج8 ؛ ص19.
🆔 @huoooo
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص:
الصَّبْرُ ثَلَاثَةٌ صَبْرٌ عِنْدَ الْمُصِيبَةِ وَ صَبْرٌ عَلَى الطَّاعَةِ وَ صَبْرٌ عَنِ الْمَعْصِيَةِ فَمَنْ صَبَرَ عَلَى الْمُصِيبَةِ حَتَّى يَرُدَّهَا بِحُسْنِ عَزَائِهَا كَتَبَ اللَّهُ لَهُ ثَلَاثَمِائَةِ دَرَجَةٍ مَا بَيْنَ الدَّرَجَةِ إِلَى الدَّرَجَةِ كَمَا بَيْنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ وَ مَنْ صَبَرَ عَلَى الطَّاعَةِ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ سِتَّمِائَةِ دَرَجَةٍ مَا بَيْنَ الدَّرَجَةِ إِلَى الدَّرَجَةِ كَمَا بَيْنَ تُخُومِ الْأَرْضِ إِلَى الْعَرْشِ وَ مَنْ صَبَرَ عَنِ الْمَعْصِيَةِ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ تِسْعَمِائَةِ دَرَجَةٍ مَا بَيْنَ الدَّرَجَةِ إِلَى الدَّرَجَةِ كَمَا بَيْنَ تُخُومِ الْأَرْضِ إِلَى مُنْتَهَى الْعَرْشِ.
رسول خدا ص: صبر بر سه قسم است: صبر بر مصيبت و صبر بر طاعت و صبر از گناه.
پس هر كه بر مصيبت صبر كند تا آن را با تسلى خوبى رد كند، خدا برايش 300 درجه نويسد كه ميان هر درجه تا درجه ديگر باندازه فاصله ميان آسمان و زمين باشد.
هر كه بر طاعت صبر كند خدا برايش 600 درجه نويسد كه ميان هر درجه تا درجه ديگر باندازه فاصله ميان قعر زمين تا عرش باشد.
هر كه از گناه صبر كند، خدا برايش 900 درجه نويسد كه ميان هر درجه تا درجه دیگر باندازه فاصله ميان قعر زمين تا پايان عرش باشد.
📚 الكافي (ط - الإسلامية)؛ ج2 ؛ ص91.
🆔 @huoooo
أَوْحَى اللَّهُ تَعَالَى إِلَى نَبِيٍّ مِنْ أَنْبِيَائِهِ ابْنَ آدَمَ اعْلَمْ أَنَّ الْخُلُقَ الْحَسَنَ يُذِيبُ السَّيِّئَةَ كَمَا تُذِيبُ الشَّمْسُ الْجَلِيدَ وَ أَنَّ الْخُلُقَ السَّيِّئَ يُفْسِدُ الْعَمَلَ كَمَا يُفْسِدُ الْخَلُّ الْعَسَلَ.
خداوند به یکی از انبیاء وحی کرد که ای فرزند آدم بدان که اخلاق خوب گناه را آب كند چنانچه خورشيد يخ را آب كند و به راستى كه اخلاق بد عمل را تباه كند چنانچه سركه عسل را تباه کند.
📚 كنز الفوائد ؛ ج1 ؛ ص135.
🆔 @huoooo
حکایت
اعتراض مادر شیخ انصاری رحمه الله
شیخ انصاری قدس سره برادری داشت به نام شیخ منصور که از دانشمندان بزرگ و جلیل القدر بود، ولی بسی تنگدست و فقیر. روزی مادر وی به حالش رقّت کرد و به برادر بزرگترش شیخ انصاری که در آن هنگام مرجع یگانه شیعه بود، گله کرد و زبان به اعتراض گشود که: تو می دانی که برادرت منصور با این عائله سنگین، در شدّت فقر به سر می برد، و ماهانه ای که به او می دهی، سدّ احتیاجات او را نمی کند، در صورتی که این همه اموال تحت تصّرف توست و می توانی به او بیش از دیگران کمک کنی. شیخ به دقّت به سخنان مادر گوش فرا داد و هنگامی که سخنش به پایان رسید، کلید اتاقی را که وجوه شرعی در آن بود، تحویل مادر داد و خطاب به وی با لحنی مؤدّبانه و خاضعانه، چنین اظهار کرد: مادر بیا این کلید را بگیر و هر چه پول برای منصور می خواهی بردار؛ به شرط این که در قبال آن، من مسئولیتی نداشته باشم و وبال آن بر دوش خودت باشد و تو آن را تحمّل کنی این اموال که نزد من است، حقوق فقیران و مستمندان است و بین آنان به طور مساوی تقسیم می شود. همه تنگدستان در این باب یکسانند، و بسان دندانه های شانه. و هیچ کدام بر دیگری برتری ندارند. مادر اگر جوابی برای فردای قیامت –در قبال این مبلغ اضافی که برای منصور برمی داری– داری، هر چه می خواهی انجام ده؛ ولی بدان که حسابی در پیش است بس دقیق و سخت و هولناک و بدون کمترین مسامحه. مادر شیخ وقتی این جملات را شنید، از خوف خداوند، لرزه بر اندامش افتاد و از گفته خویش، توبه کرد و در حالی که کلید را به فرزند تقدیم می کرد، از او پوزش طلبید و مستمندی منصور را به فراموشی سپرد.
📚: سیمای فرزانگان ص427.
🆔 @huoooo